تبليغاتX
اختر فیزیک



اختر فیزیک
فهرست اصلی

آرشیو مطالب

آمار سايت
بهترين نويسندگان:
مهرداد ملک محمدی
یلدا
مهسا

آمار سایت:
بازدید کل:
سایت های مرتبط با ما

قالب های ساخته شده:

آخرین مطالب

رویت هلال

بچه ها با نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان را به همه تبریک میگم

یه سری مطلب در مورد رویت هلال براتون گذاشتم امید وارم هلال ماه رو به راحتی رویت کنید

Ninja!


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 | بازديدها: |

بررسی رؤيت پذيری هلال
 

بررسی رؤيت پذيری هلال رمضان 1426 بر اساس معيار پروفسور برنارد يالوپ

 

بنام خدا

با سلام خدمت  اساتید ، همکاران وکارشناسان رصدگر هلال وسایر علاقه مندان به موضوع رؤیت هلال ماه

بعد از گذشت هشت ماه انتظار( از هلال محرم 1426 ) دوباره فرصت آن رسید تا بتوانیم بار دیگر معیارهای رؤیت هلال را بیازماییم (در اینجا فقط به بررسی معیار یالوپ می پردازیم)، اینبار قرعه به نام هلال ماه مبارک رمضان افتاده است و چه هدیه ای از این بهتر که بتوانیم با یک تیر چند نشان را بزنیم ؛ از یک طرف ارزش فراوان مذهبی  و از طرف دیگر ارزش علمی  رؤیت این هلال باعث صد چندان شدن جذابیت آن شده است . موقع آن رسیده که رصدگران هلال بار دیگر سر از پا نشناخته و با برنامه ریزی بسیار دقیق و مسلح کردن خود به انواع و اقسام ابزارهای رصدی مناسب بر حسب موقعیت جغرافیایی به شکار این موهبت الهی (هلال دل فریب) بپردازند. ارتفاع کم این هلال وبه دنبال آن مکث بسیار کم آن باعث تبدیل شدن این هلال به یک هلال بحرانی شده است وبرای رصد آن احتیاج به یک افق عاری از گرد وغبار ویا ابر هستیم .

 

- مقارنه ماه و خورشيد برای هلال رمضان 1426

مقارنه ماه و خورشيد ، هنگامی است که مراکز زمين ، ماه و خورشيد در يک صفحه قرار گيرند. اگر در اين زمان ، مراکز اين سه جرم بر روی يک خط قرار داشته باشند پديده ی خورشيد گرفتگی مشاهده خواهد شد. مقارنه ماه و خورشيد برای هلال رمضان 1426  در ساعت 10:28 روز دوشنبه 3 اکتبر 2005 به وقت بین المللی ( ساعت 13:58 روز دوشنبه 11 مهر 1384 مصادف با 28 شعبان 1426 به وقت رسمی ایران ) روی خواهد داد. بر اساس قواعد علم نجوم ، ماه قمری از زمان وقوع مقارنه ماه و خورشيد آغاز می شود ولی بر اساس احکام فقهی ، ملاک آغاز ماه قمری ، رويت هلال ماه ، پس از غروب خورشيد است.

 

- وضعيت رويت پذيری هلال رمضان 1426 در غروب روزدوشنبه 11 مهر1384 ، 28 شعبان 1426 و 3 اکتبر 2005

نقشه زیر وضعيت رويت پذيری هلال رمضان 1426 را برای روز دوشنبه 11 مهر 1384 نشان می دهد. بدليل فاصله زمانی بسيار کم بين مقارنه ماه و خورشيد با غروب خورشيد روز دوشنبه 11 مهر ماه ، نه تنها در ايران ، بلکه در هيچ نقطه از خشکی های کره زمين ، هلال رمضان ، در غروب روز دوشنبه قابل رويت نخواهد بود

 

در سه نقطه شاخص واقع در شمال غرب ، غرب و جنوب غربی ايران ، مختصات هلال رمضان در زمان غروب خورشيد روز دوشنبه 11مهر ماه به شرح ذيل است:

 

آبادان

نفت شهر

روستای پير احمد کندی

 

30:20N  48:18E

33:59N  45:24E

39:22N  44:02E

مختصات شهر

18:00

18:10

18:13

زمان غروب خورشيد

-0.020°

-0.029°

-0.152°

ارتفاع ماه

-1.468°

-1.616°

-1.744°

اختلاف سمت ماه و خورشيد

1.500°

1.635°

1.746°

جدائی زاويه ای ماه و خورشيد

0.03%

0.03%

0.03%

فاز ماه

1 m

1 m

0.5 m

مدت مکث ماه به دقيقه

 

 

  

مختصات اين هلال در شهرهای سانتياگو ( پايتخت کشور شيلی ) و ليما ( پايتخت کشور پرو ) که در منتهی اليه غرب قاره امريکای جنوبی واقع شده اند برای غروب روزدوشنبه 11 مهر برابر با 3 اکتبر 2005 به شرح زير است:

 

 

 

سانتياگو

ليما

 

33:27S  70:38W

12:06S  77:03W

مختصات شهر

 

18:47 LT

18:04 LT

زمان غروب خورشيد

 

4.256°

4.276°

ارتفاع ماه

 

0.800°

-1.435°

اختلاف سمت ماه و خورشيد

 

4.976°

5.136°

جدائی زاويه ای ماه و خورشيد

 

0.26%

0.28%

فاز ماه

 

24 m

21 m

مدت مکث ماه به دقيقه

 

 

 

 

 

تمامی اين اطلاعات نشان دهنده این است که در غروب روز دوشنبه 11 مهر در تمام اين مناطق ، جدائی زاويه ای ماه و خورشيد از حد آندره دانژان کمتر بوده و ساير پارامترهای ماه نيز از رکوردهای پذيرفته شده جهانی رويت هلال ماه بسيار کمتر است ، در نتيجه هلال ماه در هيچ يک از اين نقاط قابل رويت نخواهد بود. بنابراين ، بررسی رويت هلال رمضان 1426 بايد برای غروب روز سه شنبه 12 مهر 1384 مصادف با 29 شعبان 1426 و برابر با 4 اکتبر 2005 صورت پذيرد. لازم به ذکر است برای محاسبه مختصات ماه از نرم افزار محاسبات ماه ( ويرايش 6 ، دکتر منظور احمد ) استفاده شده است.

 

- وضعيت رويت پذيری هلال رمضان 1426 در غروب روزسه شنبه 12 مهر1384 ، 29 شعبان 1426 و 4 اکتبر 2005

در نظريه دکتر برنارد يالوپ ، پارامتری که " کيو " ناميده شده است ، محاسبه و مورد بررسی قرار ميگيرد. برای محاسبه " کيو " ، از اختلاف ارتفاع ماه و خورشيد در دستگاه مختصات زمين مرکزی و ضخامت هلال در دستگاه مختصات مکان مرکزی در زمانی که از لحظه غروب خورشيد به ميزان چهار نهم مدت مکث ماه گذشته باشد استفاده ميشود. در اين معيار ، مقدار اين پارامتر تعيين کننده وضعيت رويت پذيری هلال است بگونه ای که اگر:

 

(A)             q > +0·216               Easily visible (ARCL ³ 12°)                                        

(B)      +0·216 ³ q > -0·014      Visible under perfect conditions

(C)      -0·014 ³ q > -0·160      May need optical aid to find crescent                        

(D)      -0·160 ³ q > -0·232      Will need optical aid to find crescent

(E)      -0·232 ³ q > -0·293       Not visible with a telescope ARCL £ 8·5°

(F)             -0·293 ³ q               Not visible, below Danjon limit, ARCL £ 8°                   

 

 

 

 

اگر هلال در قسمت " آ " قرار گيرد ، رويت آن با چشم غير مسلح ، به راحتی مقدور است .

اگر هلال در قسمت " بی " قرار گيرد ، رويت هلال با چشم غير مسلح در صورت وجود شرايط مناسب رصدی (مکانی و جوی) مقدور است.

اگر هلال در قسمت "سی " قرار گيرد ، رويت هلال با ابزار اپتيکی مقدور و رويت آن با چشم غير مسلح محتمل است.

اگر هلال در قسمت " دی " قرار گيرد ، رويت هلال فقط با ابزار اپتيکی مقدور است.

اگر هلال در قسمت " ای " قرار گيرد ، جدايی زاويه ای ماه و خورشيد از حد نظری آندره دانژان بيشتر است ولی هلال قابل رويت نيست.

اگر هلال در قسمت " اف " قرار گيرد ، جدايی زاويه ای ماه و خورشيد از حد نظری آندره دانژان کمتر است و هلال قابل رويت نيست.

 

حال با توجه به مقادیر مختلف پارامتر "کیو" در نقاط مختلف کشور عزیزمان ایران می توان خطوط رؤیت پذیری هلال را بر اساس این معیار رسم کرد و محدوده های رؤیت پذیری را مشخص نمود. نقشه زیر وضعيت خطوط  و رؤیت هلال رمضان 1426 را برای  روز سه شنبه 12 مهر 1384 نشان می دهد:

 

 

 

خط صورتی (بر اساس پارامتر"کیو"   159/ 0-)

در غرب ایران از نقطه (صورتی 1)، 1 کیلومتری غرب روستای کبکان در استان بوشهر با مشخصات مندرج درجدول زیر، می گذرد.

در شرق ایران از نقطه (صورتی 2)، 10 کیلومتری جنوب شرق روستای هنگ  در استان سیستان وبلوچستان با مشخصات مندرج درجدول زیر، می گذرد.

 

خط سبز (بر اساس پارامتر"کیو"    231/0-)

در غرب ایران از نقطه (سبز 1)، 16 کیلومتری جنوب غرب روستای ابوغویر در استان ایلام  با مشخصات مندرج درجدول زیر، می گذرد.

در شرق ایران از نقطه (سبز 2)، 9 کیلومتری شمال شرق روستای قلعه روم در استان سیستان وبلوچستان با مشخصات مندرج درجدول زیر، می گذرد.

 

خط آبی{خط اصلاحی معیار یالوپ} (بر اساس پارامتر"کیو"    280/0-)

در غرب ایران از نقطه (آبی 1)،  5/1 کیلومتری جنوب غرب روستای هووان در استان کرمانشاه با مشخصات مندرج درجدول زیر، می گذرد.

در شرق ایران از نقطه (آبی 2)، 5/19 کیلومتری شرق روستای چاه مضراب در استان خراسان جنوبی با مشخصات مندرج درجدول زیر، می گذرد.

 

 

قابل ذکر است که برای تعیین مختصات نقاط شاخص دو طرف خطوط ، با استفاده از نرم افزار قدرتمند (مایکروسافت انکارتا) و سی دی  اطلس ایران و نقشه های گیتا شناسی ،استفاده شده است واین نقاط   با دقت ( مثبت و منفی ، یک دقیقه قوسی ) محاسبه و ترسیم شده اند.

 

 

 

جدول مختصات هلال رمضان 1426 در لحظه غروب خورشيد روز سه شنبه 12 مهر 1384 ، 29 شعبان 1426 ، 4 اکتبر 2005

برای  نقاط شاخص دو طرف خطوط ترسیمی

اختلاف ساعت رسمی ایران با زمان بین المللی 03:30 است.

 

 

سبز 2

سبز 1

صورتی 2

صورتی 1

نقاط شاخص (دو سر خطوط)

30:17N  61:17E

32:11N  47:33E

26:27N  62:17E

28:10N  51:17E

طول وعرض جغرافیایی مکان 

-0.231

-0.231

-0.159

-0.159

میزان پارامتر q

17:07

18:01

17:04

17:48

زمان غروب خورشید

265.252

265.166

265.367

265.306

سمت خورشید

27h 09m

28h 03m

27h 06m

27h 50m

سن ماه در زمان غروب خورشید

5.342

5.185

6.042

5.913

ارتفاع ماه

254.153

253.456

254.770

254.188

سمت ماه

-11.099

-11.710

-10.597

-11.119

اختلاف سمت ماه و خورشید

12.618

13.085

12.545

12.921

جدایی زاویه ای ماه و خورشید

1.30%

1.39%

1.30%

1.37%

فاز ماه

29m

29m

31m

31m

مکث ماه

0.37

0.40

0.36

0.39

ضخامت هلال

17:36

18:30

17:35

18:19

زمان غروب ماه

 

 

 

 

آبی 2

آبی 1

نقاط شاخص

32:47N  60:41E

34:42N  45:40E

طول وعرض جغرافیایی مکان 

-0.280

-0.280

میزان پارامتر q

17:08

18:07

زمان غروب خورشید

265.159

265.059

سمت خورشید

27h 10m

28h 10m

سن ماه در زمان غروب خورشید

4.869

4.701

ارتفاع ماه

253.761

253.018

سمت ماه

-11.399

-12.041

اختلاف سمت ماه و خورشید

12.665

13.147

جدایی زاویه ای ماه و خورشید

1.31%

1.40%

فاز ماه

28m

28m

مکث ماه

0.37

0.40

ضخامت هلال

17:36

18:35

زمان غروب ماه

 

 

 

 

- بررسی محدوده های رؤیت هلال بر اساس معيار پروفسور برنارد يالوپ

 

بر اساس اين نظريه ، در شامگاه روز سه شنبه 12 مهر ماه سال جاری بخشهای وسيعی از ايران برای رويت پذيری هلال رمضان  مناطق " سی " و " دی " قرار می گيرد.

 

تمامی نقاطی که در روی خط صورتی و زیر آن قرار دارند درمحدوده "سی" قرار می گیرند. یعنی در این مناطق رؤیت هلال ماه براحتی توسط ابزار صورت گرفته ودر صورت وجود آسمانی پاک و شفاف احتمال رؤیت با چشم غیر مسلح  هم وجود دارد. ازجمله این مناطق می توان شهرهای لار ، بندر دیر، بندر کنگان ، بندرلنگه ، بندر عباس ، چابهار و جزایر قشم ، کیش ، ابوموسی ، تنب بزرگ و کوچک را نام برد.

 

تمامی نقاطی که در بالای خط صورتی تا روی خط سبز قرار دارند در محدوده "دی" قرار می گیرند . به این معنی که در این محدوده برای رؤیت هلال احتیاج به ابزار است و هرچه از خط صورتی فاصله گرفته و به خط سبز نزدیک تر می شویم به خاطر کم شدن ارتفاع ماه در لحظه غروب خورشید و کم شدن مکث آن، احتیاج به افق رصدی باز و ابزار قدرتمندتری است. که در این محدوده ميتوان شهرهای  زاهدان ، سراوان ، کرمان ، بم ، جیرفت ، شیراز ، صفا شهر ، سعادت شهر ، فسا ، جهرم ، یاسوج ، اهواز و آبادان را نام برد.

 

تمامی نقاطی که در حد فاصل دو خط سبز و آبی  قرار دارند ، طبق نظریه یالوپ با وجود آنکه ، جدايی زاويه ای ماه و خورشيد از حد نظری آندره دانژان بيشتر است ولی هلال قابل رويت نيست . شهرهایی را که در این محدوده قرار می گیرند در دو دسته نام می بریم ؛  دسته اول شهر های  زابل ، یزد ، اردکان ، اصفهان ، نجف آباد ، شهررضا ، شاهین شهر، شهرکرد ، دزفول و دهلران ؛ دسته دوم شهرهای  بیرجند ، کاشان ، اراک ، کرم

 

انشاه  و قصرشیرین  را می توان نام برد. ( دلیل این تقسیم بندی و به طور کلی این محدوده را در قسمت خط آبی یا خط اصلاحی معیار یالوپ بیشترمورد بررسی قرار خواهیم داد.)

 

آنچه که گذشت بررسی رؤیت هلال رمضان از دیدگاه معیار یالوپ بود اما در قسمت بعد به نقد و بررسی این نظریه با توجه به تجربیات رصدی بدست آمده در چند سال اخیر می پردازیم.

  

 

- وضعیت رؤیت پذیری هلال رمضان 1426 درغروب روزسه شنبه 12 مهر 1384 براساس خط اصلاحی معیاریالوپ { خط آبی } (بر اساس پارامتر"کیو"   280/0-)

همانگونه که در مطالب فوق ذکر شد آخرین حد رؤیت هلال رمضان امسال با ابزار قدرتمند از دیدگاه معیار یالوپ خط سبز با پارامتر"کیو"      ( 231/0 -) است واز دیدگاه معیار یالوپ از خط سبز بالاتر هلال قابل رؤیت نیست . اما موضوع به اینجا ختم نمی شود ، چون در چند سال اخیر رصدگران هلال ماه با انجام رصدهای متعدد در پی مهک زدن نظریه ها ومعیارهای رؤیت هلال بوده اند که معیار یالوپ نیز از این قضیه بی بهره نبوده وتا کنون هفت بار به چالش كشيده شده است که شش بار آن مربوط به رصدگران ایرانی ودر ایران بوده است . وجود چندین تجربه رصد موفق هلال با دوربینهای دوچشمی قدرتمند در خارج از محدوده معیار یالوپ نشان میدهد که احتمالا" مقدار پارامتر "کیو" برای رویت هلال با دوربینهای قدرتمند کنونی ، می تواند تا میزان ( 280/0-  ) کاهش یابد. بنابراین حد نهایی پیشنهادی برای استقرار رصدگرانی که با دوربین دوچشمی به رصد هلال می پردازند بر اساس خط آبی تعیین خواهد شد.

 با توجه به رصدهای صورت گرفته می توان خط آبی را براساس پارامتر "کیو"( 280/0- ) ترسیم کرد. با این تفاسیر می توان گفت که محدوده رؤیت پذیری این هلال با ابزار از بالای خط صورتی شروع شده وتا  خط آبی ادامه می یابد. در اینجا است که هلال جذاب و بحرانی رمضان امسال ، از لحاظ علمی نیز از اهمیت بالایی برخوردار می شود و رصدگران هلال بار دیگر می توانند با رصد های ارزشمند خود وتهیه گزارش در جهت آزمايش این معیار گام بردارند .

با توجه به آنچه که گذشت رصد هلال رمضان امسال در مناطقی که در نزدیکی خط آبی (چند کیلومتری بالا یا پا یین آن) قرار دارند ، نسبت به سایر نقاط رصدی از ارزش علمی فوق العاده بالایی برخوردار خواهند بود. البته رصدگران عزیز باید توجه داشته باشند که در این مناطق با ارتفاع ، مکث بسیار پایین هلال و روشنایی افق  روبرو هستند و باید در مکانهایی با افق باز و ابزارهای قدرتمند( دوربینهای 150*40 و یا تلسکوپهای 8 اینچ به بالا ) به رصد بپردازند. از جمله این مناطق می توان شهرهای  بیرجند ، کاشان ، اراک ، کرمانشاه  و قصرشیرین  را نام برد.

 

 - ماه رمضان 1426 در کشورهای مختلف در چه روزی آغاز می شود؟

شايد خوانندگان اين مقاله پس از اينکه کشورهای مختلف ، روزهای متفاوتی را برای آغاز ماه مبارک رمضان اعلام نمايند ، در صحت مطالب اين مقاله ترديد نمايند . بنابراين لازم است در اين خصوصی نيز توضيحاتی داده شود.

کشور ليبی ، معيار مخصوص به خود را برای آغاز ماههای قمری بکار می برد. بدين صورت که در هر روزی مقارنه ماه و خورشيد روی دهد ، روز بعد ، اول ماه خواهد بود. از آنجا که مقارنه ماه و خورشيد برای ماه رمضان 1426 در روز دوشنبه 11 مهر روی می دهد ، بنابراين در کشور ليبی روز سه شنبه 12 مهر ، روز اول ماه رمضان خواهد بود.

در کشور عربستان سعودی نيز مبنای آغاز ماههای قمری ، رويت هلال نيست  و چنانچه مقارنه ماه و خورشيد ، قبل از غروب خورشيد روی داده و هلال بعد از غروب خورشيد ، بالای افق باشد ( حتی اگر رويت نشود ) ، روز بعد اول ماه است. طبق تقويم ام القراء در کشور عربستان نيز روز سه شنبه 12 مهر ، روز اول ماه رمضان اعلام شده است.

 اما کشورمان ایران ؟

طبق تقویم رسمی  در کشور ما  شروع اول ماه رمضان روز پنج شنبه 14 مهر اعلام شده است . البته با توجه به مقاله فوق و رؤیت پذیر بودن این هلال با ابزار در پهنه گسترده ای از کشورمان درغروب روز سه شنبه 12 مهر، اگر گزارشات رؤیت هلال گروه های رصدی ( دوره دیده ) با تنوع منطقه ای و از لحاظ تعداد به حد کفایت باشد ، روز اول ماه مبارک  رمضان   چهارشنبه 13 مهرماه خواهد بود .

 

با تشکر

رضا طیب طاهر- کارشناس ومربی نجوم



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 | بازديدها: |

به پیشواز هلال‌های رمضان و شوال 1427

باز هم به هلال‌های جذاب و شوق‌انگیز ابتدا و پایان ماه مبارک رمضان نزدیک می‌شویم. این بار نیز هلال‌های این دو ماه هلال‌های دشواری برای رصد با ابزارهای کوچک است و رصدگران تیزبین، باتجربه، و ابزارهای توانا را به رقابت دعوت می‌کند.
سید محسن قاضی‌میرسعید
رؤیت هلال‌های جوان ماه یکی از زیباترین رصدهای آسمانی است به‌ویژه وقتی مشاهده هلال ارزش تقویمی و دینی خاصی برای مراسم آیینی مسلمانان دارد و همچنین هنگامی که هلال چنان باریک، نزدیک به‌افق، و نزدیک به‌خورشید باشد که رصد آن به‌رکوردهای جهانی در رؤیت هلال نزدیک شود.

هلال ماه‌های رمضان و شوال هر سال شوق خاصی میان گروه‌های رصد هلال‌های جوان در سراسر ایران به‌پا می‌کند. طی ۳ سال اخیر شروع و پایان ماه رمضان به‌استناد نظر کارشناسان و همچنین رؤیت یا عدم رؤیت رصدگران خبره و کار آزموده اعلام گردیده است و به‌نظر می‌رسد در ‌آینده نیز نظر علمی کارشناسان رؤیت هلال ماه در اعلام این دو زمان تأثیرگذار خواهد بود که این خود یکی از دستاوردهای مهم در این بخش از نجوم است. ضمن این که ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری نیز با جدّیت این موضوع را دنبال می‌کند و خوشبختانه با نظر کارشناسان همراه است. هر چند نگارنده معتقد است که امکان دارد سایر کشورهای مسلمان مثل سال‌های قبل در شروع و اتمام ماه مبارک رمضان اتفاق نظر نداشته باشند، اما در ایران دست‌کم پایبَند مشاهدات رصدگران باتجربه و کوشایی هستیم که در گوشه و کنار کشور به‌شکار این هلال‌ها می‌پردازند.


هلال رمضان ۱۴۲۷

لحظه مقارنه هلال ماه رمضان با خورشید ساعت ۴۵:۱۱ به‌وقت جهانی مطابق با ۱۵:۱۵ به‌وقت رسمی ایران در روز ۳۱ شهریور ۱۳۸۵ مطابق با ۲۸ شعبان ۱۴۲۷ و ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۶ است. حدود ۲۴ ساعت بعد یعنی در اول مهر (۲۹ شعبان) هلال ماه رمضان در قسمت وسیعی از نیمکره جنوبی و مرکز و قسمت بسیار کمی از نیمکره شمالی به‌شرط آسمان صاف رؤیت خواهد شد، از جمله در ایران در نواحی شرق، جنوب شرقی، مرکز، جنوب، غرب و جنوب غربی کشور. این هلال از نظر سنّ، هلال بحرانی به‌شمار نمی‌آید و سنّ آن در لحظه غروب خورشید در سراسر ایران بیش از ۲۶ ساعت است (یعنی بیش از ۱۴ ساعت بیشتر از رکورد جهانی جوان‌ترین هلال رؤیت شده). حتی در غربی‌ترین شهرها سنّ هلال به‌حدود ۲۷ ساعت می‌رسد. اما زاویه بسیار کم دایره`‌البروج از افق غرب در آسمان شامگاهی اوایل پاییز سبب می‌شود ماه ارتفاع چندانی از افق نگیرد. به‌همین علت مدت کوتاهی پس از غروب خورشید در غبار افق پنهان می‌شود و سپس غروب می‌کند. رویت هلال ماه رمضان به‌سبب ارتفاع و مکث (اختلاف زمانی غروب ماه و غروب خورشید) بسیار کمی که دارد به‌ابزاری مثل تلسکوپ ۶ اینچ به بالا و همین‌طور دوربین‌های غولپیکر ۱۵۰*۴۰ برای مناطق شرقی - مرکزی و غربی و در مناطق جنوبی و جنوب غربی کشور دوربین‌های ۱۲۰*۲۰ در شرایط مناسب جوّی نیاز دارد. اما کشیدگی زیاد هلال و طبیعتاً فاز بالای ماه (درصد بخش درخشان آن) به‌رصدگر تیزبین کمک می‌کند که با وجود ارتفاع و مکث کم در دقایق اولیه قبل از رسیدن ماه به‌نزدیکی افق در روشنایی زمینه آسمان، هلال ماه با ابزار مناسب دیده شود. بدیهی است بهترین مناطق رؤیت‌پذیری جنوب و جنوب غرب کشور خواهد بود.

هلال ماه رمضان در شامگاه ۲۹ شعبان در اکثر کشورهای اسلامی فقط با ابزار رؤیت خواهد شد و درعرض‌های شمالی‌تر از ایران حتی با ابزار نیرومند نیز هلال ماه دیده نمی‌شود.



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 | بازديدها: |

انوشه انصاری
بچه ها پرتاب موفقیت آمیز موشک سایوز که حامل اولین فضانورد ایرانی بود(انوشه انصاری)

را به همه شما تبریک می گم 



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 | بازديدها: |

سلام بچه ها می خوام همکار جدیدم به شما معرفی کنم.

آقای نینجا:

Ninja!


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 | بازديدها: |

 سياهچاله مطلق
حسين جوادي

اطلاعات در مورد مهبانگ و درون سياه چاله ها

Information about Big Bang and Inside of Black Hole


با توجه به نظريه بيگ بنگ، جهان در 14 بيليون سال پيش از يك توده فوق العاده داغ و چگال آغاز شده است. پس از آن جهان به طور مداوم شروع به گسترش كرده و در حال سرد شدن است. و تمام جهان سرشار از نورهاي ساطع شده از مهبانگ است. نوري كه اكنون به ما مي رسد، حدود 14 بيليون سال در راه بوده است. بنابراين به ما اين امكان را مي دهد كه ازدل زمان عبور كرده و نگاهي به گذشته بيندازيم و دوران ابتدايي عالم را ببينيم:

نگاهي به اطلاعات و ارقام مي تواند كمك كند تا پرده از برخي اسرار جهان بر داريم:

عمر جهان

Age of universe

Universe is 13.7 billion years old

T=13.7x10^12 years =4.3x10^20 s

شعاع جهان

Radius of universe

R=1.6x10^26 m


حجم جهان

Volume of universe

V=4/3 pi R^3

V=17.1x10^78m^3


چگالي جهان

Density of universe

D=10^-18 kg/m^3


جرم جهان

Mass of universe

M=(density)x(volume), so;

M=DV=10^-18x17.1x10^78=17.1x10^60 kg


و هنگاميه جهان در هم فرو خواهد ريخت

And when universe collapses


براي يك لحظه شتاب جهان و انبساط جهان را فراموش كنيد. حالا فرض كنيد جهان در حال فرو ريختن در خود است. چه اتفاقي خواهد افتاد؟

در اين حالت تمام شواهد نشان مي دهد ه جهان در حال انقباض است.

نخست نور ستارگان به طرف آبي جابجا مي شوند.

فاصله بين اجسام در حال اهش است.

بنابراين فاصله بين زمين و ماه كاهش مي يابد، ماه به زمين وصل مي شود. زمين و ساير سيارات در خورشيد سقوط مي كنند. فشار گرانش افزايش مي يابد. خورشيد وستاره ي آلفا قنطورس (نزديكترين ستاره به خورسيد) يكديگر را جذب مي كنند. فاصله ها به سرعت كاهش مي يابد. حجم جهان كاهش مي يابد و شدت گرانش و فشار آن افزايش مي يابد.

چه اتفاقي براي اتمها مي افتد؟

شعاع مدار اتمها كاهش مي يابد. الكترونها در هسته سقوط مي كنند. بنابراين تنها هسته ها باقي مي مانند. همچنين ممكن است حجم هسته ها نيز كاهش يابد. اما ما هيچگونه شاهدي بر اين امر نداريم. لذا اجازه بدهيد با توجه به چگالي هسته بحث را ادامه دهيم.

چگالي هسته

Density of nuclear is.

2x10^17 kg/m^3


فرض كنيم جهان كاملاً درهم فرو ريزد. بنابراين با توجه به چگالي هسته حجم جهان را حساب مي كنيم:

حجم جهان

Vo=M/D=17.1x10^60 kg/2x10^17 kg/m^3=8.5x10^43 m^3

آنگاه شعاع جهان برابر خواهد شد با

Ro=2.7x10^14 m


و اين يك سياه چاله ي مطلق است.

سياه چاله مطلق

Absolute Black holes


با توجه به نظريه سي. پي. اچ. همه چيز از سي. پي. اچ. ساخته شده است. همچنين هسته ها نيز از سي. پي. اچ. ساخته شده اند. سي. پي. اچ. ها در هسته اتم اسپين دارند و در كنار يكديگر حركت مي كنند. سي. پي. اچ. داراي اسپين و حركت انتقالي است. بطوريكه:

GradVc=0, in all inertial frames and any space

فرض كنيم يك سي. پي. اچ. داراي سرعت انتقالي و اسپين

speed of v and spin of s

هنگاميكه سرعت انتقالي آن به سمت صفر ميل مي كند، اسپين آن به ماكزيمم مي رسد. هنگاميكه فشار گرانش خيلي افزايش يابد، فاصله بين سي. پي. اچ. ها كاهش مي يابد. هيچ جسم يا ذره اي حتي نور و ساير امواج الكترمغناطيسي نمي تواند از ميدان گرانش آن بگريزد.

در اين حالت سرعت انتقالي سي. پي. اچ. نزديك به صفر است. مهبانگ (بيگ بنگ ) از سياه چاله اي نظير آن بوجود آمده است.

با توجه به معادله ي بيگ بنگ مي توانيم درك خوبي از مهبانگ داشته باشيم.

فرض كنيم شدت گرانش به قدري باشد كه سي. پي. اچ. ها در سطح يك سياه چاله تنها داراي اسپين باشند. چنين سياه چاله اي يك سياه چاله ي مطلق است. در اين حالت سي. پي اچ. از نيروي خارجي تبعيت نمي كند و سياه چاله ي مطلق منفجر مي شود.

در لحظات اوليه سي. پي. اچ. ها با سرعت Vc مي گريزند و اثر گرانش در همه جا گسترش مي يابد. با توجه به اينكه شعاع جهان در اين حالت از رابطه زير به دست مي آيد:

Ro < < 2.7x10^14 m

و با توجه به سرعت سي. پي. اچ. جهان در چند ثانيه شديداً منبسط مي شود. اما در آنجا ماده و انرژي وجود ندارد. در اين وضعيت تنها سي. پي. اچ. است كه با سرعت انتقالي Vc در فضا منتشر مي شود. اما سي. پي . اچ. ها با يكديگر داراي كنش متقابل هستند و يكديگر را جذب مي كنند. سي. پي. اچ. ها اسپين مي گيرند و كوانتوم هاي كوچك انرژي شكل مي گيرند. آنگاه امواج الكترومغناطيسي ظاهر مي شوند. اين مرحله در يك مدت زمان بسيار طولاني اتفاق مي افتد. بتدريج انرژي در مدت هاي كوتاه تري توليد مي شود. و مقدار زيادي كوانتوم هاي بزرگ انرژي ظاهر مي شود. به مركز انفجار توجه فرماييد. مركز سياه چاله مطلق نظير مرز ساير اجسام بزرگ است و فشار گرانش در آنجا تقريباً صفر است. بنابراين هنگاميكه جهان (سياه چاله مطلق) منفجر مي شود، مركز آن تحت فشار شديد از همه ي اطراف قرار مي گيرد.

در ثانيه اول انفجار كنش و واكنش ها در مركز جهان بسيار شديد است. مقادير متنابهي انرژي تشكيل مي شود و به ماده و پاد ماده تبديل مي شوند.

بتدريج گرد وعبار و اجسام ظاهر مي شوند. با انبساط جهان اندازه اتمها نيزافزايش مي يابد…


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 | بازديدها: |

فضا-زمان قبل از انفجار بزرگ

  فضا-زمان قبل از انفجار بزرگ       

 

در حاليكه فرضيه هاي كلاسيك هيچگونه سر نخي در مورد هستي قبل از اين رخداد را ارائه نمي دهند ، يك گروه تحقيقاتي از دانشگاه ايالتي پن از محاسبات گرانشي كوانتومي استفاده كردند تا سر نخهائي در مورد زمان قبل از مهبانگ را پيدا كنند. آبهي اشتكار ، مدير موسسه فيزيك و هندسه گرانشي از همين دانشگاه مي گويد" مي توان ازنسبيت عام براي توضيح كيهان در زمانيكه ماده آنقدر چگال شد كه هيچ معادله اي نمي تواند آن را توضيح دهد استفاده كرد. ما براي نگاه به وراي اين زمان و نقطه نياز به معادلات و ابزار كوانتومي داشتيم كه در زمان انيشتين در دسترس نبود." وي با همكاري پژوهشگران ديگر مدلي را تهيه كردند كه با دنبال كردن ردپاي مهبانگ و عبور از ميان آن به كيهان در حال چروكيده شدني بر مي خورد كه فيزيكي مشابه كيهان ما داشت.

اين گروه در تحقيق خود نشان دادند كه قبل از مهبانگ يك كيهان در حال منقبض شدن وجود داشت كه هندسه فضا-زمان آن مشابه كيهان در حال انبساط ما بود.زمانيكه نيروهاي گرانشي كيهان قبلي را به داخل مي كشاند ، به نقطه اي رسيد كه خواص كوانتومي فضا-زمان باعث مي شوند گرانش حالتي دافعه داشته باشد نه جاذبه. اشتكار مي گويد" ما با استفاده از اصلاحات كوانتمي معادلات كيهانشناسي انيشتين نشان داديم كه بجاي يك انفجار بزرگ كلاسيك ، درحقيقت يك "واگشت كوانتومي"  وجود داشته است. سناريوي واگشت كوانتمي بسيار واقع گرايانه بنظر مي رسد.

در حاليكه ايده كلي وجود يك كيهان ديگر قبل از مهبانگ قبلا پيشنهاد شده بود ، اين نخستين توضيح رياضي است كه بطور روشمندي وجود يک كيهان ماقبل مهبانگ را تثبيت مي كند



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 | بازديدها: |

رویت هلال ماه نو
هلال ماه شعبان

 



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 | بازديدها: |

گروه رویت هلال مرکز اختر شناسی همدان

 

تاريخ انتشار : 7/25/2006
مکان          : رويت هلال ماه جمادي الثاني در گردنه تويسركان - دوشنبه ۵ تير ۸۵



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 | بازديدها: |

Sky Charts

 

  Sky Charts  Popular

Full size screenshot

 

.

 
Version: 2.76
Filesize: 14.31 MB
Added on: 01-Aug-2003
Downloads: 3939
Rating: 9.2 (37 Votes)
Category: Windows / Cartography & Atlases



نويسنده: | تاریخ: یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 | بازديدها: |

این فیلم خیلی جالب من توصیه میکنم انو ببینید

فیلم ساختمان فوتون 

 



نويسنده: | تاریخ: یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 | بازديدها: |

ساختمان فوتون

ساختمان فوتون

  

 

 

 

 

مقدمه

شواهد تجربي بسياري وجود دارد كه گرانش، انرژي الكترومغناطيسي توليد مي كند. به همين دليل از زماني كه نيروهاي الكتريكي و مغناطيسي مورد توجه و آزمايش قرار گرفت، فيزيكدانان به وابستگي شديد نيروهاي الكترومغناطيسي و گرانشي پي بردند. فارادي نخستين كسي است که اين وابستگي را متذكر شد. پلانك نيز نظري مشابه داشت. اينشتين نيز مدت 35 سال تلاش كرد تا روابطي مشابه وابستگي الكتريسيته و مغناطيس، بين گرانش و الكترومغناطيس ارائه دهد. اما اين كوششها بي نتيجه ماند.

اما سئوال اين است كه چرا با تمام شواهد تجربي موجود و تصريح فيزيكدانان بزرگي نظير فارادي و پلانك هنوز نتيجه ي قابل قبولي به دست نيامده است؟ 

براي يافتن پاسخ اجازه دهيد يكبار ديگر وابستگي الكتريسيته و مغناطيس را بررسي كنيم شايد بتوانيم علت اين شكستها را دريابيم. 

همچنانكه مي دانيم در اطراف يك بار ساكن ميدان مغناطيسي احساس نمي شود. اما اگر بار حركت كند، ما شاهد ايجاد يك ميدان مغناطيسي خواهيم بود. همچنين تغيير ميدان مغناطيسي نيز موجب توليد جريان القايي مي گردد. در اين تجربه ما شاهد ايجاد پديده هايي هستيم كه قبلاّ وجود نداشت. در اطراف يك سيم (كه جرياني از آن نمي گذرد) هيچگونه اثري از ميدان مغناطيسي ديده نمي شود. اما به محض عبور جريان الكتريكي از سيم، در اطراف آن ميدان مغناطيسي ايجاد مي شود. يا در مورد سيملوله اگر ميدان مغناطيسي ثابت باشد، جريان الكتريكي در سيم بوجود نمي آيد، اما با تغيير شار مغناطيسي، جريان الكتريكي ايجاد مي شود

  اما در مورد گرانش مسئله بسيار پيچيده تر است. زيرا گرانش همواره وجود دارد و ما نمي توانيم شرايطي بوجود آوريم كه آثار گرانشي نباشد و بعد آزمايشي ترتيب دهيم كه ببينيم چه پديده اي مي تواند ميدان گرانشي توليد كند.

از طرف ديگر چگونه مي توانيم ببينيم هنگاميكه نيروي گرانش روي يك جسم كار انجام مي دهد، خود گرانش دستخوش چه تغييري مي شود؟ اگر ما مي توانستيم اين تغييرات را به تجربه درآوريم و بصورت كمي مورد بررسي قرار دهيم، آنگاه مي توانستيم بسادگي وابستگي گرانش را به ساير پديده ها نظير الکترومغناطيس يا كار انجام شده بيان كنيم. اما چنين امري اگر ناممكن نباشد، بسيار مشکل و يا از حد  فناوري موجود خارج است. زيرا در شرايطي كه ما آزمايش مي كنيم، اگر از مقدار گرانش موجود در محل آزمايش كاسته شود، فوري از اطراف آن اين كسري جبران مي شود.

به عنوان مثال سنگي را از ارتفاع دلخواه رها كنيد تا بطرف زمين سقوط كند. آنچنانكه در فيزيك مطرح است، انرژي پتانسيل گرانشي به انرژي جنبشي تبديل مي شود. آيا در اينجا از مقدار گرانش اطراف زمين كاسته مي شود؟ اگر جواب منفي باشد آنگاه اين سئوال پيش مي آيد كه كدام اندازه گيري موجب اين جواب منفي شده است؟

حال آزمايش ديگري را در نظر بگيريد. يك گلوله ي فلزي را از ارتفاعي رها كنيد تا بطرف زمين سقوط كند. در محل رسيدن گلوله به سطح زمين يك صفحه ي فلزي قرار دهيد. هنگاميكه گلوله به زمين مي رسد و با صفحه برخورد مي كند، مقداري گرما توليد مي شود و حتي ما شاهد جرقه يعني امواج الكترومغناطيسي خواهيم بود. عادت شده اين پديده را با اينكه انرژي پتانسيل گرانشي به انرژي جنبشي تبديل مي شود و انرژي ها به يكديگر قابل تبديل هستند، توجيه كنند. همين توجيه موجب مي شود كه ماهيت اين فرايند كمتر مورد توجه و بررسي موشكافانه ي علمي قرار گيرد. اما اجازه دهيد يك ديد متفاوت به اين تجارب داشته باشيم

اهميت توجه به ساختمان فوتون

ارتباط و اطلاعات ما از اجسام فرازميني اعم ماه و خورشيد که جزئي از منظومه ي شمسي هستند تا ستارگان و کهکشانهاي دور، تنها از دو طريق امکان پذير است. يکي آثار گرانشي اين اجرام و دومي نوري است که از آنها به ما مي رسد. اما اطلاعات مربوط به آثار گرانشي اجرام آسماني نيز از طريق مشاهدات و در نتيجه نور دريافتي از آنها قابل مشاهده است. بنابراين تنها پيام آوران فرازميني امواج الکترومغناطيسي که نور بخش کوچکي از آن است مي باشد. لذا توجه و شناخت نور از اهميت منحصر به فردي برخوردار است. بنابراين شناخت هرچه بيشتر نور به منزله ي استحکام بينش جهان شناختي و درک واقعي تر از فيزيک جهان است. چگونه مي توان به اطلاعات دريافتي از کهکشانها اطمينان داشت، در حاليکه حامل اين اطلاعات را بخوبي نشناخته باشيم؟

آنچه که تا به حال در فيزيک مورد توجه بوده است، رفتار نور در محيط هاي مختلف و کنش آن با ساير ذرات از جمله الکترون است. اثر دوپلر، اثر فوتوالکتريک، اثر کمپتون، اثر موسوئر، انحناي فضا ... همه و همه بدون توجه به ساختمان فوتون تجزيه و تحليل مي شود. هرچند که ظاهراً براي بررسي اينگونه پديده ها توجه به ساختمان فوتون ضروري به نظر نمي رسد، اما براي يک سفر ميليارد سالي که فوتون طي مي کند تا از کهکشاني دور به زمين برسد، توجه به ساختمان فوتون بسيار مهم است. زيرا بايد ديد آيا خود فوتون در اين مسافرت چند ميليارد سالي (تحت شرايط داخلي) دچار دگرگوني مي شود يا نه؟

آنچه در اين زمينه مورد توجه و پذيرش فيزيکدانان قرار گرفته اين است که به گفته ي ديراک فوتون يک ذره ي بنيادي است که نمي توان به ساختمان آن پرداخت. و تنها چيزي که در اختر فيزيک و کيهان شناختي مورد توجه و بررسي قرار گرفته، اثر دوپلري نور و جابجايي بسمت سرخ گرانش است. مشاهدات هابل نشان داد نوري که از کهکشانها به ما مي رسد، جابجايي بسمت سرخ از خود نشان مي دهد

مشاهدات وي نشان داد که کهکشانها در حال دور شدن از ما هستند و هرچه فاصله ي آنها از زمين بيشتر باشد، و هرچه فاصله ي آنها از ناظر (در اين حالت ما) بيشتر باشد، سرعت دور شدون نيز بيشتر مي باشد

اين مشاهدات فيزيکدانان را به ارائه ي نظريه انبساط فضا و بيگ بنگ رهنمون گرديد. در اواخر قرن بيستم مشاهدات کيهاني نشان داد که انبساط جهان داراي شتاب است و در نتيجه مسئله ي انرژي تاريک مطرح گرديد که هنوز از رموز حل نشده ي فيزيک است. اگر همانطور که ديراک تصريح کرده، فوتون را بدون ساختمان در نظر بگيريم، راهي نداريم بجز اينکه تنها با استفاده از اثر دوپلر مشاهدات خود را در مشاهدات خود را بررسي کنيم و به نتايج جديدي دست يابيم که ما را در درک بهتري از جهان ياري کند

زماني مي توانيم به درستي اطلاعات دريافتي باور داشته باشيم که يقين داشته باشيم که علائم حامل اطلاعات در طول مسير دستخوش هيچگونه تغييري نشده باشند. آيا حقيقتاً خود فوتون بدون هيچ اثر خارجي در يک سفر ميلياردها سالي دستخوش هيچگونه تغييري نمي شود؟

آيا فوتونهاي دريافتي از يک کهکشان دور است، هماني است که کهکشان را ترک کرده است؟

بنابراين بدون شناخت ساختمان فوتون، نمي توان به صحت اطلاعات دريافتي اعتماد کامل داشت. لذا تلاش براي شناخت و توضيح ساختمان فوتون يک ضرورت انکار ناپذير است. بهمين دليل نظريه سي. پي. اچ. براساس تعريف ساختمان فوتون شکل گرفته است. براي تعريف ساختمان فوتون از کجا و چگونه مي توان شروع کرد؟ چنين تعريفي الزاماً بايستي از دو پشتوانه ي منطقي برخوردار باشد، يکي نظريه هاي معتبر و ديگري تجاربي که اين نظريه ها را به اثبات رسانده است

از کدام نظريه مي توان کمک گرفت؟ نسبيت يا مکانيک کوانتوم؟

هر يک از اين دو نظريه به تنهايي از چنان اعتباري برخوردارند، که استناد به آنها نيز اعتبار دارد. اما خوشبختانه اين نظريه ها داراي زمينه هاي مشترکي نيز هستند که استناد به اين زمينه هاي مشترک مي تواند ما را در ترکيب اين دو نظريه ياري رساند. لذا کار را از همين زمينه هاي مشترک پي مي گيريم

بار - رنگ و مغناطيس-رنگ

اجازه دهيد يک نگاه جديد به رفتار الکترومغناطيسي در ميدان گرانشي بيندازيم، اين نگرش مي تواند در حل اين معما که فوتون از چه ذراتي تشکيل شده، مفيد واقع گردد. همچنانکه مي دانيم يک موج الکترومغناطيسي از دو ميدان الکتريکي و مغناطيسي عمود بر هم تشکيل شده است که با سرعت خطي برابر با سرعت نور حرکت مي کنند. شکل زير

 

با توجه به توصيف امواج الکترومغناطيسي و نظريه هيگز و ترکيب اين دو نظريه به نتيجه بسيار جالبي خواهيم رسيد.

در اينجا دو ميدان داريم، يکي ميدان الکتريکي و ديگري ميدان مغناطيسي که با توجه يه نظريه هيگز، اين ميدانها توسط ذرات هيگز ايجاد مي شوند. اما در اينجا ميدانها متفاوتند، يکي ميدان ابکتريکي که توسط ذراتي ايجاد مي شوند که از خود، خواص الکتريکي بروز مي دهند و با سرعت خطي برابر سرعت نور منتقل مي شوند. اما علاوه بر سرعت خطي که در موج الکترومغناطيسي دارد، روي محور عمود بر آن نيز داراي حرکت است. لذا مجموع مسيري که اين ذرات در واحد زمان طي مي کند، بيشتر از سرعت نور است

در اينجا سه نکته کاملاً مشهود و قابل تعمق است

1 - اين ذرات خواص الکتريکي دارند. چون به اندازه بار الکتريکي پايه (بار الکتريکي الکترون يا پروتون) نيستند، لذا آنها را بار - رنگ مي ناميم. بطور مشابه در مورد ميدان مغناطيسي و ذرات تشکيل دهنده ي آن ميتوان چنين تعبيري داشت که ميدان مغناطيسي اطراف فوتون از مغناطيس - رنگ تشکيل شده است

2 - حرکت اين ذرات را مي توان شامل سه نوع حرکت دانست، يکي سرعت خطي که برابر سرعت انتقال موج الکترومغناطيسي (برابر سرعت نور)، دوم سرعتي که در ميدان دارند (در شکل بالا مشخص شده است) و سوم اسپين اين ذرات. لذا مجموع مقادير سرعتها برابر مقدار سرعت اين ذرات است که آن را با  Vc نشان مي دهيم. بطور وضوح مشخص است که  Vc > c در آن و Vc, c بترتيب مقدار سرعت نور و مقدار سرعت بار - رنگ و مغناطيس - رنگ هستند

3 -  ميدان گرانشي از ذراتي (گراويتون) تشکيل مي شود که داراي خواص - بار رنگي و مغناطيس - رنگي مي باشند. زيرا همچنانکه در فصل قبل مشاهده شد، هنگاميکه فوتون در ميدان گرانشي در حال سقوط است، انرژي و در نتيجه شدت ميدانهاي الکتريکي و مغناطيسي آن افزايش مي يابد (جابجايي بسمت آبي)، لذا ورود گراويتونها (بار ? رنگ و مغناطيس ? رنگ) به ساختمان فوتون موجب افزايش انرژي آن مي شود

 با توجه به اين اطلاعات به تعريف سي. پي. اچ. پرداخته و اصل سي. پي. اچ. را بيان مي کنيم. لازم به ذکر است که

براي سي. پي. اچ. از کلمه ي ذره استفاده شده است، منظور از ذره همان نقطه ي مادي نيست و در فارسي کلمه اي که گوياي مفهوم سي. پي. اچ. باشد نديدم. بهمين دليل از لغت ذره استفاده شد. همچنين توجه شود که در مورد شکل آن نيز هيچ نظر خاصي وجود ندارد. لذا هر کس بنا بر برداشت و سليقه ي خود مي تواند براي آن شکل مورد نظر خويش را تجسم کند.

 

 تعريف CPH

فرض کنيم يک ذره با جرم ثابتm  وجود دارد که نسبت به هر دستگاه لختي با مقدار سرعت ثابت Vcحرکت مي کند. و

Vc>c   c, is speed of light

بنابراين سي. پي. اچ. داراي اندازه حرکت خطي برابر  mVc مي باشد. شکل زير

CPH اصل

پي. اچ. يک ذره بنيادي با جرم ثابت است که با مقدار سرعت ثابت حرکت مي کند. اين ذره داري لختي دوراني است. در هر واکنش بين اين ذره با ساير ذرات يا نيروها در مقدار سرعت آن تغييري داده نمي شود، بطوريکه

gradVc=0 in all inertial frames and any space

توجه: هنگاميکه نيروي خارجي بر آن اعمال شود، قسمتي از سرعت انتقالي آن به سرعت دوراني (يا بالعکس ) تبديل مي شود، بطوريکه در مقدار Vc تغييري داده نمي شود. يعني اندازه حرکت خطي آن به اندازه حرکت دوراني و بالعکس تبديل مي شود. بنابراين مجموع انرژي انتقالي و انرژي دوراني آن نيز همواره ثابت است. تنها انرژي انتقالي آن به انرژي دوراني و بالعکس تبديل مي شود

هنگاميکه سي. پي. اچ. داراي حرکت دوراني حول محوري که از مرکز جرم آن مي گذرد است، يعني زمانيکه سي. پي. اچ. داراي Spin  است،آن را گراويتون مي ناميم.

When CPH has Spin, It calls Graviton

 

تشريح

هنگاميکه يک سي. پي. اچ. وجود سي. پي. اچ. ديگري را احساس مي کند. داراي اسپين مي شوند که گراويتون ناميده مي شود. علت ايجاد اسپين در اصل موضوع سي. پي. اچ. نهفته است که بايد با مقدار سرعت ثابت Vc حرکت کند بطوريکه:

gradVc=0 in all inertial frames and any space

 بنابراين هر مقدار که از سرعت آن روي يک محور مختصات کاسته مي شود، به همان ميزان بر مقدار سرعت روي دو محور ديگر افزوده مي شود. يعني

بعبارت ديگر مجموع مقدار شتاب هاي سي. پي. اچ. روي سه محور مختصات برابر با صفر است. حال دو سي. پي. اچ. را در نظر بگيريد که متوجه بار- رنگي و مغناطيس ? رنگي يکديگر شده اند. شکل زير

شکل بالا نشان مي دهد که دو گراويتون با جرم m  و اندازه حرکت  P =mVc  ، درفاصله  r تحت تاثير بار - رنگي و مغناطيس رنگي يکديگر قرار گرفته، با هم ترکيب مي شوند، اما چون مقدار سرعت آنها ثابت است، حرکت انتقالي آنها به حرکت دوراني Spinتبديل مي شود. فاصله ي بين آنها تا جايي مي تواند کاهش يابد که باهم برخورد نکنند. در صورت برخورد به دليل اسپيني که دارند، از يکديگر دور مي شوند. لذا تراکم (چگالي) آنها تا زماني مي تواند افزايش يابد که به حالت تماس نرسند. در صورت تماس طي برخوردي شديد يکديگر را مي رانند و به اطراف پراکنده مي شوند.

 يکبار ديگر جابجايي بسمت آبي را به خاطر آوريد که طي آن يک فوتون در حال سقوط در ميدان گرانشي است. (اثر مسبوئر و آزمايش پوند - ربکا). فوتوني با انرژي  به اندازه y سقوط مي کند و انرژي آن به اندازه ي mgy  افزايش مي يابد و به مقدار مي رسد.

انرژي و جرم فوتون افزايش ميابد. شکل زير حرکت يک فوتون در حال سقوط در يک ميدان گرانشي را نشان مي دهد که با ورود گراويتونها به آن انرژي (جرم)، فرکانس و شدت ميدانهاي الکتريکي و مغناطيسي آن افزايش مي يابد.

بنابراين يک فوتون از تعدادي گراويتون تشکيل مي شود که داراي اسپين هستند. شکل زير

همچنين فوتون داراي اسپين است. بنابراين هنگاميکه فوتون با سرعت نور حرکت مي کند، گرايتون هايي که فوتون را تشکيل داده اند داراي حرکتهاي زير مي باشند:

حرکت انتقالي برابر سرعت نور، زيرا فوتون با سرعت نور منتقل مي شود و اجزاي تشکيل دهنده آن نيز الزاماً با همين سرعت منتقل مي شوند.

حرکت دوراني (اسپين)، زيرا طبق اصل سي. پي. اچ. مقدار سرعت سي. پي. اچ. بيشتر از سرعت نور است و هنگاميه سي. پي. اچ. ها با يکديگر ادغام مي شوند و ساير ذرات را تشکيل مي دهند، مقداري از سرعت انتقالي آنها به اسپين تبديل مي شود.

و حرکت ناشي از اسپين فوتون، زيرا گراويتون ها در ساختمان فوتون هستند و از حرکت اسپيني فوتون سهم مي برند

زير کوانتوم انرژي، جرم و نيرو

 در فرآيند بالا نشان داده شد که چگونه گراويتونها وارد ساختمان فوتون شده و انرژي آنرا افزايش مي دهند. از طرفي ديگر مي دانيم که گراويتونها حامل نيروي گرانشي هستند. لذا بسادگي مشاهده مي شود که نيرو قابل تبديل به انرژي است. گراويتونهايي که به اين ترتيب تبديل به انرژي مي شوند.

در يک ميدان گرانشي، هنگاميکه فوتون بسمت آبي جابجا مي شود، گراويتون ها تبديل به انرژي مي شوند و زمانيکه فوتون بسمت قرمز جابجا مي شود، انرژي فوتون به گراويتون تبديل مي شود و و سرانجام با تباه شدن انرژي ، ماده و پادماده پديد مي آيد.  شکل زير

در حقيقت سي. پي. اچ. يک زير کوانتوم هستي در طبيعت است که همه ي ذرات از آن ساخته شده اند

CPH is Sub Quantum of existence in Nature

اين زير کوانتوم داراي جرم است، پس جلوه ي ماده است، داراي اندازه حرکت است که بيان کننده ي انرژي است. همچنين داراي خواص بار-رنگي و مغناطيس ? رنگي است. يک کوانتوم انرژي از تعدادي سي. پي. اچ. تشکيل مي شود و امواج الکترومغناطيسي ظاهر مي شوند.

بدين ترتيب مشخص است که چرا نمي توان فوتون را در حالت سکون مشاهده کرد، زير يک فوتون در شرايط سرعت نور و از تعدادي ذرات زير فوتون (بار-رنگها و مغناطيس-رنگها) توليد مي شود که خود اين ذرات زير فوتوني با مقدار سرعتي بيشتر از سرعت نور حرکت مي کنند

 بار-رنگ و مغناطيس رنگ در امواج الکترومغناطيس معادلات

فرض کنيم دو سي. پي. اچ. نسبت به يک دستگاه لخت با سرعت خطي Vc حرکت مي کنند که به دليل خواص بار-رنگي و مغناطيس - رنگي با يکديگر ترکيب شده و فوتون توليد مي شود. چون

gradVc=0

داراي اسپين خواهند شد و مي توان نوشت:

gradVc=0 => axi+ayj+azk=0

يعني مجموع شتاب ها روي سه محور برابر صفر است.

فرض کنيم که سي پي. اچ. ( در پرتو الکترومغناطيسي) روي محور xحرکت انتقالي برابر با سرعت امواج الکترومغناطيسي(سرعت نور) دارد. شکل زير

اما اشاره کوتاهي در مورد اصطلاح سي. پي. اچ. را لازم مي دانم. اميدوارم مفيد واقع شود.

  بنابراين مقدار سرعت آن تنها روي محور هاي y, zتغيير مي کند و شتاب روي محور x  صفر است، يعني

ax=0

تنها روي دو محور ديگر شتاب خواهد داشت بطوريکه:

ayj+azk=0

هنگاميکه

vy=0 =>vz is maximum. And vy is maximum when vz=0

فرض کنيم يک بار- رنگ در ساختمان فوتون همراه با يک پرتو الکترومغناطيسي روي محور

y

در حرکت است. اين بار-رنگ تحت تاثير ميدان مغناطيسي موجود (مغناطيس-رنگها) دائماً در حال شتاب روي اين محور است. بهمين دليل اسپين بار-رنگها دائماً در حال تغيير است و اين تغييرات از مقدار سرعت آنها روي همين محور تامين و تبديل مي شود. با افزايش اسپين، از مقدار سرعت روي محور y کاهش مي يابد و با کاهش اسپين بر مقدار سرعت روي همين محور افزوده مي شود و در صورتي که شدت ميدان گرانشي ثابت باشد، مانند فضاي بين ستارگان، سرعت نور ثابت خواهد ماند. بهمين دليل مشاهده مي کنيم که همانطور که نسبيت خاص تصريح کرده، مقدار سرعت نور در فضاي تهي نسبت به همه ي دستگاه هاي لخت ثابت و برابر c است. به همين ترتيب حرکت و اسپين مغناطيس - رنگها روي محور z  قابل توجيه است. توجه شود که اين تغييرات در در مورد بار ? رنگها و مغناطيس - رنگها هماهنگ هستند. اگر به شکل انتشار امواج الکترومغناطيسي توجه فرماييد، مشاهده خواهيد کرد که هم زمان دامنه ي ميدانهاي الکتريکي و مغناطيسي ماکزيمم و صفر مي شوند.

حال مي توان معادله حرکت بار - رنگ را نوشت. با توجه به شکل بالا، سي. پي. اچ. ي که بصورت بار رنگ ظاهر شده حرکتي متناوب دارد که معادله ي حرکت آن را مي توان بصورت زير نوشت

Ec=EcmCosw(t-x/c)

که در آن  Ec مقدار بار-رنگ است وEcm  مقدار مازيمم بار-رنگ است.

براي سي. پي. اچ. ديگر که بصورت مغناطيس-رنگ ظاهر مي شود مي توان نوشت:

Bc=BcmCosw(t-x/c)

که در آن Bc مقدار مغناطيس-رنگ است و Bcm مقدار ماکزيمم مغناطيس رنگ است. فرض کنيم يک فوتون شامل n بار ? رنگ و mمغناطيس ? رنگ است که معادله ميدانهاي الکتريکي و مغناطيسي آن بصورت زير خواهد شد.

 

E=nEcmCosw(t-x/c)

B=mBcmCosw(t-x/c)

هنگاميکه يک فوتون در حال سقوط در يک ميدان گرانشي است، تعداد بار -رنگها و مغناطيس -رنگهاي آن افزايش مي يابد و در نتيجه جابجايي بسمت آبي خواهيم داشت. و هنگام صعود فوتون در ميدان گرانشي، از تعداد آنها کاسته مي شود و شاهد جابجايي بسمت قرمز خواهيم.

معادلات الکترومغناطيس در گرانش

همجنانکه در بالا تشريح شد، هنگام سقوط فوتون در ميدان گرنشی، گراويتون ها خواص بار-رنگی و مغناطيس-رنگی از خود نشان می دهند. بهمين دليل بر شدت ميدانهای الکتريکی و مغناطيسی فوتون افزوده می شود. بنابراين يک رابطه ی تنگاتنگ بين گرانش و امواج الکترومغناطيسی وجود دارد. اما می دانيم که امواج الکترومغناطيسی از معادلات ماکسول پيروی می کنند. لذا وابستگی گرانش و امواج الکترومغناطيسی نيز بايد از معادله ای شبيه معادلات معادلات ماکسول تبعيت کند. سئوال اين است که اين معادله را چگونه می توانيم به دست آوريم؟

يکبار ديگر سقوط  فوتون را در ميدان گرانشي مورد بررسي قرار مي دهيم. محور قائم را در جهت شتاب گرانش در نظر مي گيريم. جهت حرکت نور بطرف پايين و با شتاب گرانش همجهت است. بنابراين جهت ميدان الکتريکي افقي (عمود بر جهت حرکت فوتون) خواهد بود. با سقوط فوتون، شدت ميدان الکتريکي افزايش مي يابد و بنابر نظريه سي. پي. اچ. همان مقدار تغييرات روي ميدان گرانش ايجاد خواهد شد. يعني تعدادي بار-رنگ از ميدان گرانش وارد ساختمان فوتون خواهند شد(شکل زير). توجه شود که مجموع انرژي فضايي که فوتون در آن حرکت مي کند و انرژي فوتون مقدار ثابتي است. بنابراين هر تغييري روي يکي از آنها برابر است با همان مقدار تغيير روي ديگري با علامت مخالف.

 

در اينجا دو تابع برداري داريم. يکي شدات ميدان گرانشي و ديگري شدت ميدان الکتريکي

g and E

حال اگر عملگر

را بصورت ضرب برداري روي ميدان برداري گرانش اعمال کنيم، نتيجه يک ميدان برداري عمود بر جهت حرکت فوتون به دست مي آيد و خواهيم داشت:

هنگام سقوط فوتون، شدت ميدان الکتريکي نسبت به زمان افزايش مي يابد و به همان ميزان از تعداد بار-رنگهاي موجود در ميدان گرانش کاسته مي شود. جدول زير را که با توجه به شکل بالا تنظيم شده  ملاحظه کنيد.

Point A; Photon contains k1 CPH

Point B; Photon contains k2 CPH

k2 > k1

لذا به همين مقدار که بر تعداد سي. پي. اچ. هاي فوتون افزوده مي شود، از تعداد بار-رنگهاي ميدان گرانشي کاسته مي شود. اما اين تمام فرايند انجام شده نيست، زيرا ميدان الکتريکي تغيير مي کند و اين تغيير ميدان الکتريکي موجب تغيير ميدان مغناطيسي نيز مي شود، يعني:

لذا به همين ميزان نيز که بر شدت ميدان مغناطيسي افزوده مي شود، از تعداد گراويتوننهاي ميدان گرانشي کاسته مي شود.

اين پديده فرايند معکوسي نيز دارد، و آن مربوط به زماني است که فوتون در حال فرار از ميدان گرانشي است. هنگام فرار فوتون در ميدان گرانشي، جابجايي بسمت سرخ است که انرژي و در نتيجه شدت ميدان الکتريکي فوتون کاهش مي يابد. لذا تعدادي از بار-رنگها از ساختمان فوتون خارج شده و بر تعداد گراويتون هاي ميدان گرانشي افزوده خواهد شد. لذا خواهيم داشت:

در حالت کلي اگر بخواهيم معادلات ماکسول را براي فضاي واقعي که در آن آثار گرانشي نيز وجود دارد بنويسيم، بايد معادلات شش گانه ي زير را بکار ببريم:

هر فضايي که آثار گرانشي داشته باشد و امواج الکترومغناطيسي از آن عبور کند، شدت ميدانهاي گرانشي و مغناطيسي و در نتيجه انرژي آن تغيير خواهد کرد.

گرانش در نظريه سي. پي. اچ

در نظريه سي. پي. اچ. گرانش يک جريان است. اين جريان دائمي بين تمام ذرات و اجسام وجود دارد. به عنوان مثال به زمين و ماه توجه کنيدزمين داراي ميدان گرانش است. يک ميدان گرانشي از تعداد متنابهي سي. پي. اچ. (گراويتون) تشکيل شده است. پس ميدان گرانشي زمين نيز تعداد بيشماري سي. پي. اچ تشکيل شده است در اطراف زمين در حرکت هستند.

نگاهي به زمين و ماه بيندازيد. در اينجا دو ميدان وجود دارد، يکي ميدان گرانشي زمين و ديگري ميدان گرانشي ماه. هنگاميکه يک گراويتون به زمين مي رسد، گراويتون ديگري زمين را ترک مي کند به دليل اينکه گراويتون يک زير کوانتوم با خواص بار ? رنگي يا مغناطيس ? رنگي است، هنگام ترک زمين، آنرا به دنبال خود مي کشد. به عنوان مثال فرض کنيم يک بار ? رنگ (گراويتون) از ماه به زمين براسد و به يک اتم زمين وارد شود و وارد الکترون شود. تعادل الکتريکي الکترون بهم مي خورد و الکترون مذکور با ارسال بار- رنگ مشابهي (گراويتون ديگري) مقدار بار الکتريکي خود را ثابت نگاه مي دارد. بار-رنگ ورودي و خروجي از نظر علامت يکسان هستند تا بار الکتريکي الکترون ثابت بماند. هنگاميکه بار ? رنگ ورودي وارد ساختمان اتم مي شود، با توجه به علامت آن (منفي يا مثبت) بطرف الکترون يا پروتون تغيير مسير مي دهد و جذب آنها مي شود. فرض کنيم بار ? رنگ ورودي منفي است که جذب پروتون مي شود. با ورود بار-رنگ منفي به ساختمان پروتون، تعادل بار پروتون بهم مي خورد. پروتون مزبور براي حفظ مقدار بار الکتريکي که موجوديت و خواص پروتون مربوط به آن است، بار ? رنگ مزبور را باز پس مي فرستد و بار ? رنگ با سرعتي بالاتر از سرعت نور، پروتون را ترک مي کند. اما به دليل بار ? رنگي منفي که دارد، پروتون را به دنبال خود مي کشد. پروتون مزبور در کنش با ساير ذرات، آنها را به دنبال خود مي کشد.

دقيقاً نظير گلوئون ها(گلوئون به معني چسب است) که موجب کشيده شدن کوارکها بطرف يکديگر مي شود. با توجه به اينکه پروتونها خود نيز از کوارکها با بار الکتريکي کسري ساخته شده اند، در واقع بار ? رنگ هاي ورودي (گراويتونها) با کوارکها کنش خواهند داشت. در مورد الکترون نيز بحث مشابهي مي توان ارائه داد.

فوتون و بار الکتريکي

 مي دانيم يک فوتون حامل دو ميدان الکتريکي و مغناطيسي عمود بر هم است. اما اين تنها کافي نيست که بتوانيم به نتيجه مورد نظر برسيم، بلکه بايد تاثير ميدان گرانشي را بر فوتون نيز مد نظر قرار دهيم و آنگاه با ديدي متفاوت همه ي اين موارد را جمع بندي کرده و نتيجه گيري کنيم.

بياييد يکبار ديگر به رفتار فوتون در ميدان گرانشي توجه کنيم. در فصل دوم ديديم که يک فوتون داراي جرمي برابر:

m=hv/c2

است. بنابراين وزن اين فوتون در ميدان گرانشي زمين برابر خواهد شد با:

mg=(hv/c2)g

فرض کنيم فوتون در سقوط قائم بطرف زمين به فاصله yسقوط کند. در اينصورت طبق قانون بقاي انرژي خواهيم داشت

hv'=hv+mgy

شکل زير حرکت فوتون در حال سقوط در يک ميدان گرانشي را نشان مي دهد که با ورود گراويتونها به آن انرژي (جرم)، فرکانس و شدت ميدانهاي الکتريکي و مغناطيسي آن افزايش مي يابد

اگر رابطه ي

hv'=hv+mgy

 را تنها در ميدان گرانشي زمين در نظر بگيريم، با توجه به مقادير عددي ثابت پلانک و شدت ميدان گرانشي تغيير قابل توجهي براي انرژي فوتون مشاهده نخواهد شد. اما سئوال اين است که در ميدانهاي گرانشي بسيار قوي آيا اين تغييرات قابل توجه نخواهد بود؟

در هر صورت آزمايش هاي انجام شده روي زمين هم نشان مي دهد که با سقوط فوتون در ميدان گرانشي، انرژي آن افزايش مي يابد و همين انرژي در توليد زوج الکترون ? پوزيترون به دو بار الکتريکي مخالف مي گردد. حال فراين را از اين منظر نگاه کنيد

 انرژي الکترومغناطيسي  <= کار انجام شده توسط گرانش

انرژي الکتريکي + انرژي مغناطيسي = انرژي الکترومغناطيسي

بار الکتريکي مثبت + بار الکتريکي منفي  <=  انرژي الکترومغناطيسي

در اين فرايند نکات قابل توجهي وجود دارد:

يک : گرانش از ذراتي تشکيل شده که داراي خواص الکتريکي و مغناطيسي هستند (بار ? رنگ و مغناطيس ? رنگ).

دو :  بار ? رنگ ها با يکديگر جمع شده و بارهاي الکتريکي ايجاد مي کنند

سه : بار ? رنگ ها داراي دو علامت مختلف مثبت و منفي هستند که در ساختمان فوتون وجود دارند. در فرايند توليد زوج ماده ? پاد ماده، بار رنگ هاي منفي در کنار هم قرار مي گيرند و بار الکتريکي منفي را ايجاد مي کنند. بار ? رنگ هاي مثبت نيز با هم ترکيب شده و بار الکتريکي مثبت را بوجود مي آورند. شکل زير

چهار : علت ترکيب گراويتونها با يکديگر خاصيت بار ? رنگي آنهاست. بهمين دليل خلا مي تواند انرژي توليد کند.

پنج : بارهاي الکتريکي داراي ميدان الکتريکي هستند و بطور دائم ذرات حامل نيروي الکتريکي منتشر مي کنند.

شش : بارهاي الکتريکي علاوه بر ميدان الکتريکي داراي يک ميدان مغناطيسي ضعيف نيز هستند.

با استفاده از اين موارد مي توانيم به توضيح بار الکتريکي و ميدان الکتريکي بپردازيم

 

بار الکتريکي و نيروي الکتريکي از ديدگاه سي. پي. اچ.

 از الکترومغناطيس کلاسيک مي دانيم که شدت ميدان مغناطيسي امواج الکترومغناطيسي نسبت به شدت ميدان الکتريکي آن بسيار ضعيف است و رابطه ي زير بين آنها بر قرار است

با توجه به مقدار سرعت نور بخوبي مشاهده مي شود که شدت ميدان الکتريکي تا چه اندازه از شدت ميدان مغناطيسي قوي تر است.

 بار ديگر به توليد زوج الکترون - پوزيترون برگرديم. مشاهده شد که يک کوانتوم انرژي (يک فوتون گاما) در شرايطي به دو ذره ي باردار مثبت و منفي واپاشيده مي شود. قبل از توليد زوج، تنها دو ميدان الکتريکي و مغناطيسي وجود داشت (بار الکتريکي وجود نداشت، بعد از توليد زوج دو بار الکتريکي وجود دارد که ميدان الکتريکي و گشتاور مغناطيسي توليد مي کنند. اين فرايند نشان مي دهد که ميدان الکتريکي (که از نظر بار الکتريکي نيز خنثي است) از دو سري بار ? رنگ مثبت و منفي تشکيل مي شود و در هنگام توليد زوج، بار-رنگهاي منفي يکطرف جمع شده، با هم ترکيب مي شوند و الکترون (با بار منفي) را بوجود مي آورند. همچنين بار ? رنگهاي مثبت نير يکطرف جمع شده، با هم ترکيب مي شوند و پوزيترون (با بار مثبت) را بوجود مي آورند. شکل زير

در طرف چپ ميدان الکتريکي متشکل از بار -رنگهاي مثبت و منفي و يک ميدان مغناطيسي ضعيف وجود دارد.

در سمت راست دو بار الکتريکي مثبت و منفي وجود دارد، که ميدان الکتريکي و ميدان مغناطيسي ايجاد مي کنند.

 

چگونگي ايجاد ميدان الکتريکي

 

در فرآيند توليد زوج، بعد از آنکه الکترون و پوزيترون شکل گرفتند، خواص بار الکتريکي از خود نشان مي دهند. اين خواص از طريق ميدان الکتريکي اطراف آنها که با انتشار فوتون (ذرات حامل نيروي الکتريکي) ايجاد مي شود، قابل مشاهده است.

حال الکترون توليد شده را در نظر بگيريد که مجموعه اي از بار ? رنگهاي منفي است که با هم ترکيب شده اند. اين الکترون در دريايي از بار ? رنگها (گراويتونها) غوطه ور است. الکترون مانند يک ماشين بار ? رنگهاي منفي را متراکم کرده و بصورت فوتون (حامل بار الکتريکي منفي) منتشر مي کند و بدين ترتيب ميدان الکتريکي منفي اطراف خود را بوجود مي آورد. بنابراين الکترون ماشيني است که ورودي آن بار ? رنگهاي منفي و خروجي آن فوتون منفي است. روند توليد فوتون مثبت توسط پوزيترون (يا پروتون) نيز بهمين ترتيب است.

بوتونهاي منفي (ذرات حامل نيروي الکتريکي منفي) بطرف بارهاي مثبت حرکت مي کنند و فوتونهاي مثبت بسوي بارهاي منفي بحرکت در مي آيند.

 

ذرات تبادلي در مکانيک کوانتوم

 نخستين گام براي توجيه نيروهاي هسته اي قوي در سال 1932 توسط هايزنبرگ برداشته شد. وي نظر داد که پروتونها به وسيله ي نيروهاي تبادلي در کنار يکديگر قرار مي گيرند. به اين ترتيب مي توان تصور کرد که دو ذره، به تبادل ذره ي سوم مي پردازند و ذره ي تبادلي دو ذره را به سوي هم مي راند. نظريه هايزنبرگ، همه ي نيروهاي جاذبه و دافعه نتيجه ي ذرات تبادلي هستند. به شکل زير توجه کنيد

در مورد جاذبه و دافعه ي الکترومغناطيسي، ذره ي تبادلي فوتون است. فيزيکدانان به وجود دو نوع فوتون اعتقاد دارند، يکي فوتونهاي حقيقي که قابل مشاهده هستند و ديگري فوتونهاي مجازي است که نمي توان آنها را مشاهده کرد. فوتون مجازي نيز با سرعت نور حرکت مي کند. در شکل زير نمودار فضا-زمان ذرات تبادلي بين دو الکترون که اثر آن دافعه است و يک الکترون و يک پروتون که اثر آن جاذبه است، نشان داده شده است

در شکل بالا الکتروني در راس    Aيک قوتون مجازي توليد کرده و مي فرستد والکترون دوم آنرا در راس  Bدر مي آشامد.

انرژي و اندازه حرکت هر يک از الکترون هاي واکنش کننده در اثر تبادل فوتون تغيير مي کند. غير قابل مشاهده بودن فوتون مجازي امکان عدم بقاي انرژي و اندازه حرکت را در طول بازه ي زماني بين گسيل و در آشاميدن فوتون فراهم مي کند. اصل عدم قطعيت انرژي فرض شده را که توسط آن بقاي انرژي نقض مي شود به مقدار زير محدود مي کند

dE=h/dt

که در آن dt برابر است با بازه ي زماني بين گسيل و در آشاميدن فوتون مجازي است

 

ذرات تبادلي در نظريه سي. پي. اچ.

 قسمت بالا گفته شد در نظريه سي. پي. اچ. بارهاي الکتريکي با استفاده از بار ? رنگهاي مجود در محيط به توليد و انتشار فوتونهاي مجازي که حامل نيروي الکتريکي هستند، مي پردازند. الکترون فوتون منفي و پروتون فوتون مثبت توليد و در فضا منتشر مي کنند و بدين ترتيب در اطراف خود ميدان الکتريکي ايجاد مي کنند.

حال دو ذره (پروتون و الکترون ) را با بار الکتريکي مثبت و منفي در نظر بگيريد. پروتون يک فوتون مثبت ارسال مي کند. فوتون مثبت بسمت الکترون حرکت کرده و جذب آن مي شود. الکترون که داراي بار پايه الکتريکي منفي است، فوتون مثبت را جذب مي کند. اما بمحض اينکه فوتون مثبت با الکترون ترکيب مي شود، موجوديت الکترون را دچار اختلال مي کند و الکترون براي برطرف کردن اختلال ايجاد شده، فوتون مثبت را تجزيه کرده و به بار ? رنگهاي مثبت تبديل و از ساختمان خود مي راند. بار ? رنگهاي مثبت که با سرعتي بالاتر از سرعت نور بحرکت در مي آيند، الکترون را بدنبال خود مي کشند. اين عمل موجوب مي شود که الکترون بسمت پروتون کشيده شود. بار ? رنگهاي مثبت نيز در فضا پخش مي شوند.

به همين ترتيب در مورد فوتون منفي و پروتون مي توان توضيح داد. الکترون با توليد و انتشار فوتون منفي، پروتون را بسمت خود مي کشد و پروتون نيز با متلاشي کردن فوتون منفي بار ? رنگهاي منفي در فضا پخش مي کند و اين بار -  رنگهاي منفي پروتون را بطرف الکترون مي کشند.

همچنانکه ملاحظه مي شود هيچ نيازي به استفاده از اصل عدم قطعيت براي توضيح وجود و کنش هاي الکترومغناطيسي نيست. علاوه بر آن نگراش فیزیک مدرن به گراویتون که آن را ذره ای بدون خواص الکتریکی در نظر می گیرد، نمی تواند با واقعیت سازگار باشد. بهمین دلیل تمام تلاشها برای یکسان سازی نیروهای الکترومغناطیسی و گرانش با شکست مواجه شده است



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 | بازديدها: |

ماده تاریک

    ماده تاریک

مقدمه

 

کیهان شناسان میزان موجود در عالم را با پارامتری به نام امگا مورد بحث قرار می‌دهند. در یک عالم بسته یعنی عالمی که جرم آن در حدی است که عاقبت در خود فرو می ریزد، امگا بیش از 1 تعریف می‌شود. در یک عالم باز یعنی عالمی که تا ابد اجزای آن در حال دور شدن از یکدیگر هستند امگا کمتر از 1 است و یک عالم مسطح بطور ایده‌آل امگایی برابر 1 خواهد داشت. میزان ماده قابل مشاهده موجود در عالم در حدود 0.05 = امگا است و به هیچ وجه بیش از آن نمی‌باشند. نظریه پردازان مایلند امگای عالم را چیزی در حدود 1 در نظر بگیرند به آن معنی که ماده تاریک 0.95 = امگا یا 95% عالم را تشکیل داده است.

 

اما در صورتی که واقع بینانه‌تر نگاه کنیم می‌بینیم که دانشمندان دلیلی برای بیشتر بودن اندازه امگا از 0.4 ندارند با این حساب میزان ماده تاریک 0.35 امگا خواهد بود که 88% جرم عالم است. می‌بینیم که 88% عالم ما کاملا ناشناخته است

 

 

ماده تاریک را دیده‌اند

 

نود درصد از کل عالم به شکل ماده تاریک است که اصلا دیده نمی‌شود، بنابراین اخترشناسان اوقات زیادی را به بررسی و نقشه برداری از این مواد صرف می‌کنند. نظریه پردازان در تلاشند تا از توزیع این ماده تاریک در عالم، نقشه‌ای ترسیم کنند. برخی از اخترشناسان معتقدند ماده تاریک به شکل کروی پیرامون کهکشانها قرار دارد، در حالی که جمعی دیگر معتقدند که این ماده تاریک به شکل صفحه‌ای در عالم پراکنده است. معضل اصلی اخترشناسان این است که نمی‌توانند این ماده را ببینند، بنابراین اظهار نظر قطعی درباره هر یک از دو نظریه فوق برایشان کاری بسیار سخت است.

 

برخی از شبیه سازیهای رایانه‌ای نوین نشان می‌دهند صفحات غباری که اطراف برخی از کهکشانها وجود دارد، ممکن است کار یافتن مکان توزیع ماده تاریک را آسان کند. اکثر کهکشانها در صفحه استوایی خود صفحه‌ای از گاز و غبار دارند، اما آنچه اخترشناسان برای تعیین چگونگی توزیع ماده تاریک به آن نیاز دارند، صفحه‌ای غباری است که کمی نسبت به استوای کهکشان کج باشد. چنین صفحه‌ای اخترشناسان را به رانش گرانشی ناشی از توده ماده تاریک راهنمایی می‌کند. یافتن چنین کهکشانی کار سختی است، اما اخیرا کهکشان عدسی مانندی به نام 

NGC4753

 یافت شده است این خصوصیات را دارد.

 

این کهشکان از قدر 9.9 که در صورت فلکی صفحه گازی پیرامون 

NGC4753  

با ماده تاریک اطراف آن سنبله واقع است و حدود 28 میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد، مواد زیادی را از کهکشان دیگری ربوده است. این ربایش حدود 500 میلیون سال قبل یا حتی کمی دورتر از این روی داده است (زمان ربایش ماده از روی سرعت چرخش این کهکشان محاسبه می‌کنند.)

صفحه گاز و غبار پیرامون این کهکشان حدود 15 درجه با صفحه چرخش آن زاویه دارد.

 

اگر این اختلاف زاویه وجود نداشت، کل صفحه در فضای اطراف کهکشان پخش می‌شد و کهکشان شکل مسطح‌تری می‌یافت، اما اکنون با این اختلاف زاویه سرعت و حرکت و حتی جهت حرکت تغییر می‌یابد، از همین تغییرات می‌توان به تمرکز مواد تاریک و توزیع آن در کهشکان پی برد. شبیه سازیهای رایانه‌ای که از داده‌های رصدی این کهکشان بدست آمده است، پیچ خوردگیهای فراوانی را در صفحه غباری پیرامون آن نشان می‌دهد.

 

 

 

نتایج شبیه سازیها

 

شبیه سازیهای خاصی که برای کهکشان 

NGC4753

 انجام شده است نشان می‌دهد که بیشتر ماده تاریک این کهکشان به صورتی کروی پیرامون کهکشان قرار گرفته است و کمی هم پخ شدگی دارد (مثل یک همبرگر بزرگ). اهمیت چنین بررسیها و شبیه سازیهایی در این است که اگر اخترشناسان برای بررسی یک کهکشان فقط به شکل آن در محدوده ماده روشنش بپردازند، هیچگاه داده‌های دقیقی بدست نخواهند آورد. در حالی که با اتکا به ماده تاریک هر کهکشان تا حد زیادی شکل حقیقی آن کهکشان بدست می‌آید.

 

 

 

ماده تاریک

 

همانطور که گفته شد کیهان شناسی که علم مطالعه آغاز، شکل گیری و تکامل عالم است هنوز نمی داند 99% عالم را چه چیز تشکیل داده است. به نظر می رسد جزء غیر قابل مشاهده، قسمت اعظم عالم را تشکیل داده است که قابل شناسایی نیست.

این ماده واقعا چیست؟ چگونه آن را بشناسیم؟

 

 

 

اثبات وجود ماده تاریک :  جاذبه دلیل وجود ماده تاریک

 

وجود یک پدیده را از دو روش می توان اثبات کرد: مشاهده مستقیم پدیده یا مشاهده تاثیر آن بر پدیده هایی که راحت تر مشاهده می شوند.

این مطلب که در آسمان شب چیزهایی هست که به راحتی دیده نمی شود و همیشه مورد توجه بوده است. هنگام استفاده از تلسکوپ یا رادیو تلسکوپ فقط اشیایی رصد می شوند که از خود نور یا امواج رادیویی گسیل می کنند. اما هر پدیده ای این خصوصیات را ندارد حتی سیاره خودمان زمین نیز به علت تاریکی بیش از حد قابل مشاهده نیست.

 

 

خوشه های کهکشانی

 

مقدار قابل توجهی ماده در بررسی خوشه های کهکشانی وجود دارد که ما نمی توانیم به آسانی آنها را ببینیم. خوشه هایی که از تجمع چند صد تا چند هزار کهکشان یا کهکشان های تک در فضا بوجود آمده اند. در دهه 1930

، Zwicky Smith

 ، دو خوشه تقریبا نزدیک به هم 

Coma و Virgo

 را از لحاظ کهکشان های تشکیل دهنده و سرعت خوشه ها مورد بررسی قرار دادند، و سرعتی که بدست آوردند چیزی بین 10 تا 100 برابر مقداری بود که انتظار داشتند.

معنی این چیست؟ در یک گروه از کهکشان ها مثل خوشه تنها نیروی موثر بر کهکشان ها گرانش است و این گرانش اثر کششی کهکشان ها بر یکدیگر است که باعث بالا رفتن سرعت آنها می شود.

 

 

سرعت می تواند مقدار ماده موجود در کهکشان را به دو طریق مشخص کند:

 

جرم خوشه ها

جرم بیشتر کهکشان باعث می شود نیروی شتاب دهنده به کهکشان نیز بیشتر شود.

 

شتاب و سرعت خوشه ها

اگر شتاب یک کهکشان خیلی زیاد باشد می تواند از میدان جاذبه خوشه خارج شود. اگر شتاب کهکشان بیش از سرعت فرار باشد، خوشه را ترک خواهد کرد.

به این ترتیب همه کهکشان ها سرعتی پایین تر از سرعت فرار (گریز) خواهند داشت. و با این نگرش می توان جرم کل خوشه را حدس زد که مقدار قابل توجهی از میزان مشاهده شده است. با این حال این نظریه به علت اینکه مبنی بر مشاهده بود و مشاهدات غالبا با اشتباه همراهند مدت طولانی مورد توجه قرار نگرفت.

هنگامی که به چیزی به وسعت یک خوشه کهکشانی نگاه می کنید با اینکه ممکن است سرعت ها زیاد باشند، در مقابل وسعت خوشه ها چیزی به حساب نمی آیند؛ پس مشاهده مداوم یک خوشه در طی چندین سال تصویر یکسانی از آن بدست می دهد. ما نمی توانیم کهکشان هایی را که بدون الگو حرکت می کنند با دقت ببینیم. پس یک کهکشان با سرعت زیاد ممکن است از خوشه جدا شده باشد یا اصلا متعلق به خوشه نباشد. حتی ممکن است بعضی از کهکشان ها، فقط مقابل کهکشان های دیگر، در راستای خط دید آنها باشند. با این حساب این کهکشان گمراه کننده خواهد بود.

 

 

منحنی حرکت انتقالی کهکشان ها

 

دلایل قابل اعتماد تری در دهه 1970 در پی اندازه گیری منحنی های دوران کهکشان ها ارایه شد. علت قابل اعتماد تر بودن آنها این است که اطلاعات موثق تری در مورد تعداد بیشتری کهکشان بدست می دهند.

از گذشته می دانستیم که کهکشان ها حول مرکز شان دوران دارند درست شبیه به چرخش سیارات به دور خورشید و مانند سیارات از قوانین کپلر پیروی می کنند. این قوانین می گویند سرعت چرخشی حول یک مرکز فقط به فاصله از مرکز و جرم موجود در مدار بستگی دارد.

پس با پیدا کردن سرعت چرخش یک کهکشان می توانیم جرم موجود در کهکشان را محاسبه کنیم. همان طور که در کناره های کهکشان میزان نور به سرعت کم می شود انتظار می رود سرعت چرخش نیز پایین بیاید ولی این اتفاق نمی افتد و سرعت در همان میزانی که محاسبه شده بود ثابت می ماند و این مطلب آشکارا نشان می دهد در کناره های کهکشان جرمی وجود دارد که ما نمی بینیم. این آزمایش در مورد چندین کهکشان حلزونی - از جمله کهکشان راه شیری خودمان - انجام شده و هر بار به همین نتیجه رسیده است. و این محکمترین و بهترین اثبات برای وجود ماده تاریک است.

 

 

مواد تشکیل دهنده ماده تاریک

 

حدس و گمان های زیادی در باره جنس ماده تاریک وجود دارد.

 

* ماده معمول

- سیارات

- ستارگان تاریک - ژوپیترها، کوتوله های قهوه ای، کوتوله های سفید

 

* ماده عجیب

- نوترینوها

- ویمپ ها ( WIMPs )

 

 

 

ماده معمول: سیارات

 

ماده تاریک ممکن است از چیزهای معمولی مثل جنس سیارات تشکیل شده باشد، ولی سیاراتی مثل زمین به اندازه کافی جرم ندارند، پس ممکن است ژوپیترها تشکیل دهنده ماده تاریک باشند.

اما این نظریه چندین مشکل دارد، اول اینکه ما فرض کرده ایم سیارات فقط در اطراف ستارگان شکل گرفته اند، بنا بر این ستارگان به میزان بسیار کمی جرم آن ها را بالا می برند. با این حساب امگا = 0.005 خواهد بود که برای تشکیل دادن 88% جرم عالم کافی نیست.

دومین و مهمترین مشکل از ترکیب هسته ای مهبانگ

( Big Bang Nacleosynthesis )

 ناشی می شود. در لحظه تولد عالم وقتی مهبانگ رخ داد عالم، ماده ای بسیار گرم، تشکیل شده از انواع ذرات بود، در حالی که عالم، بزرگ و بزرگتر، و به سردی می گرایید، ذرات ماده معمول مثل الکترون، نوترون و پروتون ها نیز سرد می شدند و اتمهای مواد موجود در عالم را تشکیل می دادند. غالب این اتمها مربوط به هلیوم و هیدروژن هستند.

BBN

 یک تئوری موفق است که نه تنها هیدروژن و هلیوم را به عنوان بیشترین عناصر جهان معرفی می کند بلکه نسبت آنها را نیز به درستی بیان می کند.

اما مسئله ای وجود دارد. مقدار هر ماده ای که تشکیل می شود، به میزان ماده معمول تشکیل دهنده اتم (ماده بارنوییک) بستگی دارد و 

BBN

 مقدار این ماده را برای عالم کنونی چیزی در حدود امگا = 0.1 پیش بینی می کند.

باید توجه کرد که این میزان ماده بارنوییک برای مواد قابل مشاهده در عالم ما زیاد است در نتیجه مقداری ماده معمول تاریک (از جمله سیارات و ستارگان سوخته) وجود دارد اما این مواد نمی توانند توجیه کننده سرعت خوشه و منحنی دوران آنها باشند.

 

 

ستارگان تاریک - ژوپیترها، کوتوله های قهوه ای، کوتوله های سفید

 

ماده معمول دیگری که می تواند تشکیل دهنده ماده تاریک باشد ستارگانی هستند که جرم کافی برای سوختن و درخشان شدن ندارند- کوتوله های قهوه ای - یا ژوپیترها - ژوپیترها کوتوله هایی به مراتب (حدود 10 برابر) سنگین تر هستند و به صورت ستارگان بسیار کوچک و کم نور فعالیت دارند. اما این احتمالات مثل سیارات در مقابل 

BBN

 با مشکل مواجه می شوند و باز باریون کافی وجود ندارد. احتمال این نیز می رود که نظریه 

BBN

 اشتباه باشد ولی چون این نظریه تا کنون بسیار موفق بوده است به دنبال انتخاب های دیگری برای ماده تاریک هستیم.

 

 

 

ماده عجیب

 

این ماده آنقدر ها هم عجیب نیست. فقط ماده ای است که الکترون، نوترون و پروتون ندارد. بسیاری از چنین ذرات شناخته شده اند و چند مورد از آن ها در حد تئوری هستند تا بتوان مشکل ماده تاریک را حل کرد.

 

نوترینوها

نوترینوها ذرات بدون جرمی هستند که وجودشان ثابت شده و لی دلایلی وجود دارد که نشان داده گاهی اوقات جرم بسیار کوچکی دارند. در عالم مقدار بسیار زیادی از این ذرات وجود دارد، با این حال حتی یک جرم بسیار کوچک تر برای ماده تاریک پر اهمیت است. جرمی به اندازه

1/5000

 جرم الکترون، امگایی به اندازه 1 بدست می دهد.

 

 

ویمپ ها ( WIMPs )

بیشتر انتخاب های ماده عجیت در دسته ویمپ ها – 

Weakly Interaching Massive Particles -

 قرار می گیرند. ویمپ ها دسته ای از ذرات سنگین هستند که به سختی با ذرات دیگر واکنش می دهند. از این ذرات می توان، تراسنیو ها و آکسیون ها را نام برد



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 | بازديدها: |

سفر در زمان از بعد پنجم
 
        

  سفر در زمان از بعد پنجم  

 

 

شايد سفر زمانى بسيار راحت تر از آن باشد كه تصور مى كنيم

ماركوس چاون
ترجمه: شهاب شعرى مقدم

 

خلاصه مقاله
۱- براساس نظريه ريسمان ها، جهان ما پوسته اى ۴ بعدى است كه در يك فضا- زمان ۱۰ بعدى شناور است.
۲- درصورت انحناى شديد ابعاد فراسوى جهان ما، هر ذره اى كه قادر به خروج از ابعاد چهارگانه اين جهان باشد، مى تواند با ميان بر زدن از ميان بعد پنجم، حتى از نور هم پيشى بگيرد.
۳- حركت سريع تر از نور، از ديد برخى از ناظرهاى اين جهان، به معناى سفر در زمان و بازگشت به گذشته است.
۴- گراويتون ها و نوترينوهاى خنثى ذراتى هستند كه امكان خروج از جهان ما را دارند. بنابراين اين ذرات قادرند در زمان سفر كنند.
۵- بدين ترتيب طى چند دهه آينده و با كمك نوترينوهاى خنثى قادر خواهيم بود ايده سفر در زمان را به طور تجربى بيازماييم.


احتمالاً عنوان جديدترين مقاله علمى «هانريش پاس»

Pas.H

 براى شما بيش از حد عجيب و غريب و نامفهوم به نظر برسد: «منحنى هاى زمان گونه بسته در جهان هاى پوسته اى خميده غيرمتقارن» ! اما براى آنهايى كه به فيزيك نظرى مسلط هستند اين مقاله از يك حقيقت شگفت انگيز پرده بردارى مى كند. براساس اين مقاله، ساخت ماشين زمان، بسيار راحت تر و دردسترس تر از آن چيزى  است كه تاكنون تصور مى شد.
پس ديگر كند و كاو طاقت فرسا در جهان براى يافتن سياه چاله هاى چرخان يا كرم چاله هاى عجيب و غريب را ( كه تا پيش از اين به نظر مى رسيد كه تنها راه هاى سفر در زمان باشند) فراموش كنيد. براساس نظر «پاس» و همكارانش در دانشگاه هاوايى، در سفر در زمان، همواره و در همه جا در جهان بر روى ما گشوده است. نكته جالب تر اينكه برخلاف اغلب سناريوهاى قبلى، صحت اين ايده را مى توان همين جا بر روى زمين هم به معرض آزمون گذاشت. «بيل لوئيز»

Louis.B

 كه فيزيكدانى از آزمايشگاه ملى لس آلاموس در نيومكزيكو و يكى از مسئولان ارشد آزمايش معروف باريكه نوترينوى

MiniBoone

 در آزمايشگاه شتاب دهنده فرمى است دراين باره مى گويد: «به نظر من ايده اى كه «پاس» ارائه كرده، ايده اى بسيار شگفت انگيز و فوق العاده است. اما هم اكنون مسئله مهم، نشان دادن صحت اين ايده است.»
البته فيزيكدانانى نظير «لوئيز» حق دارند كه كمى محتاط باشند. در واقع بايد گفت كه هرچند هيچ يك از قوانين طبيعت امكان سفر در زمان را عملاً رد نمى كنند، اما فيزيكدان ها از ديرباز با اين مسئله ميانه چندان خوشى نداشته اند، چرا كه سفر در زمان مى تواند فرض پذيرفته شده تقدم علت بر معلول را زير سئوال ببرد. از طرفى نقض قانون موجبيت مى تواند اوضاع جهان را به هم بريزد. به عنوان مثال شما مى توانيد به گذشته سفر كرده و از تولد خودتان جلوگيرى كنيد.
وجود چنين تناقض نماهايى منجر به ارائه حدسى از سوى «استفن هاوكينگ» شد كه اصطلاحاً «حدس حفاظت از تاريخ» ناميده مى شود. براساس اين حدس بايد اصولى در فيزيك (كه هنوز كشف نشده اند) وجود داشته باشند كه از امكان وقوع سفر در زمان جلوگيرى كنند. تا همين سه سال پيش هيچ كس نتوانسته بود جزئيات چنين اصولى را ترسيم كند تا اينكه در سال ۲۰۰۳ گروهى از محققان كه بر روى نظريه ريسمان ها (كه بهترين گزينه براى رسيدن به نظريه اى واحد در فيزيك است) كار مى كردند، مدعى شدند كه براساس اين نظريه، ساز و كارهايى وجود دارند كه مى توانند از سفر در زمان جلوگيرى كنند

تا به اينجا ظاهراً همه چيز درست بود. اما حتماً مى دانيد كه فيزيكدان ها در قانع نشدن به يك جواب، شهره خاص و عام هستند. اين گونه بود كه «پاس» و دو نفر از همكارانش به نام هاى «سنديپ پاكواسا»

Pakvasa.S

 از دانشگاه هاوايى و «توماس ويلر»

Weiler.T

 از دانشگاه وندربيلت در تنسى شروع به تجزيه و تحليل مجدد نظريه ريسمان ها كردند. اين نظريه، اجزاى بنيادين جهان را نه به صورت ذرات نقطه اى بلكه به شكل ريسمان هاى مرتعش انرژى مى داند. در اين نظريه، ارتعاش سريع تر اين ريسمان ها معادل جرم بيشتر ذرات است.
اين ريسمان هاى مرتعش مى توانند نحوه هزاران نوع برهم كنش مابين تمامى ذرات بنيادى نظير كوارك ها و الكترون ها را توضيح دهند. اما نكته اى اساسى در مورد اين نظريه وجود دارد: اين نظريه تنها زمانى جواب مى دهد كه اين ريسمان هاى انرژى به جاى چهار بعد معمول، در يك فضا- زمان ۱۰ بعدى در حال ارتعاش باشند. در واقع براساس نظريه ريسمان ها، اين ابعاد اضافى يا فوق العاده كوچك هستند، به  طورى كه تاكنون متوجه حضور آنها نشده ايم و يا بسيار بزرگ و به گونه اى خميده هستند كه باز هم تا به حال از ديد ما پنهان مانده اند.
بنابر نظريه ريسمان ها، جهان ما در واقع پوسته اى چهار بعدى است كه در يك فضا- زمان
10 بعدى شناور است. اما از آنجايى كه تمامى ذرات و نيروهاى جهان ما مقيد به پوسته چهار بعدى اين جهان هستند و امكان خروج از آن را ندارند، بنابراين ما نيز تاكنون از وجود ابعاد بالاتر خارج از جهان خود (يعنى همين چهار بعدى كه تجربه هاى ما محدود به آن است) هيچ اطلاعى نداشتيم. «پاس» در اين باره مى گويد: «اگر واقعاً چنين باشد پس امكان ميان بر زدن از ميان اين ابعاد بالاتر نيز وجود خواهد داشت و همين مسيرهاى ميان بر است كه سفر در زمان را ممكن مى سازد.»
تجسم چنين ميان برهايى كار چندان دشوارى نيست. فرض كنيد كه پوسته چهار بعدى جهان ما كه در بعد بالاتر (بعد پنجم) جاى گرفته همانند كاغذى باشد كه از وسط تا شده و دو انتهاى آن بر روى همديگر قرار گرفته است. در اين صورت مى توان از نقطه اى واقع بر پوسته جهان، آن را ترك كرده و وارد بعد بالاتر شد و پس از پيمودن مسيرى كوتاه در بعد پنجم دوباره و در نقطه اى ديگر در مقابل آن به جهان بازگشت. جالب اينجاست كه اگر اين صفحه خم شده (يعنى جهان ما) صفحه اى بسيار بزرگ باشد، در اين صورت براى پيمودن همين مسير از روى خود صفحه (يعنى از درون جهان) مى بايست فاصله اى بسيار طولانى را طى مى كرديم اما با خروج از پوسته جهان و عبور از ميان ابعاد بالاتر عملاً ميان بر خواهيم زد.
اما مسئله اى در ارتباط با تصويرى كه ارائه شد وجود دارد. اگرچه اساساً مى توان جهانى را تصور كرد كه بتوان از يك سوى آن به سوى ديگر ميان بر زد اما مسئله آن است كه جهان ما نمى تواند مشابه چنين جهانى باشد. علت اين امر آن است كه فضا- زمان چنين جهانى به شدت خميده بوده و نتيجتاً با نظريه نسبيت خاص اينشتين (كه هندسه فضا را تخت يا اقليدسى مى داند) ناسازگار خواهد بود. از آنجايى كه آزمون هاى تجربى متعددى تاكنون صحت پيش بينى هاى نسبيت خاص را در حوزه محلى موقعيت ما در جهان تا دقتى بالاتر از يك به يك ميليون تاييد كرده اند، بنابراين بسيار بعيد است كه پوسته چهاربعدى جهان ما همانند يك كاغذ تاشده باشد.
بنابراين پاس، پاكواسا و ويلر از فرض ديگرى استفاده كردند. آنها فضا- زمانى را در نظر گرفتند كه در آن، جهان ما يك پوسته چهاربعدى تخت بوده اما اين پوسته تخت، در ابعاد بالاترى شناور است كه به شدت خميده هستند. از آنجايى كه در اين تصوير، جهان ما تخت است بنابراين نسبيت خاص همچنان در آن معتبر خواهد بود. اما ميزان انحناى ابعاد بالاتر خارج از جهان ما به حدى است كه نسبيت خاص در آن ابعاد ديگر اعتبار خود را از دست خواهد داد. اين امر بدان معناست كه هر چيزى كه بتواند از ابعاد جهان ما خارج شده و وارد بعد پنجم شود قادر خواهد بود يكى از بنيادى ترين اصول نسبيت خاص را زير پا بگذارد: چنين چيزى قادر است با سرعتى فراتر از سرعت نور حركت كند.
اين امر، نتايج خارق العاده اى را براى ساكنان پوسته جهان ما در بر خواهد داشت. در نظر اشخاصى كه در اين جهان زندگى مى كنند، هر چيزى كه مسيرى ميان بر را از ميان ابعاد بالاتر هستى طى كند، ناگهان از نقطه اى از جهان ما غيب شده و در نقطه اى ديگر در جهان ظاهر مى شود. در نظر برخى از ساكنان جهان، هويت مزبور فاصله مابين اين دو نقطه را حتى سريع تر از نور طى خواهد كرد. اما شگفت انگيزتر آن كه در نظر برخى ديگر، آن چيز حتى در زمان سفر كرده و به گذشته باز خواهد گشت. علت اين امر آن است كه براساس نظريه نسبيت خاص، در برخى از چارچوب هاى مرجع، حركت سريع تر از نور معادل سفر در زمان و بازگشت به گذشته است. «پاس» در اين باره مى گويد: «چنين مسيرهاى ميان برى كه از ابعاد بالاتر هستى در خارج از جهان ما عبور مى كنند اصطلاحاً «منحنى هاى زمان گونه بسته» ناميده مى شوند. يافتن چنين مسيرهايى در واقع معادل دستيابى به رمز ماشين زمان است.»

 

خروج از رويه
اما اين ايده سفر در زمان نيازمند حل يك مشكل است و آن يافتن راهى است براى خروج از جهان ما و ورود به ابعاد بالاتر هستى. اما انجام چنين كارى چگونه ميسر خواهد بود؟ خوشبختانه نظريه ريسمان ها راهى را براى اين كار در پيش روى ما قرار مى دهد. براساس اين نظريه تقريباً تمامى ريسمان هاى نمايانگر ذرات بنيادى جهان ما ريسمان هايى باز هستند و دو انتهاى اين ريسمان ها همواره مقيد به پوسته جهان ماست. به همين دليل هم اين ذرات هيچ گاه نخواهند توانست از جهان ما خارج شده و با ورود به بعد پنجم، مسير ميان برى را در فضا- زمان بپيمايند. اما در اين ميان دو استثناى مهم نيز وجود دارد: يكى ذره (ريسمان) حامل نيروى گرانش به نام گراويتون و ديگرى نوع چهارمى از نوترينو كه در برابر سه نوع معمول آن اصطلاحاً نوترينوى خنثى ناميده مى شود (منظور از نوترينوى خنثى، خنثى بودن آن به لحاظ الكتريكى نيست چراكه نوترينوهاى معمولى نيز همگى فاقد بار الكتريكى بوده و هيچ يك در برهم كنش الكترومغناطيسى شركت نمى كنند. در واقع منظور از عبارت خنثى آن است كه اين نوترينوها داراى فوق بار ضعيف صفر هستند و بنابراين حتى در برهم كنش ضعيف هم شركت نمى كنند و تنها در برهم كنش گرانشى وارد مى شوند). مطابق نظريه ريسمان، اين دو ذره برخلاف ساير ذرات، ريسمان هاى حلقوى بسته هستند. از آنجايى كه اين ريسمان هاى بسته عملاً هيچ انتهاى مشخصى ندارند كه به پوسته جهان مقيد باشند، بنابراين مى توانند آزادانه از جهان ما خارج شده و به ساير ابعاد هستى سفر كنند.
همين ويژگى گراويتون ها است كه به نظريه پردازان ريسمان كمك مى كند تا ضعيف بودن نيروى گرانش را نسبت به ساير نيروهاى بنيادى نظير الكترومغناطيس تبيين كنند. بر اين اساس، ضعيف بودن نيروى گرانش در واقع بدان علت است كه تعداد بسيارى از گراويتون هاى گسيل شده توسط ذره مبدأ پيش از آنكه فرصت رسيدن به ذره مقصد را پيدا كنند از جهان ما خارج خواهند شد و به ابعاد بالاتر درز مى كنند. اما شگفت انگيزتر آنكه خروج اين ذرات از ابعاد جهان ما و ميان بر زدن آنها از ميان ابعاد بالاتر هستى بدان معنا است كه گراويتون ها و نوترينوهاى خنثى اساساً توانايى سفر در زمان را دارند. بنابراين «پاس» معتقد است كه به كمك اين ذرات مى توان امكان سفر در زمان را به طور تجربى به محك آزمون گذاشت.
اما چنين كارى چندان آسان نخواهد بود چراكه هيچ كس تاكنون موفق به دام اندازى يك گراويتون يا نوترينوى خنثى نشده است، زيرا آشكارسازى اين ذرات بسيار نامحتمل و دشوار است. در هر ثانيه هزاران ميليارد نوترينوى معمولى از بدن ما مى گذرند، اما ما متوجه عبور هيچ يك از آنها نمى شويم چراكه اين ذرات، بسيار به ندرت با الكترون ها و اتم ها برهم كنش انجام  مى دهند. اما احتمال برهم كنش نوترينوهاى خنثى با ماده حتى از نوترينوهاى معمولى هم كم تر است چراكه نوترينوهاى خنثى تنها از طريق برهم كنش فوق العاده ضعيف گرانشى و نيز تبادل بوزون هيگز با ماده برهم كنش دارند. (بوزون هيگز، ذره اى است كه هنوز به طور تجربى كشف نشده است. جرم هريك از ذرات بنيادى در واقع ماحصل برهم كنش آنها با اين ذره است.)
با همه اين احوال «پاس» و همكارانش معتقدند كه براساس مكانيك كوانتومى راهى براى اين مسئله وجود دارد. قوانين فيزيك كوانتومى حاكى از آن است كه نوترينوها مى توانند از نوعى به نوع ديگر تبديل شوند. آزمايش هاى انجام شده در ژاپن و ايالات متحده نيز كه براى آشكارسازى نوترينوهاى خورشيدى و نيز نوترينوهاى حاصل از ساير منابع اخترفيزيكى طراحى شده اند، به طور تجربى موفق به تاييد امكان تبديل نوترينوها از نوعى به نوع ديگر شده اند. همين مسئله در مورد نوترينوهاى خنثى هم صادق است به گونه اى كه اين نوترينوها نيز مى توانند به نوترينوهاى معمولى (كه با سهولت بسيار بيشترى قابل آشكارسازى هستند) تبديل شوند و بالعكس. نكته حائز اهميت آنكه احتمال اين تبديل، به تناسب چگالى محيطى كه نوترينوها در حال عبور از آن هستند، افزايش مى يابد.
همين نكته بود كه سبب شد تا «پاس» و همكارانش پيشنهاد انجام آزمايشى را ارائه دهند كه خواهد توانست امكان سفر در زمان را به طور تجربى نشان دهد. در اين آزمايش، باريكه اى از نوترينوهاى معمولى از يك مركز تحقيقاتى واقع در قطب جنوب به سوى آشكارسازى در روى خط استوا ارسال خواهد شد. در هنگام عبور باريكه از ميان كره زمين، بخشى از نوترينوها به نوترينوهاى خنثى بدل خواهند شد. ازآنجايى كه اين نوع نوترينوها قادرند از ميان ابعاد بالاتر فراسوى جهان ما ميان بر بزنند بنابراين زودتر از بقيه به آن سوى كره زمين خواهند رسيد، به گونه اى كه گويى از نور هم سريع تر حركت كرده اند. اما همين كه اين نوترينوها از آن سوى زمين خارج شده و وارد اتمسفر شوند، دوباره تغيير نوع داده و به نوترينوهاى معمولى (كه قابل آشكارسازى هستند) بدل خواهند شد. اما با توجه به چرخش زمين و در كمال تعجب، اين نوترينوها (كه سريع تر از نور حركت كرده بودند) در زمانى پيش از زمان آغاز حركت خود به مقصد خواهند رسيد!
هرچند انجام چنين آزمايشى فراتر از توانمندى هاى فناورى فعلى بشر است، اما همان طور كه «پاس» هم به درستى بدان اشاره دارد، انجام اين آزمايش طى حداكثر۵۰ سال آينده ميسر خواهد شد. البته تحقق چنين آزمايشى پيش از هرچيز نيازمند صحيح بودن دو پيش فرض است. شرط اول، وجود نوترينوهاى خنثى است. اگرچه اكنون بسيارى از فيزيكدان ها معتقدند كه چنين نوترينوهايى بايد وجود داشته باشند، اما اين امر هنوز به   طور تجربى تاييد نشده است. و شرط دوم آن است كه همان طور كه «پاس» فرض كرده است ما واقعاً در يك فضا- زمان خميده غيرمتقارن زندگى مى كنيم. اما چنين پيش فرضى تا چه حد قابل قبول است؟
هنگامى كه اينشتين، نظريه نسبيت عام را ارائه كرد، عملاً نشان داد كه فضا- زمان تحت چه شرايطى ممكن است خميده و يا تخت باشد. اما معادلات اينشتين چيزى درباره هندسه واقعى جهان به ما نمى گويد (بلكه صرفاً حالت هاى ممكن اين هندسه را به تصوير مى كشد). بنابراين، به عنوان مثال كيهان شناسان صرفاً با اتكا به اين معادلات نمى توانند بگويند كه آيا جهان ما تا بى نهايت ادامه دارد و يا اينكه اين جهان، جهانى خميده و بسته است. همين امر، در ماشين هاى زمان متفاوتى را بر روى فيزيكدان ها گشوده است، كه برخى قابل قبول تر از بقيه هستند.
به عنوان مثال، يكى از پاسخ هاى مشهور معادلات اينشتين كه براى نخستين بار توسط رياضيدانى به نام «كورت گودل»

Godel. K

 ارائه شد، جهانى را توصيف مى كند كه با سرعت به دور خود درحال چرخش است. در چنين جهانى نور به جاى حركت در خط راست، در يك مسير مارپيچى حركت خواهدكرد. «گودل» توانست نشان دهد مسافرى كه در چنين جهانى مسيرى طولانى را در اعماق كيهان طى مى كند، قادر است حتى از نور هم پيشى گرفته و در زمانى پيش از شروع حركت خود از مبدأ، به آنجا بازگردد. به عبارتى جهان چرخنده گودل، همانند يك ماشين زمان عمل مى كند. اما مسئله همان طور كه «پاس» هم بدان اشاره مى كند، اين است كه ما واقعاً در چنين جهانى زندگى نمى كنيم.
يكى ديگر از انواع ماشين زمان را مى توان در درون سياه چاله هاى چرخان جست وجو كرد. در سياه چاله هاى چرخان، فضا- زمان آنچنان انحنا پيدا مى كند كه جاى فضا با زمان عوض مى شود. اگرچه اين نوع ماشين زمان واقعاً در جهان ما وجود دارد اما در اينجا هم مسئله آن است كه اين سياه چاله هاى چرخان عملاً خارج از دسترس ما هستند. اما پس از سياه چاله هاى چرخان، نوبت به نوع ديگرى از ماشين زمان مى رسد كه ايده آن براى اولين بار توسط فيزيكدانى به نام «فرانك تيپلر»

F.Tipler

 مطرح شد. اين نوع ماشين زمان در فضا- زمان اطراف يك جرم استوانه اى چرخان نامتناهى شكل مى گيرد، اما به عقيده «پاس» ساخت چنين ماشينى هم عملاً غيرممكن است، چرا كه نيازمند جرم استوانه اى فوق العاده عظيمى است كه با سرعتى غيرقابل باور در حال چرخش باشد

 

شايد سفر زمانى بسيار راحت تر از آن باشد كه تصور مى كنيم

جهان خميده غير متقارن


 

يكى ديگر از گزينه هاى مطرح در مورد ماشين زمان، كرم چاله ها هستند. اين تونل هاى ميكروسكوپى در ساختار فضا- زمان، مى توانند يك نقطه از زمان را به نقطه اى ديگر از آن متصل كنند. اما براى عبور از ميان اين تونل ها هم يك مشكل اساسى وجود دارد: تونل كرم چاله ها در يك چشم برهم زدن پس از تشكيل، به طور خود به خود بسته مى شود.
براى باز نگاه داشتن اين تونل ها فقط يك راه وجود دارد و آن استفاده از نوعى ماده ناشناخته است. اين نوع ماده برخلاف ماده معمولى كه در حضور ميدان گرانشى جذب مى شود، بر اثر نيروى گرانش دفع خواهد شد و همين نيروى دافعه است كه مى تواند از بسته شدن دهانه كرم چاله جلوگيرى كند. اما همان طور كه «پاس» هم مى گويد، ما هنوز نمى دانيم كه چنين ماده عجيب و غريبى در جهان وجود دارد يا خير و اگر وجود داشته باشد، آيا پايدار خواهد بود يا نه.
اگرچه «پاس» اذعان مى دارد طرحى كه توسط او و همكارانش براى سفر در زمان ارائه شده نيز، نيازمند وجود ماده عجيبى است كه بتواند به بعد پنجم انحنا بدهد، اما به نظر او، به هر حال اين طرحى، قابل قبول تر از بقيه طرح هاست. علت اين امر آن است كه ماده عجيب ناشناخته در اين طرح ( برخلاف طرح كرم چاله ها) مى تواند در ميان ابعاد بالاتر خارج از جهان ما، پنهان شده باشد. بدين ترتيب طرح «پاس» مى تواند توضيح دهد كه چرا تاكنون ما با چنين ماده عجيب و غريبى در جهان مواجه نشده ايم.
البته ايده «پاس» هم مانند هر ايده ديگرى منتقدانى دارد. يكى از اين اشخاص، «سيدنى دسر»

S.Deser

 از دانشگاه برانديس ماساچوست است. دسر كه ايده وجود ماده عجيب و ناشناخته را چندان نمى پسندد، همانند اينشتين معتقد است كه سفر در زمان اساساً ممكن نخواهد بود.
اما «پاس» معتقد است كه با تصويرى كه او و همكارانش از فضا- زمان ارائه داده اند، مى توان تعدادى از مسائل بى پاسخ را كه نسبيت عام با آنها مواجه است حل كرد. به عنوان مثال، برقرارى ارتباطى فراتر از سرعت نور مابين نقاط دوردست كيهان با همديگر در جهان اوليه، مى تواند به تبادل گرمايى اين نقاط با همديگر منجر شده باشد. همين امر قادر خواهد بود كه علت يكنواختى دماى جهان را كه توسط كيهان شناسان مشاهده شده است، توضيح دهد. بدين ترتيب نظريه «پاس» مى تواند جايگزينى براى نظريه تورمى باشد (نظريه تورمى در كيهان شناسى سعى دارد تا با فرض اين كه در لحظات آغازين پيدايش جهان، فضا- زمان دچار انبساط فوق العاده سريع و غيرقابل تصورى شده است، يكنواختى دماى جهان را توضيح دهد). در واقع تا پيش از ارائه نظريه پاس، عمده كيهان شناسان از نظريه تورمى حمايت مى كردند، اما مسئله آن است كه هيچكس تاكنون موفق به ارائه جزئيات فيزيك وراى مسئله تورم كيهانى نشده است.
• جهان خميده
در اين ميان برخى نيز به آن بخش ايده «پاس» كه به فضا- زمان خميده غيرمتقارن مرتبط است با ديده ترديد مى نگرند. «تونى پاديلا»

T.Padilla

 از دانشگاه بارسلوناى اسپانيا يكى از اين اشخاص است. وى مى گويد: «اين نظريه قطعاً نظريه جالب توجهى است، اما هنوز زود است كه وجود چنين فضا- زمانى را كه اين نظريه بدان اشاره دارد، طبيعى بدانيم. ابتدا بايد پايدار بودن اين نوع فضا- زمان را ارزيابى كرد و من به شخصه معتقدم كه چنين فضا- زمانى پايدار نخواهد بود ؛ هرچند ممكن است من در اشتباه باشم.»
البته «پاديلا» اذعان مى دارد كه ممكن است در آينده مشخص شود كه يك جهان  پوسته اى با همان ويژگى هايى كه گروه «پاس» بدان اشاره دارد، جهان پايدارى خواهد بود؛ اما در نظر «پاديلا» هنوز چنين چيزى روشن نيست.
«جان كرامر»

J.Cramer

 نيز از دانشگاه واشينگتن در سياتل معتقد است كه در ايده پاس، نكات جالبى نهفته است؛ اما او نيز مى گويد: «تحقق اين ايده نيازمند وجود يك جهان پوسته اى خميده غيرمتقارن است، اما ممكن است جهان ما مشابه چنين جهانى نباشد.» و ادامه مى دهد: «اما به هر حال اين ايده، ايده اى بسيار شگفت انگيز است.»
البته چنانچه سفر در زمان براساس ايده «پاس» ممكن باشد، تنها ذرات خاصى نظير نوترينوهاى خنثى و گراويتون ها امكان اين سفر را خواهند داشت و بنابراين ما عملاً امكان دخل و تصرف چندانى را در گذشته جهان نخواهيم داشت. اما «پاس» با نگاهى واقع بينانه به بحث مسافرت در زمان نگاه مى كند. او معتقد است تا زمانى كه به لحاظ نظرى احتمال سفر در زمان وجود داشته باشد، انجام آزمايش هاى تجربى در اين زمينه به زحمتش مى ارزد. او در اين مورد مى گويد: «حتى چنانچه سفر در زمان ميسر هم نباشد، با تحقيق بر روى ذراتى نظير نوترينوهاى خنثى مى توان به ماهيت آن قانون هاى فيزيك پى برد كه از چنين سفرى جلوگيرى مى كنند.» به هر حال، اولين پاسخ ها به پرسش هاى مطرح در مورد ذراتى نظير نوترينوهاى خنثى به زودى و توسط نتايج آزمايش باريكه نوترينوى

MiniBoone

 ارائه خواهد شد. اين آزمايش تا اواخر همين امسال قادر خواهد بود كه وجود نوترينوى خنثى و مسيرهاى ميان بر در ابعاد فراسوى جهان ما را به طور تجربى تاييد كند. اما اگر سفر در زمان واقعاً حقيقت داشته باشد، ممكن است پاسخ همه پرسش هاى ما، پيش از پرسيدن آنها ارائه شده باشد

New Scientist, 20 May.2006

 



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 | بازديدها: |

پرسش و پاسخ

دوستان عزیز سوالات نجومی خود را در قسمت نظرات وارد کنید.

 

پرسش و پاسخ - اخترفیزیک

 
  • زمانی که یک ستاره نمی تواند در هسته اش آهن را بسوزاند به یک ابرنواختر تبدیل می شود. پس عناصر سنگین تر از آهن چگونه به وجود می آیند؟
    زمانی که یک ابر نواختر منفجر می شود٬ آنقدر گرم می شود که هسته ها و ذرات را در کنار هم جمع می کند. هسته ها٬ پروتون ها و نوترون ها را جذب می کنند و تبدیل به هسته عناصر سنگین تر می شوند. در این زمان بیش از آنکه انرژی آزاد شود٬ جذب می شود اما با این حال هنوز آنقدر انرژی در ابرنواختر وجود دارد که این اتفاق رخ دهد.
  • چه چیزی نشان می دهد سیاهچاله ها وجود دارند؟ آیا آنها مربوط به انفجار بزرگ (مهبانگ) هستند؟
    همه اخترشناسان با یکدیگر به توافق رسیده اند که سیاهچاله ها وجود دارند. مشاهدات رصدی قابل اطمینانی در پرتو ایکس و همچنین به کمک تلسکوپ فضایی هابل به دست آمده است که حاکی از وجود سیاهچاله های پرجرم (با جرمی بیش از یک میلیون برابر جرم خورشید) در مرکز کهکشان هاست.

    علاوه بر آن٬ مدارکی مبنی بر حضور سیاهچاله هایی که پس از مرگ ستارگان به وجود می آیند٬ در دست است. این سیاهچاله های "کهکشانی" (دلیل این نامگذاری وجود این سیاهچاله ها در کهکشان ما است) معمولا جرمی بین ۳ تا ۱۰ برابر جرم خورشید دارند. معمولا یک همدم ستاره ای نیز دارند. با رصدهای پرتو ایکس که از مکانهایی در نزدیکی سیاهچاله تابش می شود و یا رصدهای نور مرئی ستاره همدم آنها٬ جرم سیاهچاله را تخمین می زنند. اگر بیش از جرم قابل قبول برای یک ستاره نوترونی باشد (حدود ۱.۵ برابر جرم خورشید) اخترشناسان همگی توافق می کنند که جرم حاضر در آن مکان یک سیاهچاله است.

    خیر٬ سیاهچاله ها ارتباطی به انفجار بزرگ ندارند.
  • آیا ممکن است زمانی خورشید خاموش شود؟ چه چیزی موجب می شود خورشید همیشه داغ باشد؟
    خورشید درست مانند یک بمب اتمی کار می کند با یک دستگاه تنظیم کننده دمای خودکار٬ مانند بمب هیدروژنی که در آن اتم های هیدروژن با هم همجوشی می کنند و به هلیوم تبدیل می شوند و در طی این فرآیند نور و گرما تولید می شود. اگر واکنش ها بسیار سریع رخ دهند٬ خورشید به آرامی منبسط می شود (مانند زمانی که هوای درون یک بادکنک را گرم می کنید و بادکنک بزرگ می شود) و این انبساط سرعت واکنش ها را کاهش می دهد٬ خورشید سرد می شود و منقبض می شود. اگر زیاد متراکم شود٬ سرعت واکنش ها زیاد می شود٬ خورشید داغ می شود و باز منبسط خواهد شد. به این ترتیب خورشید در دمای ثابتی باقی می ماند و واکنش های هسته ای آن با سرعت ثابتی رخ می دهند. با سرعتی که الان همجوشی ها رخ می دهد٬ ۴ میلیارد سال دیگر تا خاموش شدن خورشید مانده است.
  • ابرنواخترها چه اثراتی بر ما دارند؟
    پیش از هرچیز٬ ما و بیشتر زمین از ماده ای ساخته شده ایم که زمانی ابرنواخترها آنها را تولید کرده اند. بنابر نظریه کنونی پیدایش کیهان٬ در ابتدا فقط دو عنصر هیدروژن و هلیوم و مقدار ناچیزی از برخی عناصر دیگر٬ در کیهان بوده است. آنچه ما اکنون در اطراف خود می بینیم مانند اکسیژن٬ کربن و ... از همجوشی های هسته ای در داخل هسته ستاره ها و تبدیل عناصر سبک به سنگین٬ به وجود آمده است. اما عناصر سنگین تر٬ مانند آهن٬ فقط در ستاره های پرجرم که در انتهای عمر خود به ابرنواختر تبدیل می شوند٬ به وجود می آید. در خون ما آهن وجود دارد که برای تنفس٬ عنصری حیاتی است. پس بدون ابرنواختر ها٬ بسیاری از گونه های حیات٬ از جمله ما٬ به وجود نمی آمد. همچنین بسیاری از عناصر زمین نیز تشکیل نمی شد.

    ابرنواختر ها در فضای میان ستاره ای موج ضربه ایجاد می کنند و مواد آنجا را متراکم می کنند. اخترشناسان معتقدند وجود این موج ضربه ها برای شکل گیری ستاره ها ضروری است زیرا موجب می شوند ابرهای بزرگ گاز و غبار متراکم شوند و ستاره های جدید را به وجود آورند.

    ابرنواختر ها بیشتر ماده ستاره مادر خود را در فضای میان ستاره ای پراکنده می کنند که باعث می شود عناصری وارد آنجا شوند که تا پیش از آن نبوده اند. سایر ستاره ها نیز به مواد فضای میان ستاره ای می افزایند اما در آنها نشانی از عناصر سنگین نیست. غنی شدن تدریجی فضای میان ستاره ای تغییرات ظریفی را در چگونگی واکنش های هسته ای ستاره به دنبال خواهد داشت: خورشید ما٬ اکنون تا همجوشی کربن پیش می رود. ستارگان ابتدای کیهان کربن کمتری داشتند و چرخه زندگیشان متفاوت با الان بود. ستاره هایی که در آینده متولد می شوند عناصر سنگین بیشتری خواهند داشت و زندگی متفاوتی را خواهند گذراند. بنابراین ابرنواخترها نقش مهمی را در تکامل شیمیایی جهان دارند.


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 | بازديدها: |

فیزیک سیارات
فیزیک سیارات

 

سیارات تقریبا اجرام کروی جامد و بزرگی هستند که به دور خورشید می‌گردند.


مقدمه

سیارات ، اجرام سماوی سرد بوده و انعکاس نور خورشید باعث مرئی شدن آنها می‌گردد، بعضی از آنها را با چشم غیر مسلح می‌توان رویت کرد، ولی سه سیاره اورانوس ، نپتون و پلوتو را بدون تلسکوپ نمی‌توان رویت کرد. در مورد تشخیص سیارات از ستارگان در آسمان شب می‌توان گفت که سیارات با نور پایدار می‌درخشند، ولی نور ستارگان هم از لحاظ رنگ و هم از لحاظ روشنایی به شدت تغییر نمی‌کند. سیارات در آسمان حرکت کرده و محل آنها تغییر می‌کند، ولی ستارگان نسبت به هم دارای مکانهای تقریبا ثابتی هستند.

به علت زیادی جرم خورشید ، تمامی سیارات ، سیارکها ، ستارگان دنباله‌دار و شهابها با تقریب زیاد ، حول خورشید حرکت می‌کنند و بطور جداگانه به سمت خورشید جذب می‌شوند. مدار هر کدام از آنها به شکل بیضیهایی با اندازه‌های متفاوتند که خورشید در کانون این بیضیها واقع شده است. در مورد کلیه حالت سیارات ، خروج از مرکز آنها کوچک بوده و از 1.0 تجاوز نمی‌کند و به غیر از مدارهای سیاره‌ای عطارد و پلوتو که برای آن دو مقدار خروج از مرکز به ترتیب 250.5 و 206.5 است.



تصویر




محل استقرار و مدارات سیارات منظومه شمسی

سیارات به ترتیب فاصله از خورشید عبارتند از: عطارد (تیر) ، زهره (ناهید) ، زمین ، مریخ ، مشتری ، زحل ، اورانوس ، نپتون و پلوتو ، که اخیرا ، کشف دهمین سیاره گردنده به دور خورشید که در مرز منظومه شمسی قرار دارد را تأیید کرده است. این شی ابتدا در سال 2003 کشف شده بود، اما سیاره بودن آن اخیرا تأیید شده، فاصله این شی از خورشید بیش از دو برابر فاصله پلوتو از خورشید است. این بزرگترین جرم آسمانی است که از زمان کشف نپتون در سال 1846 در مدار خورشید کشف می‌شود و در فاصله 97 واحد نجومی (فاصله متوسط خورشید) از ما کشف شده است. همه سیارات بجز عطارد و زهره دارای یک چند قمر هستند.

مشخصات فیزیکی سیارات

بزرگی فیزیکی

بزرگی زاویه‌ای اکثر اجسام منظومه شمسی را می‌توان بطور مستقیم از روی قرص ظاهری آنها تعیین کرد. اینکار را می‌توان به کمک یک تلسکوپ دو چشمی میکرومتری و یا با تصویر برداری از سیارات بر روی یک صفحه بزرگ و مدرج و خواندن اشلهای آن میکروسکوپ می‌توان انجام داد.

اندازه گیری پلاریزاسیون سیارات

اندازه گیری پلاریزاسیون اطلاعات مهمی از نظر فیزیکی در اختیار می گذارد. پلاریزاسیون نور سیارات مبتنی بر پخش نور خورشید بوسیله ماده پخش کننده در جو سیاره می‌باشد. می‌توان سهم پلاریزاسیون P را بر حسب زایوه دید α چنین نوشت:


(p(α) = (фr - фl)/(фr + фl


که фr و фl به ترتیب عبارتند از شار تشعشعی انتقال یافته بوسیله ارتعاش عمودی و موازی سطح پخش نور (یا دید) ، خورشید ، سیاره ، زمین.



img/daneshnameh_up/8/8f/Revolution.gif

تعیین جرم سیارات

جرم سیاره‌ای که دارای قمر چرخان به گرد خودش است، طبق قانون سوم کپلر بصورت زیر محاسبه می‌شود:


 
p2 = 4π2a2/G(m+M)i


در این رابطه: P دوره تناوب نجومی قمر ، a فاصله از مرکز قمر تا مرکز سیاره ، G ثابت گرانش ، m جرم قمر و M جرم سیاره می‌باشد.
جرم سیاره‌ای که قمر طبیعی ندارد (مثل ناهید) به کمک ماهوراه‌ای که بر گرد آن می گرد یا با تعیین پریشیدگی که سیاره بر حرکت سیارک یا سفینه فضایی ایجاد می‌کند، تعیین می‌شود. معمولا جرم قمر یا ماهواره‌ها بقدری کوچک است که می‌توان از آن صرف نظر کرد.

تعیین چگالی

با دانستن جرم سیاره (M) و اندازه فیزیکی آن که بوسیله قطر (d) معلوم می‌شود، می‌توان چگالی متوسط یک سیاره را از تقسیم جرم سیاره بر حجم آن بدست آورد. مقدار چگالی را اغلب اوقات بر حسب چگالی زمین بیان می‌کنند:


Ρ = 3M/4πd2


 

ρ = M/V = 6M/πd3


 

گرانش سطحی

مقدار شتاب گرانشی بر سطح یک سیاره با دانستن جرم و شعاع آن بدست می‌آید. G ثابت گرانش می‌باشد:


gp = G Mp/Rp2


 

سرعت گریز (فرار)

قدرت نگهداری جو در هر سیاره بستگی به جرم و شعاع و نزدیکی سیاره به خورشید دارد. انرژی دریافتی سیاره از خورشید باعث ایجاد انرژی جنبشی در مولکولهای جو است و شتاب گرانشی سیاره نیز عاملی در تعیین کمیت سرعت گریز از سطح سیاره می‌باشد. اگر V نشانگر سرعت سیاره در مدار بیضوی حول خورشید باشد داریم:


(V2 = G (m + M)(2/r - 1/a


که در آن r فاصله متوسط خورشید از سیاره ، a نصف قطر بزرگ بیضی ، G ثابت گرانش ، M جرم خورشید و m جرم سیاره است.
حال M را جرم سیاره m را جرم مولکول یا اتم موجود در جو سیاره باشد، چون m و M ، پس داریم:


V2 = 2GM/r = 2M/r


که اگر در این رابطه به جای r ، شعاع سیاره را قرار دهیم، سرعت گریز از سطح سیاره بدست می‌آید.

روشنایی سیاره

تغییرات روشنایی سیاره هنگامی حادث می‌شود که سیاره در چرخشش به دور خورشید ، نور دریافتی از خورشید را منعکس کند. هر گونه نور دیگری که سیاره بتواند تولید کند بسیار ناچیز است. مقدار نور دریافتی توسط سیاره از خورشید بطور معکوس با مربع فاصله آن از خورشید متناسب است.

طیف سیارات

بخش اصلی نوری که از سیاره‌ای دریافت می‌شود، همان نور خورشید است که سیاره آنرا منعکس می‌کند و این نور توسط طیف آن به ما می‌رسد. این طیفها شبیه طیف خورشید می‌باشند و تنها در مورد طیف جذبی او بویژه ناحیه مادون قرمز باهم تفاوت دارند. این طیفها نشانگر گازی بودن جو سیارات می‌باشد. در طیف ستارگان دنباله دار نیز خطوط نشری نمایان است. از این خطوط به مقدار کم در طیف ماه نیز آشکار سازی شده است که نشانگر بمباران سطح ماه بوسیله ذرات نور خورشید و همچنین نمایانگر وجود ماده نورانی در سطح ماه است. در جو سیاره زحل نیز خطوط نشری آشکارسازی شده‌اند.



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 | بازديدها: |

حفره سیاه

حفره سیاه

مقدمه

حفره‌های سیاه جذابترین و اسرار آمیزترین اشیاء آسمانی هستند. مهمترین یافته‌های اختر شناسی سالهای 1960 تپ اخترها و اختر نماها هستند. تپ اخترها منابع رادیویی و (حداقل در یک مورد) منبع نوری تپنده منظم هستند. اختر نماها منابع نوری و رادیویی بسیار شدیدی هستند که ظاهراً از زمین فاصله زیادی دارند. کشف تپ اخترها و اخترنماها بیشتر در نتیجه پیشرفتهای اختر شناسی رادیویی تحقق یافت که در سالهای 1970منجر به جستجوی طبقه تازه‌ای از اشیاء آسمانی شد که عجیبترین پدیده‌های فیزیکی در جهانند.



img/daneshnameh_up/9/9d/Hofreyesiyah.jpg
شناسایی حفره سیاه
سرعت گازهایی که بسوی حفره سیاه سرازیرند
به سرعت نور می‌رسد، آنها بر اثر اصطکاک گرم
می‌شوند، اشعه‌های ایکس قابل مشاهده ساطع کنند.




این پدیده‌ها ، حفره‌های سیاه نامیده می‌شوند. آنها را از اینرو به این نام خوانده‌اند که بی‌نورند و چون یک جارو برقی اختری ، ماده و انرژی را از فضا می‌مکند. اختر فیزیکدانان ، حفره‌های سیاه را که بسیار کوچکند، آخرین مرحله تاریخ زندگی ستارگان بسیار بزرگ می‌دانند. دانشمندان ، حفره‌های سیاه را که بر اثر نیروی گرانش خودشان فرو می‌پاشند، از تئوری نسبیت عمومی آلبرت انیشتین استنتاج کرده‌اند. تئوری انیشتین در نظریه جاذبه (گرانش) نیوتون کاملاً تجدید نظر کرده است.

اگر یک حفره سیاه در فضای خارجی کشف شود. این رویدادها برای فیزیک و اختر شناسی با اهمیت خواهد بود. فیزیک کلاسیک نمی‌تواند حفره سیاه را تبیین کند. اگر یک حفره سیاه وجود داشته باشد، نسبیت عمومی بطور واقعی مورد تأیید قرار خواهند گرفت.

تبدیل ستارگان بزرگ به حفره‌های سیاه

بر سر ستاره در حال احتضاری که بیش از دو برابر خورشید است چه می‌آید؟ حتی نیروی قوی نیز نمی‌تواند سرعت فرو پاشی درونی آن را متوقف سازد. و این ستاره کاملاً فرو می‌پاشد و از مرحله ستاره نوترونی فراتر رفته و حتی به یک شی کوچکتر و چگالتر یعنی حفره سیاه تبدیل می‌شود.

فرو پاشی کامل یه معنای آن نیست که حفره سیاه از روی صفحه جهان محو می‌شود. همانطور که بوسیله انیشتین توصیف شده است ساختار فضا - زمان فرو پاشی بی پایان را منتفی می‌کند و بجای آن یک انحنای غیر مادی ، نامرئی و واقعی فضا را بوجود می‌آورد. یک حفره سیاه را می‌توان به مرد نامرئی سنگین وزنی تشبیه کرد که روی یک نیمکت نشسته است. او دیده نمی‌شود ولی وزن او در نیمکت فرو رفتگی ایجاد می‌کند.

حفره سیاه برای فیزیکدانان نظری چیز تازه‌ای نیست. در سال 1939 ج. اوپنهایمر و هارتلند و اس. اشنایدر برای نخستین بار حفره‌های سیاه را به عنوان نتیجه‌ای از نسبیت عمومی پیشنهاد کردند، ولی در آن زمان برای تشخیص آنها هیچ راه معلومی وجود ندارد.

اما با پیشرفت اخیر اختر شناسی رادیویی و کشف علائم رادیویی توضیح ناپذیر از اعماق فضا ، حفره‌های سیاه به صورت موضوع بسیار مهم اختر شناسی درآمده‌اند. دانشمندان معتقدند که این اشیاء نظری پدیده‌های با انرژی فوق العاده چون اختر نماها و تپ اخترها می‌توانند نقشی داشته باشند. حفره‌های سیاه و ستارگان نوترونی تنها اشیاء شناخته شده در فیزیک هستند که برای انجام مشاهده‌های اختر شناختی روی چنان فرستنده‌های بسیار نیرومند تشعشع ، به اندازه کافی فشرده و پر جرمند.



تصویر

خواص حفره‌های سیاه

فیزیکدانان به مدد تجهیزات کوچک ، توصیف نسبتاً جامعی از حفره‌های سیاه بدست داده‌اند. به عقیده دکتر جان ویلر و دکتر رئو روفینی از دانشگاه پرینستون حفره‌های سیاه اندازه و شکلی به مفهوم قراردادی آن ندارند اما آنها در محدوده یک قطر 15 کیلومتری عمل می‌کنند. حفره‌های سیاه جرمهای متفاوتی بین جرم خورشید و صد میلیون برابر جرم خورشید دارند. حفره‌های سیاه مثل گرداب عمل می‌کنند.

هر جرم با انرژی سرگردانی که به یک حفره سیاه نزدیک شود (در داخل فاصله معینی که افق آن خوانده می‌شود) بطور مقاومت ناپدیری به درون گرداب ، که همان حفره سیاه است کشیده می‌شود. نیروهای کشندی شدید درون حفره‌های سیاه ماده را در یک سمت می‌کشد و منبسط می‌کند و در سمت دیگر می‌فشرد و خرد می‌کند و خرد می‌کند تا آنکه آن ماده به کلی تجزیه و جزء فضای خمیده و حفره سیاه شود.

خواص دیگر حفره‌های سیاه از این هم عجیب‌تر است. زمان و مکان خصوصیات خود را در درون ستاره کاملاً فرو پاشیده رد و بدل می‌کنند. هر شیء در شرایط عادی اندازه خود را نگه می‌دارد ولی نمی‌تواند از عمر فیزیکی بگریزد. در درون حفره سیاه بر اشیاء عمری نمی‌گذرد، ولی مداوماً کوچکتر می‌شوند. مشاهده‌گران حفره سیاه از فاصله مطمئن و ایمنی نمی‌توانند واقعاً آن را ببیند، زیرا نور مانند شکلهای دیگر انرژی ، تحت تأثیر مکش حفره سیاه است.

همچنانکه نور به درون آن کشیده می‌شود، بطور بی‌پایانی به انتهای قرمز طیف رنگها تغییر مکان می‌دهد و حفره سیاه را سیاه و بنابراین نامرئی می‌کند. اگر حفره‌های سیاه اندکی مرئی بودند، مشاهده گران ، این ستارگان را درست آنگونه که پیش از فرو پاشی هزاران میلیون سال پیش رخ داده بود. علت آن است که وقتی ستاره به حفره سیاه تبدیل می‌شود، نسبت به ناظران خارج بی‌درنگ گذشت زمان در آن متوقف می‌شود. به عقیده دکتر ویلر و دکتر روفینی (علائم و اطلاعات مربوط به مرحله‌های بعدی فرو پاشی هرگز نمی‌گریزند، بلکه در فروپاشی خود هندسه (زمانی و مکانی) درگیر می‌شوند.)



تصویر

چند حفره سیاه در جهان وجود دارد؟

به عقیده ای.جی.دابلیو. کامرون از دانشگاه یشیوا ممکن است جهان پر از حفره سیاه باشد. نظریه کیهان شناسی پیش بینی می‌کند که جهان شامل مقدار مشخصی ماده است. اما اخترشناسان از مشاهده‌هایشان استنباط کرده‌اند که تقریباً ماده به اندازه کافی وجود ندارد تا این پیش بینی‌ها را عملی سازد. ماده مشاهده شده به اندازه قابل ملاحظه‌ای کمتر از ماده پیش بینی شده است. دکتر کامرون بر آن است که ماده گمشده ممکن است بوسیله شمار زیادی حفره سیاه بلعیده شده باشد.

تاریخ شیمیایی جهان نشان می‌دهد که نخستین ستارگانی که تشکیل شده‌اند بسیار بزرگ بوده‌اند و انتظار می‌رود به حفره‌های سیاه تبدیل شوند. با قطعیت نمی‌توان گفت که همه ستارگان ناگزیر به حفره‌های سیاه مبدل می‌شوند. دانشمندان نشان داده‌اند که ستارگان نامتقارن ستارگانی که تقارن کروی تقریباً کامل ندارند به این سرنوشت دچار می‌شوند. اما به عقیده وای. ب. زلدوویچ فیزیکدانان شوروی و گروه انگلیسی استون هاوکینگ ، راجر بن روز و روبرت چراک ، عدم تقارن شکلی کوچک ، یک ستاره بزرگ را نجات نخواهند داد.



تصویر

آشکار سازی حفره‌های سیاه

یک از راههای کشف حفره‌های سیاه استفاده از امواج گرانشی است که هنگام فروپاشی گسیل می‌دارند. هر جرم اختری از حیث شکل نامتقارن تششع ممکن است یک منبع قابل اکتشاف مشخص بوجود آورد. جوزف وبر از دانشگاه مریلند ، پیش کسوت رشته تشعشع گرانشی ، رویدادهای زیادی را کشف کرده است که حاکی از ویرانی وسیع ماده در جهان ، از راه فرو پاشی گرانشی است. کار افزار و عبارت است از آنتنهای آلومینیومی ، ابزاری که بوسیله سیمهایی در داخل اتاقهای حفاظ داری آویزانند. این کار افزار و قادر به کشف حفره سیاه است، اما متأسفانه این کار را نمی‌تواند به دقت انجام دهد.


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 | بازديدها: |

اختر فیزیک چیست؟
اختر فیزیک (Astro Phydics)

نگاه اجمالی

  • آیا تا کنون در یک شب پر ستاره به آسمان نگاه کرده‌اید؟
  • فکر می‌کنید ستارگان چگونه در آسمان قرار گرفته‌اند؟
  • آیا می‌دانید ستارگان و سیارات چه تفاوتی باهم دارند؟
  • آیا تا بحال واژه اختر فیزیک به گوش شما خورده است؟

اطلاعات اولیه

علم ستاره شناسی در عین جذابیت ، علمی روشنگر است، و با اینکه از نخستین علومی است که در آغاز تمدن بشر پدیدار شده، هنوز هم پیشتازی خود را در میان مطالعات طبیعی حفظ کرده است. امروزه این علم با سرعت حیرت آوری در حال گسترش است. امکانات جدید پژوهشی از قبیل دوربینهای نجومی رادیویی و وسایل مختلف اکتشافات فضا انبوهی اطلاعات را فراهم آورده که منجر به کشفیات بسیاری در جهان شده است. ستاره شناسی به دیدگاه تازه‌ای از جهان شکل می‌دهد و به گونه‌های شگفت‌ آور پیشروی از دانش نسبی به دانش مطلق ، استدلال ما را درباره محیط طبیعی مشخص می نماید.

}{انقلاب بزرگی که در آغاز قرن بیستم در علوم طبیعی بوجود آمد و تهیه نظریه‌های فیزیک نوین مانند نظریه نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی در دیدگاه علمی جهان گسترش عظیمی پدید آورد، و روش تفکر علمی و راه مطالعه پدیده‌های طبیعی را دستخوش تغییر نمود. کشفیات غیر مترقبه بسیاری که بویژه در فیزیک و اخترشناسی صورت گرفته‌اند، بسیاری از عقاید پذیرفته شده را دگرگون نموده، از دیدگاه تازه‌ای به معرفی پدیده‌ها پرداخته‌اند، و ادراک ما را درباره جهان و قوانین حاکم بر آن بهبود بخشیده‌اند.

البته این مسئله بدان معنی نیست که علم در آینده کاملا اطلاعات فیزیکی جدید ما رد می‌شود. این تصور نامعقول است. علوم طبیعی از نظر اعتبارشان بزرگترین موفقیت را کسب نموده‌اند. بسیاری از قوانین اساسی ایجاد شده بوسیله آنها ، دارای کاربرد وسیعی می‌باشد. چنین توفیقی سرمایه طلایی علوم طبیعی است که هدف و مفهوم خود را در مواجهه با هر تحول علمی حفظ می‌کند.

علم در حالی که هیچگاه از پیشرفت باز نمی‌ماند، به نحو ثابتی خود را بر مجموعه دانش متکی می‌کند. هر چند تحولاتی که در علم پدید می‌آید سبب ظهور مفاهیم و عقاید جدیدی می‌شوند، ولی اطلاعات اساسی و بنیادی گذشته در مفاهیم جدید ادغام می‌شوند و مفهوم خود را در مورد پدیده‌ها و شرایط مشخص حفظ می‌نمایند.

روشهای مختلف بررسی ستارگان

  • یک روش این است که به عنوان قدیمی‌ترین دانش مشاهده‌ای که درباره آسمان پر ستاره بحث می‌کند، مورد مطالعه قرار گیرد.

  • روش دیگر این است که به عنوان جوانترین علم ، هنگامی که با اختر فیزیک نظری ترکیب می‌شود، مورد مطالعه قرار گیرد. ستاره شناسی و اختر فیزیک پهنه کیهان ، از سیارات نزدیک تا اختروشهای دور قابل دسترس ، را تحت پوشش قرار می‌دهد.

ستاره چیست؟

ستارگان اجرامی آسمانی هستند که دارای منبع انرژی بوده و این انرژی را با تابش خود بصورت امواج الکترومغناطیسی خرج می‌کند. اکثر ستارگان انرژی خود را در ناحیه مرئی گسیل می‌دارند.

تحول ستارگان

هر ستاره‌ای در آسمان شب با درخشندگی خاصی مشاهده می‌شود، نمی‌تواند بطور دائم وجود داشته باشد. زیرا در نهایت ذخیره انرژی آن به پایان خواهد رسید و ستاره خاموش خواهد شد. از طرف دیگر درخشنده‌ترین ستارگانی که در آسمان می‌بینیم فقط می‌توانند برای چندین میلیون سال با درخشندگی فعلی بر فضای خارج انرژی گسیل دارند. پس اگر این ستارگان همزمان با خورشید بوجود آمده بودند، باید خیلی وقت پیش ذخیره انرژی آنها به پایان رسیده و خاموش شده بودند. امروزه وقتی که چنین ستارگانی را در آسمان مشاهده می کنیم، می‌توانیم نتیجه گیری کنیم که این ستارگان (در سالهای اخیر) متولد شده باشند و دلیلی وجود ندارد که امروزه نیز شاهد متولد شدن ستارگان نباشیم. ستارگان در مناطقی که در آنجا تاریخچه

 



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 | بازديدها: |

درباره وبسایت

اگرمي خواهيد بازديد خود را به ميزان قابل توجهي افزايش دهيد مي توانيد کد لينک باکس ما را در وبلاگ خود قرار دهيد


موضوعات

لینک دوستان

لینکستان

پشتیبان
تیم طراحان حرفه ای قالب وبلاگ
website: www.parstheme.com
طراح: امیرحسین رهبری
Pro Designer Template Blog
Template By: ParsTHEME.com - Designed by Amir hoseyn RAHBARI