تبليغاتX
اختر فیزیک



اختر فیزیک
فهرست اصلی

آرشیو مطالب

آمار سايت
بهترين نويسندگان:
مهرداد ملک محمدی
یلدا
مهسا

آمار سایت:
بازدید کل:
سایت های مرتبط با ما

قالب های ساخته شده:

آخرین مطالب



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: شنبه هفتم مهر 1386 | بازديدها: |

چگونه دمای ستارگان را محاسبه کنیم؟

برای بدست آوردن دمای یک ستاره ما به طیفی که از آن ستاره به دست می آید نیاز داریم. البته دمایی که ما می خواهیم بدست بیاوریم مربوط به سطح آن است نه داخل ستاره. دمای ستارگان
بسیار واضح است که دمای سطح ستاره بسیار کمتر از داخل آن است دلیل آن هم تراکم مواد است هر چه تراکم بیشتر باشد دمای ستاره در آن محل زیادتر است تا جایی که تراکم کمتر است.
ابتدا بیایید طیف نمایی را بررسی کنیم و ببینیم اصلا چه سودی دارد که ما طیف ستاره را داشته باشیم.
همان طور که گفته شد دما در سطح هر ستاره را می توان به روش طیف نمایی بدست آورد. حتی می توان مقدار و نوع مواد در سطح هر ستاره را پیش بینی کرد.
خود طیف نمایی یک علم است این علم به بررسی اشعه ای می پردازد که از طرف یک شی نورانی در اینجا ستاره به سمت ما می آید دانشمندان این علم وسیله را برای کار خود در اختیار دارند به نام طیف نما.

 طیف نما چیست؟

ما ۲ تا طیف نمای کلی داریم یکی طیف نمای منشوری و دیگری طیف نما با توری پراش

 طیف چیست؟

اگر شما شکست نور خورشید بعد از گذشتن از منشور را دیده باشید حتما ۷ رنگ مشهور را هم دیده اید به مجموع این ۷ رنگ طیف نور خورشید گفته میشود می دانید چرا شما رنگها را می بینید؟ چرا شما رنگ قرمز را از بنفش یا آبی تشخیص می دهید؟ دلیل آن در طول موج است رنگ سرخ بلند ترین طول موج نور مریی را دارد و بنفش کوتاه ترین طول موج نور مریی را داراست.

 طول موج چیست؟

هنگامی که دریا طوفانی می شود دریا امواجی را موازی می فرستد وقتی کلمه طول موج می آید بیشتر اشخاص یاد نور می افتند ولی در حقیقت هر ۲ موجی طول موج دارند حتی ۲ موج دریا
هر طول موج مسافت بین ۲ قعر یا قله موج است حالا شاید سوال برایتان پیش بیاید که بگویید شاید طول موج ما آنقدر کوچک بود که نتوانستیم آن را با واحد مثلا سانتیمتر اندازه بگیریم یا متر در پاسخ باید گفت که طول موج را با واحدی به نام آنگستروم اندازه می گیرند که چیزی در حدود ۱۰ به توان منفی ۱۰ متر است.
برای مثال طول موج نور سرخ ۷۰۰۰ آنگستروم است برای تبدیل آن به متر باید (۷×۱۰^۳)/(۱۰^۱۰)=۷×۱۰^-۷m .پس تا اینجای کار ما با طیف و وسیله مور د استفاده ی اخترشناسان برای فهمیدن دمای ستارگان آشنا شدیم. دوباره به بحث اصلی می پردازیم داشتیم در مورد دمای ستارگان صحبت می کردیم برای آنکه یک واحد مشخصی برای دما داشته باشیم دما را با واحد کلوین نشان می دهیم.

برای آنکه با مقیاس کلوین بیشتر آشنا شوید

x(k)-۲۷۳=y(cg) دمای ستارگان
k=کلوین cg=سانتیگراد

معمولا دمای ستارگان بین ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ کلوین می باشد
برای بیان این گرما یک مثال بچگانه می زنم آیا شما می توانید دست خود را داخل آبی در حال جوش بگذارید؟ اگر نمی توانید باید بدانید که این آب در حدود ۱۰۰ درجه سانتی گراد دما داردبرای مقایسه ۲ کار می توان انجام داد. اینکه دمای ۱۰۰ درجه سانتیگراد را به کلوین تبدیل کنیم:۱
۵۰۰۰ درجه کلوین را به سانتیگراد تبدیل کنیم:۲
ما راه اول را بر می گزینیم یعنی سانتیگراد را به کلوین تبدیل می کنیم
۱۰۰+۲۷۳=۳۷۳(K)
حالا بیایید ۵۰۰۰ را در صورت و ۳۷۳ را در مخرج بگذارید و مقایسه کنید
۵۰۰۰/۳۷۳=۱۳/۴ جواب تقریبی است
می بینید که ۱۳ برابر دمای آب جوش را اگر بالا ببریم تازه به دمای سطح ستاره ای با دمای پایین می رسد. دانشمندان مینیمم دمای ستارگان را ۱۸۰۰ درجه کلوین و ماکزیمم آن را ۵۰۰۰۰ در جه کلوین ثبت کرده اند.

یکای دیگری که دانستن آن بی ضرر نیست فارنهایت است

x(cg)*۹/۵+۳۲=y(f)
cg=سانتیگراد f=فارنهایت
مثالی هم برای این مقیاس می زنیم
برای ستاره ای با دمای ۵۰۰۰۰ کلوین تبدیلات سانتیگراد و فارنهایت را انجام دهید
ابتدا آن را از رابطه قبلی به سانتیگراد تبدیل می کنیم
۵۰۰۰۰-۲۷۳=۴۹۷۲۷(cg)
و از اینجا به فارنهایت تبدیل می کنیم
۴۹۷۲۷×۹/۵+۳۲=۸۹۵۴۰.۶(f)

 چگونه دمای ستارگان را محاسبه کنیم؟

اولین گام برای محاسبه تعیین توزیع انرژی طیف است.

 توزیع انرژی طیف چیست؟

همان طور که از اسمش بر می آید بیان کننده این است که در هر طیف از رنگهای بدست آمده از نور ستارگان چه انرژی نهفته است یا بهتر بگویم انرژی آن طول موج چقدر است؟
ما منحنی ای داریم که بر اساس بلندی و کوتاهی طول موجها طراحی شده است ما در این نمودار می توانیم بفهمیم که هر چقدر که طول موج کوتاه تر باشد انرژی بالاتری دارد و بالعکس
اگر طیف های خورشید را در نمودار بگذاریم می بینیم که بنفش بیشترین انرژی و کمترین طول موج را داراست.

 این منحنی از کجا آمده است؟

دمای ستارگان اگر خودمان هم دقت کنیم تجربه ی روزانه این مطلب را بارها به ما ثابت کرده است که هرگاه در یا آرام است یعنی طول موج ها زیاد است اثر تخریبی ندارد یعنی انرژی آن کم است ولی وقتی دریا طوفانی می شود یعنی طول موجها به هم پیوسته یا تقریبا خیلی نزدیک می شوند دریا خاصیت ویران کنندگی دارد و انرژی آن زیاد است از این رو به طور تجربی این نمودار درست در می آید ولی اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم دانشمندان با تبدیل نور به انرژی و سپس اندازه گیری آن می توانند بسیار دقیق طول موجهای اندازه گرفته شده را ارزیابی کنند و نتایج را در نمودار به ما بدهند.
پس ما می توانیم با داشتن این منحنی به راحتی اولین قدم را برداریم.
گام دوم که بسیار به گام اول مربوط می شود مربوط می شود به جستجو در نموداراین بار ما باید به دنبال کوتاه ترین طول موج برویم یعنی پر انرژی ترینشان از این رو ما باید به دنبال لاندای ماکزیمم باشیم.
لاندا=طول موج
گام سوم را ویلهلم وین برداشته است او با کشف این فرمول بسیار راحت و خطی کار ما را راحت کرده است.
maxدمای ستاره=(۲۸۹×۱۰^۵)\لاندا
دما برحسب کلوین و ماکزیمم لاندا بر حسب آنگستروم است همان طور که مشاهده می کنید لاندا ماکزیمم با دما نسبت عکس دارد یعنی هر چه طول موج کمتر باشد دما بیشتر است و بالعکس :

▪ اثبات فرمول

آهنی را ملتهب کرده و نوری را که از آن متصاعد می شود را می گیریم و طیف نمایی می کنیم و لاندای ماکزیمم را بدست می آوریم و سپس با وسیله ای مانند تف سنج نوری دمای آهن را بدست می آوریم و سپس با داشتن این رابطه
دما %۱\ماکزیمم لاندا
حالا با داشتن این رابطه می توان تساوی نوشت
دما =x/ماکزیمم لاندا
همان ضریب تساوی است که ما با داشتن آن دو داده می توانیم به راحتی ضریب را که همان ۲۸۹×۵^۱۰ است را بدست بیاوریمx
مثال اینکه لاندای ماکزیمم خورشید برابر با ۴۷۰۰ آنگستروم می باشددمای آن را تعیین کنید
دما =(۲۸۹×۵^۱۰)\(۴۷×۲^۱۰)=۶.۱۴×۳^۱۰ تقریبا
جالب است بدانید که دمایی که به این روش محاسبه می شود به دمای جسم تاریک موسوم است. روش های دیگری هم برای بدست آوردن دمای ستاره مرسوم است ولی این یکی از همه استاندارد تر است.

ادامه در سایت زیر:

منبع    :   http://www.persianstar.com/content/view/170/1/



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: دوشنبه دوم مهر 1386 | بازديدها: |

سلام بچه ها امروز یکی از بهترین روزهای زندگی من هست چون بهترین دوستم(که خیلی دوستش دارم) در دانشگاه قبول شده و ارزوی موفقیت هرچه بیشترو براش دارم

راستی به هزار جور کلک رمز موفقیت شو براتون گرفتم:

.

.

اینم رمز موفقیت این دوستم هست

.

.

.

857406743857484545843867139056384

 

 



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 | بازديدها: |

شرایط رویت پذیری هلال های پیش رو
شرایط رویت پذیری هلال های پیش رو    
۱۷ شهريور ۱۳۸۶

شهریور ماه رویت هلالهای با اهمیتی را به همراه خود به ارمغان می آورد که برای  ما  مسلمانان  از اهمیت  و شرایط ویژه ای برخوردار می باشد . با توجه به اطلاعات ومحاسبات موجود وضعیت رویت پذیری هلالهای صبحگاهی شعبان و شامگاهی رمضان سال 1428 هجری قمری به شرح زیر می باشد:  

هلال صبحگاهی شعبان 1428 در صبحگاه 20 شهریور

آخرین هلال صبحگاهی شعبان سال 1428 در روز سه شنبه 20 شهریور حتی با ابزار آلات رصدی مناسب تقریبا در هیچ نقطه ای از ایران قابل رویت نمی باشد واین بدان معناست که در صبحگاه روز قبل یعنی دوشنبه 19 شهریور 1386 هجری شمسی مطابق با 27 شعبان 1428 هجری قمری و برابر با 10 سپتامبر سال 2007 میلاد ی هلال ضخیم ماه با چشم غیر مسلح در تمامی پهنه ایران به آسانی قابل رویت می باشد که مشخصات آن  ذیلا درج  می گردد :

 

مشخصات  هلال  صبحگاهی شعبان 1428 (بر اساس محاسبات مکان مرکزی)

بامداد دوشنبه19 شهریور1386 برابربا27 شعبان 1428 ومطابق با10 سپتامبر  2007 میلادی

مشخصات: تهران40m و35d عرض شمالی و 26mو51d طول شرقی

لحظه طلوع ماه

4h 23m 15s

سمت ماه در لحظه طلوع ماه

75d 03m 50s

فاز ماه

2/22%

لحظه طلوع خورشید

5h42 m 35s

ارتفاع ماه در لحظه طلوع خورشید

14d 23m 35s

جدایی زاویه ای ماه وخورشید در لحظه طلوع خورشید

15d 36m 14s

سن ماه ( در لحظه طلوع خورشید)

-34h  31m

 

*شرایط رویت هلال شامگاهی رمضا ن سال 1428

      باتوجه به موقعیت هلال صبحگاهی در پایان ماه شعبان ، وضعیت هلال شامگاهی در 21 شهریور ماه به آن صورت خواهد بود که در اکثر مناطق شرق ، شمال شرق ، شمال ،شما ل غرب و غرب کشوردرهنگام غروب خورشید حتی با استفاده از تلسکوپ نیز نتوانیم به دیدار این هلال  نایل گردیم اما در جنوب شرقی ، جنوب و جنوب غربی ایران این امکان وجود دارد تا با دوربینهای دوچشمی قدرتمند نیز به شکار این هلال توفیق یافت . بدیهی است در شامگاه پنجشنبه 22 شهریور هلال ماه با ارتفاع متوسط  ودرخشندگی زیاد در سراسر ایران وبا چشم غیر مسلح به آسانی رویت پذیر خواهد بود .

اما مشخصات هلال ماه در شامگاه چهارشنبه 29 شعبان برابر با 21 شهریور 1386 مطابق با 12 سپتامبر سال 2007 به شرح زیر می باشد:

مشخصات هلال شامگاهی رمضان 1428  (بر اساس محاسبات مکان مرکزی)

شامگاه چهار شنبه21 شهریور1386 برابربا 29 شعبان 1428ومطابق با12سپتامبر2007 میلادی

مشخصات: تهران40mوd 35 عرض شمالی و m 26 و 51d طول شرقی

لحظه غروب خورشید

18h 16m 44s

سمت خورشید در لحظه غروب خورشید

275d 37m 50s

سن ماه (در لحظه غروب خورشید)

26h2m

سمت ماه در لحظه غروب خورشید

264d 03m57s

ارتفاع ماه درلحظه غروب خورشید

03d00m 03s

فاز ماه

1/16%

مکث ماه

17m 16s

لحظه غروب ماه

18h 34m 00s

سمت ماه درلحظه غروب ماه

266d 34m 07s

جدایی زاویه ای ماه و خورشید

12d04m05s       

 

با عنایت به امکان رصد هلال در روز و برخی رصدهای گذشته متوقع هستیم رصدگران عزیزپیش ازغروب خورشید با رصد هلال در روز چهارشنبه 21 شهریور به شکار این کمان ابروی آسمانی نائل گردند وما نیز پیشاپیش آغاز ماه رمضان ، ماه میهمانی بر سر خوان گسترده حضرت حق را  به  شما  عزیزان آسمانی  تبریک  عرض  می نماییم. 

منتظر مقاله تحلیلی رویت پذیری هلال رمضان 1428 در این سایت باشید.



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 | بازديدها: |

ستاره شناس آماتور ایرانی در بستر بیماری

مصطفی خسروی
مصطفی خسروی

با خبر شدم مصطفی خسروی، یکی از ستاره شناسان آماتور ایرانی به علت نارسایی قلبی راهی بیمارستان شده است. امروز با دوستان به دیدار این دوست گرامی -که در بیمارستان الغدیر تهران بخش مراقبت های ویژه بستری است- رفتیم ، خوشبختانه به اطلاع می رسانم که حال دوست خوب و ستاره شناس فعال رو به بهبودی است  تا 10 روز دیگر از بخش مراقبت های ویژه به بخش منتقل خواهد شد. از صمیم قلب آرزومندم مصطفی گرامی هرچه سریعتر  سلامتی خود را بازیابد و پرشورتر از همیشه به جمع ما برگردد.

نقل قول از  اکبر نعمتی    http://www.persianstar.com/


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: سه شنبه ششم شهریور 1386 | بازديدها: |

شایعه علمی 27 آگوست
یک شایعه: زمین دو ماه خواهد داشت
یک شایعه: زمین دو ماه خواهد داشت

این روزها شایعه ای علمی در شبکه جهانی اینترنت مشاهده می شود و پیغامی که بین کاربران اینترنتی رد و بدل می شود "روز بیست و هفتم آگوست معادل پنجم شهریور سیاره مریخ یکی از درخشانترین اجرام قابل رویت در آسمان خواهد بود. رویدادی بسیار نادر که آنرا حلول دو ماه در یک آسمان مینامند. برای مشاهده و رصد این پدیده زیبا پنجم شهریور ساعت سی دقیقه نیمه شب نگاهی به آسمان بیندازید. شاید برایتان جالب باشد بدانید دفعه بعدی که این رویداد جالب را میتوانید ببینید سال 2287 میلادی خواهد بود. پس تا زنده هستید این فرصت را از دست ندهید و این پیام برای همه دوستان خود ارسال نمایید ." متاسفانه سایتها اطلاع رسانی بزرگ  و بسیاری از گروه های بحث و سایتهای اینترنتی دیگر نیز بر این شایعه دامن زده اند و بدون مطالعه یک مطلب را منتشر می کنند (واقعا شرم آور است) ستاره پارسی به اطلاع می رساند که هیچگاه چنین اتفاقی نخواهد افتاد اگر مریخ در فاصله 750 هزار کیلومتری (تقریبا" دو برابر فاصله ماه تا زمین) قرار بگیرد به اندازه ماه دیده خواهد شد. این شایعه از سال 2003 در اینترنت چرخ می زند، قطر ظاهری ماه زمین نیم درجه (30ثانیه قوس) است، در 27 آگوست سال 2003 مریخ به نزدیک ترین فاصله خود به زمین در هزار سال اخیر رسید ( چیزی در حدود 56 میلیون کیلومتر). در آن سال مریخ 60 برابر کوچکتر از ماه کامل دیده می شد. که آنقدر کوچک بود که بازهم با چشم غیر مسلح به صورت یک نقطه دیده می شد. اما امسال قطر مریخ 500 برابر کوچکتر از ماه کامل خواهد بود. (2 دهم درصد قطر ماه). پس منتظر ماه دوم نباشید. شاد باشید

 


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: سه شنبه ششم شهریور 1386 | بازديدها: |

چگونگی ثبت رصد آسمان

در این مقاله در مورد ثبت رصد , طراحی از رصدهایمان و اهمیت ثبت رصد بمطالبی خواهید خواند. نگاه كردن به گفته ویلیام هرشل نوعی هنر است این هنر با هر بار نگاه كردن تقویت میشود، حتی اگر به نظر ما آن نگاه یا رصد بیفایده بنماید، وقتی به طور كامل از نگاه كردن به آسمان نتیجه میگیریم كه رصد هایمان را ثبت كنیم و با هر بار نگاه كردن به برگه های رصد از آنها كسب تجربه نماییم و ضمناً سابقه ای از رصدهای خود به دست آوریم. حال این برگه های میتوانند رصد یك واقعه ساده باشند یا مجموعه ای از رصدهای تخصصی ما از آسمان، به طور نسبی میشود گفت طریقه كسب هنر نگاه كردن به آسمان در همین ثبتهای هر چند ساده و نگاه كردن همیشگی به آسمان است، یك شب رصدی زمانی مفید است كه از آن شب رصدی، نوشته ای به جای مانده باشد. به طور ناخودآگاه ما با نوشتن گزارشات رصدی خود را ملزم به نگاه دائم و دقیق آسمان نموده ایم و در این زمان میتوانیم بگوئیم هنر نگاه كردن به آسمان را كسب نمودیه ایم. اما چگونه باید این كار را انجام دهیم , در باقی متن به شما خواهم گفت:اولین مرحله برای ثبت رصد داشتن یک برگه ثبت رصد است، که نمونه آن را در زیر خواهید دید. هر برگه ثبت دارای تعدادی پارامتر است که در زیر آنها را توضیح می دهیم.
حد قدر : به كم نورترین ستاره قابل دیدن در یك شب رصدی گفته میشود روشهای مختلفی برای تعیین حد قدر وجود دارد كه در اینجا به روش شمارش ستاره ای میپردازم :
روش شمارش ستاره ای یا مثلث بندی : با شمارش تعداد مشخصی ستاره در بخش مشخصی از صور فلكی آسمان در قالب مثلث بندیهایی در هر صورت فلكی , میتوان حد قدر را تعیین نمود.
شرایط دید: شرایط دید به چگونگی دیده شدن جرم آسمانی با چشم یا وسیله رصدی گفته میشود كه با توجه به وضعیت جوی متغییر است و با پنج پارامتر در نجوم آماتوری بررسی میشود كه آن پنج پارامتر به شرح زیر میباشد :
I : دیده خوب , بدون لرزش تصویر
II : نوسانهای آرام , همراه با لحظاتی مكث
III : لرزش شدید تصویر
IV : كیفیت پائین تصویر , لرزشهای مداوم و مشكل آفرین
V : دیده بد و نامناسب كه حتی مانع از طراحی اجمالی تصویر میشود
روش طراحی : در پائین برگه رصد خود با مداد به طراحی بپردازید سایه بزنید و... مهمترین نكته آن است كه هرچه دیدید دقیقا همان را به طور كامل با شكل ستارگان اطرافش و تمام جزئیات ثبت كنید . اولین بار بسیار نا امید كننده است چون شما هنوز به نگاه كردن دقیق عادت نكرده اید اما اگر مستمر این كار را انجام دهید از نتیجه كار خود و بررسی شكلهای اول با دقت بالای طراحی های آخر خود شگفت زده خواهید شد به همین سادگی با خرجی به مراتب كمتر از خرج عكاسی شما میتوانید پروژه های بسیاری را در مورد رصد اجرام غیر ستارهای انجام دهید و چه آسمان شاهد واقعه رصدی باشد یا نباشد آسمان شب های شما پر از پروژه های علمی و موضوعات جذاب رصدی است .شاید برای شروع بد نباشد از سحابیها یا طراحی عوارض ماه و رصد روخگردهای ماه یا قمرهای مشتری شروع كنید.البته لازم به ذكر است كه هر نوع رصد به برگه رصدی خاص و جزئیات مخصوص خود نیاز دارد و به طور مثال رصد دنباله دارها و هلال های ماه های قمری یسیار مفصل تر و كامل تر است و این برگه به صورتی كلی و برای رصد اجرام غیر ستاره ای , ماه و خورشید مناسب میباشد.



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 | بازديدها: |

بارش شهابي برساووشي

بارشهاي شهابي

بامداد ۲۲ مرداد بارش برساوشی یکی از زیباترین بارشهای شهاب سال را نمایش می‌گذارد. برخلاف پیش‌بینی‌های رسمی قبلی، محاسبات جدید حاکی از آن است که احتمالا اوج بارش امسال در ساعت بسیار مناسبی برای ایران و سراسر خاورمیانه و بخشهایی از اروپا و آفریقا اتفاق می‌افتد.

گالري عكس هاي بارش شهابي برساووشي 1386



بابک امین‌تفرشی
شهابي درخشان در ميان رد ستاره‌هاي دور قطبي. عکس: احمد کريمي.
بارش برساوشی در شب‌های تابستانی نیمه دوم مرداد یکی از دیدنی‌ترین شهاب‌باران‌های سال است. امسال این بارش در شبی به اوج می‌رسد که مزاحمت نور ماه نیز وجود ندارد و رصدگران، به خصوص آنهایی که دور از نور شهر در طبیعت رصد می‌کنند، شهاب‌ باران زیبایی را می‌بینند. در بهترین شرایط رصدی کمتر از ۱۰۰ شهاب در ساعت، به هنگام اوج بارش، دیده می‌شود که یعنی دست‌کم یک شهاب در هر دقیقه گوشه‌ای از آسمان را می‌شکافد.

بارش برساوشی یکی از بهترین شهاب‌باران‌های شناخته شده است. زیرا منجمان آماتور بسیاری در سراسر جهان داده‌های دقیق رصدی خود را از شمار و پراکندگی این بارش و زمان ثبت شده اوج آن در اختیار پژوهشگران مراکزی مانند انجمن بین‌المللی شهاب می‌گذارند. این داده‌ها به پوژهشگران فرصت می‌دهد تا وضعیت توده ذرات پدید‌آوردند بارش را به خوبی دریابند پ بارشهای سال بعد را دقیق‌تر پیش‌بینی‌ کنند. پیش‌بینی‌های رسمی قبلی درباره بارش برساوشی امسال که از سوی انجمن بین‌المللی شهاب (IMO) اعلام شده بود (و در ماهنامه نجوم شماره ۱۷۲ در مقاله شهاب‌باران نيمه‌تابستان منتشر شد) اوج بارش را بین ساعت ۵/۸ تا ۱۱ صبح (۵ تا ۵/۷ به زمان جهانی) روز ۲۲ مرداد پیش‌بینی می‌کرد که برای ایران در روز اتفاق می‌افتاد (گرچه حتی در این حالت نیز بارش زیبایی دیده می‌شد زیرا اوج بارش برساوشی چندان تیز، ناگهانی و کوتاه مدت نیست و طی چندین ساعت فعالیت نسبتا قابل توجهی دیده می‌شود و شهابهای آن حتی در دیگر شبهای نزدیک به بارش نیز جسته گریخته دیده می‌شوند).

اما جدیدترین پیش‌بینی‌های گروه مخصوص شهاب‌شناسان در انجمن بین‌المللی نجوم (IAU) بر اساس محاسبات مستقل چند پژوهشگر زمانهای تازه‌ای را اعلام کرده است. اوج اصلی برای ساعت ۲:۲۵ (۲۲:۵۵ شب ۲۱ مرداد به زمان جهانی) بامداد ۲۲ مرداد پیش‌بینی شده است اما گروهی نیز ساعت ۲:۱۸ (۲۲:۴۲ زمان جهانی) را پیش‌بنی کرده‌اند. گروهی دیگر از محققان نیز اوجی را برای ساعت ۳:۵۷ بامداد ۲۲ مرداد (۰۰:۲۷ زمان جهانی) پیش‌بینی کرده‌آند. اوج بارش هر کدام از اینها که باشد زمانی در ایران رخ می‌دهد

که کانون بارش در صورت فلکی برساوش به ارتفاع مناسبی از افق رسیده است (یعنی طول جغرافیایی ایران در کرهٔ زمین رو به توده ذرات بارش است). از سوی هز سه اوج پیش‌بینی شده برای ایران، خاورمیانه و اروپا (بجز بخش‌ّهای بسیار شمالی) و آفریقا در تاریکی رخ می‌دهد. از آنجا که کانون بارش در برساوش هر چه بیشتر به سپیده‌دم نزدیک شویم بیشتر ارتفاع می‌گیرد اگر اوج سوم رخ دهد ایران در بهترین طول‌های جغرافیایی برای دیدن براش برساوشی امسال است و حتی در دو اوج قبلی پیش‌بینی شده نیز موقعیت ممتازی دارد.

اما همان‌طور که ازمدت‌ها قبل پیش‌بینی شده‌بود بارش برساوشی امسال اوج دیگری نیز بجز یکی از این سه اوج اصلی پیش‌بینی‌ شده دارد که بر اثر برخورد زمین با رشته نسبتا جدیدی از توده شهابواره‌های برساوشی به وجود می‌آید. این اوج ثانویه برای حدود ساعت ۵/۷ صبح ۲۳ مرداد ( حدود ۴ صبح به زمان جهانی) یا ۱۳:۳۰ همان روز (۱۰ صبح به زمان جهانی) پیش‌بینی شده است که ایران و خاورمیانه هر دو را در روشنایی روز از دست می‌دهند (مگر رصدگرانی که با آنتن‌های رادیویی مخصوص اواج رادیویی برخورد شهابها با جو را ردیابی می‌کنند). اوج ثانویه بارش برساوشی امسال چندان دقیق و و مشخص نیست زیرا شناخت کافی از این رشته جدید ذرات در توده بارش برساوشی وجود ندارد.

شهابهاي بارش برساوشي که از کانون بارش دور شده‌اند. اين تصوير حاصل ترکيب رايانه‌اي چندي عکس پياپي از اين منطقه آسمان است.
 

گزارشهای دقیق منجمان آماتور ارزش بسیاری در رشد این بخش از دانش نجوم دارد. گزارش‌های خود را علاوه به ارسال به ماهنامه نجوم (nojum@nojum.ir) و گروه‌های داخلی فعال در این زمینه، برای کمک به پژوهش‌های بین‌المللی، پس از هماهنگ سازی با استاندارد‌های گزارش‌نویسی بارشهای شهاب، به انجمن بین‌المللی شهاب بفرستید. آسمانتان صاف و شب‌تان شهاب باران!

برای مطالعه بیشتر درباره بارش برساوشی سال ۱۳۸۶ این مقاله و درباره رصد و ثبت شهابها این مقاله جامع و راهنما را در وبگاه نجوم بخوانید.



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 | بازديدها: |

کشف آب در اتمسفر سیاره‌ای خارج از منظومه شمسی
گروهی از دانشمندان اروپایی در اتمسفر سیاره ای که در مدار یک ستاره خارج از منظومه شمسی می چرخد، آب کشف کرده اند.
گروهی از دانشمندان اروپایی در اتمسفر سیاره ای که در مدار یک ستاره خارج از منظومه شمسی می چرخد، آب کشف کرده اند.
دانشمندان آژانس فضایی اروپا به کمک تصاویر مادون قرمز ماهواره "اسپیتزر" ناسا در اتمسفر سیاره خارج از منظومه شمسی که شبیه به سیاره مشتری است، آب کشف کردند.
این سیاره که با شناسه HD ۱۸۹۷۳۳b معرفی می شود، در مدار ستاره HD ۱۸۹۷۳۳ واقع در صورت فلکی "روباه" می چرخد. این ستاره ۶۴ سال نوری از زمین فاصله دارد.
این سیاره که از نظر ویژگی شباهت بسیاری به مشتری دارد، ۱۵ درصد از این سیاره غول پیکر بزرگتر است. رنگ این سیاره نسبت به زمین آبی تر است و به ستاره خود ۳۰ برابر نزدیکتر از فاصله زمین تا خورشید است.
همچنین صورت فلکی روباه بسیار گرم است، به طوری که دمای آن در حدود دوهزار درجه سانتی گراد است. این ستاره مادر تقریبا شبیه به خورشبد است، اما کمی سردتر از آن.
دانشمندان آژانس فضایی اروپا با همکاری کالج امپریال لندن که نتایج تحقیقات خود را در مجله نیچر منتشر کرده اند، اعلام کرده اند که این سیاره نور ستاره خود را جذب می کند که برای این پدیده تنها می توان توضیح داد که بخارات آب در اتمسفر این سیاره وجود دارد.
بنابراین گزارش، در بررسی های سیارات دوقلوی زمین تاکنون درحدود ۲۰۰ سیاره خارج از منظومه شمسی شناسایی شده اند، اکنون این دانشمندان HD ۱۸۹۷۳۳b را در شمار این سیاره ها قرار داده اند.
این محققان با استفاده از ابزارهای طیف نما و طیف سنجی بخارات آب موفق به شناسایی پارامترهای جذب نورشدند. به طوری که به کمک این ابزارها ۵۰۰ میلیون ویژگی مهم کشف شده است که وجود آب در اتمسفر این سیاره را تائید می کنند.
خبرگزارى مهر


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 | بازديدها: |

دانشمندان موفق به تهیه نخستین نقشه از سطح یك فراخورشیدی شدند
برای اولین بار دانشمندان موفق شدند با استفاده از تلسكوپ فضایی «اسپیتزر» نقشه‌ای را از سیاره‌ای ناشناخته كه به دور ستاره‌ای همانند خورشید می‌چرخد، تهیه كنند.
برای اولین بار دانشمندان موفق شدند با استفاده از تلسكوپ فضایی «اسپیتزر» نقشه‌ای را از سیاره‌ای ناشناخته كه به دور ستاره‌ای همانند خورشید می‌چرخد، تهیه كنند.
این سیاره كه متشكل از گاز است، فاقد سطح یكپارچه بوده و به همین علت به صورت توده‌ای غبار مانند نمایان است.
تلسكوپ فضایی اسپیتزر یك «لكه داغ» را نیز در این سیاره كشف كرده است.
«ه .ناتسن» (H. Knutson) از دانشگاه هاروارد می‌گوید:«احساس ما مانند گالیله در زمانی است كه برای اولین بار مشتری را دید.»
این تلسكوپ تنها برای تشخیص سیاره‌هایی بسیار داغ كه فاقد آب مایع یا اثری از حیات هستند، به كار می‌رود.
تلسكوپ فضایی «جیمز وب» كه قرار است در سال ‌٢٠١٣ پرتاب شود قادر به شناسایی سیاراتی مشابه با شرایط زمین نیز خواهد بود. از آن جایی كه در ناحیه فروسرخ تفاوت درخشندگی سیاره و ستاره كمتر است، لذا راحت‌تر می‌توان سیگنال‌های سیاره را دریافت كرد.
گروه تحقیقاتی توانست با استفاده از دوربین فروسرخ طی ‌٣٣ ساعت بیش از ‌٢٥٠ هزار اطلاعات را از سیاره HD۱۸۹۷۳۳b جمع آوری كند.
این گروه با اندازه‌گیری تغییرات در هنگام چرخش سیاره نقشه‌ای طولی را تهیه كردند و سپس میزان روشنایی سیاره را از یك قطب تا قطبی دیگر را در طول نوارهایی اندازه گرفتند و سپس این نوارها را به صورت یك تصویر سرتاسری نشان دادند.
ناتسن می‌افزاید:« می‌توان تغییرات درخشندگی سیاره را در زمانی كه نواحی موجود در جو آن در اثر چرخش سیاره قابل رویت هستند و در زمانی كه از دید ما خارج می‌شوند، مشاهده كرد. اندازه لكه داغ كشف شده سیاره‌ HD۱۸۹۷۳۳b با درجه حرارت ‌٩٣٠ درجه ساتی‌گراد دو برابر لكه داغ مشتری با درجه حرارت ‌٩٠- درجه سانتی‌گراد است كه تنها ‌٣٠ درجه گرم‌تر از نقاط اطراف آن است.»
به نوشته نجوم، «د. شاربونو» (D. Charbonneau) از هاروارد می‌گوید:«این سیاره دارای تندبادهایی با سرعت ‌٩٦٠٠ كیلومتر بر ساعت است. در صورتی كه سرعت تندبادهای زمین ‌٣٢٠ كیلومتر بر ساعت است.»
بادهای گرم این سیاره احتمالا دلیلی بر شب‌های گرم آن هستند. در غیر این صورت جهتی كه به سمت ستاره بود می‌سوخت و جهت مخالف آن یخ می‌زد! اختلاف دمای این دو قسمت حدود ‌٥٠٠ درجه است یعنی در شب سردترین نقطه دارای درجه حرارتی در حدود ‌٦٥٠ درجه سانتی‌گراد است.
ستاره مادر با فاصله ‌٦٠ سال نوری اندكی خنك‌تر و كوچك‌تر از خورشید ماست. این سیاره كه كمی از مشتری بزرگ‌تر است با فاصله ‌٨/٤ میلیون كیلومتر به دور ستاره‌اش می‌چرخد و هر ‌٢/٢ روز یك دور كامل می‌زند.
خبرگزارى ايسنا


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 | بازديدها: |

deepsky

نرم افزار نجومی

Systeem:PC / Windows XP / 3D kaart

Omvang:086.0 Mb / Zip

Download:Klik HIER



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: پنجشنبه هفتم تیر 1386 | بازديدها: |

منظومه شمسی
planets.gif 


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: سه شنبه پنجم تیر 1386 | بازديدها: |

Mars Reconnaissance
In this animation, Mars Reconnaissance Orbiter, set against the black of space and the muted orange of Mars, rotates to get into position for imaging.  As the craft turns, the point of view zooms toward the instrument deck, where the viewer gets a close-up view of the context imager.  Then, a rectangular strip of the planet is highlighted, indicating the area that the context imager first imaged.  The remainder of the animation is a pan down the entire first context image (black and white), which features many large and small craters. Mars Reconnaissance Orbiter Context Imager Instrument Pointing Simulation - May 01, 2006

This animation highlights the orbiter's context imager as it took and returned its first image.

No Audio
QuickTime 5 MB   |   MPEG 4.4 MB   |   MPEG-4 3 MB


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: سه شنبه پنجم تیر 1386 | بازديدها: |

Erebus Rim

                

Screenshot from the animation 'Erebus Rim'

                  

Erebus Rim

QuickTime 3.3 MB   |   MPEG 3.9 MB   |   MPEG-4 3.8 MB



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: سه شنبه پنجم تیر 1386 | بازديدها: |

نرم افزار آسمان پرستاره برای گوشی های همراه.

برای در یافت آن در قسمت نظرات ایمیل خودتونو وارد کنید

تا برای شما ارسال شود.



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: چهارشنبه نهم خرداد 1386 | بازديدها: |

images/20070512/hubble.jpg سرانجام جايگزيني هابل پير با تلسكوپ جوانترو كارآمدتري به نام جميز وب قطعي شد. به گزارش خبرگزاري رويترز ابعاد اين تلسكوپ بزرگتر از هابل است و داراي آينه‌اي عظيم خواهد بود كه بر قدرت رصدگيري آن مي‌افزايد و همچنين نسبت به هابل دورتر از زمين مستقر خواهد شد.
يكي از محدوديت هاي اصلي تلسكوپ هابل كه سبب شد دانشمندان به فكر جاگزيني براي آن باشند اندازه 2 متري آينه آن است كه باعث مي‌شود مقدار محدودي نور را از جهان جمع آوري كند و اگر اين امكان وجود داشت كه قطر آينه آن را زياد كرد قدرت آن چندين برابر مي‌شد اما امكان تغيير آينه آن وجود ندارد و بنابراين دانشمندان تصميم دارند تلسكوپ «جيمز وب» را جايگزين هابل كنند.
تلسكوپ جيمز وب ابتدا قرار بود پنح سال ديگر يعني در سال 2011 در فضا قرار گيرد اما برنامه ريزي ها دانشمندان نشان مي دهد كه اين كار تا سال 2013 امكان پذير نيست.
تلسكوپ جديد داراي آيينه‌اي به قطر 6 متر (سه برابر قطر آينه هابل) است و 9 تا 10 برابر هابل قدرت دارد. به طوري كه مثلا اگر يك شمع روشن را در ماه قرار دهيم مي‌توان از روي زمين آن را ديد. اين تلسكوپ همچنين قابليت تفكيك بسيار بالايي دارد و مي‌تواند كرات در حال تشكيل شدن را مشاهده كرده و دنبال سيارات ديگري همانند زمين بگردد و درون كهكشانهاي بسيار دور را ببيند.
توسط اين تلسكوپ مي‌توان تا مبداء جهان و تا لحظه ابتداي دنيا نگاه كرد؛ وقتي كه ما به دورترين نقطه جهان نگاه مي‌كنيم در حقيقت در زمان به عقب نگاه مي‌كنيم و كهكشان‌ها را آن‌طور كه ميليون‌ها سال پيش بودند مي‌بينيم.
اما تلسكوپ هابل كه نام خود را از "ادوين هابل" منجم بزرگ آمريكايي گرفته در سال ۱۹۹۰‬ به فضا پرتاب شد و مجهز به آينه‌اي به قطر ‪ 2.4‬متر است.
ماكت اين تلسكوپ كه قرار است در ژوئن سال 2013 رسما جايگزين هابل شود در ابعاد واقعي در محوطه موزه ناسا در واشنگتن به نمايش گذاشته شده است.
اين تلسكوپ ‪ 4.5‬ميليارد دلاري كه طول آن ‪ ،24‬و ارتفاع آن ‪ 12‬متر است، در فاصله حدودا ‪ 1.5‬ميليون كيلومتري از زمين مستقر خواهد شد و حاوي آينه‌اي مركب از آينه‌هاي شش ضلعي به قطر ‪ 6.5‬متر( تقريبا سه برابر قطر آينه هابل) خواهد بود.
تلسكوپ فضايي جيمز وب به دانشمندان امكان خواهد داد تا نگاهي عميق تر به كيهان بياندازند و حتي ريشه‌هاي پيدايش كيهان را تا نقاط عميق تر دنبال كنند.
تلسكوپ پيشكسوت هابل كه اكنون ‪ ۱۷‬ساله است، تا پرتاب جيمز وب به كار خود ادامه خواهد داد. ناسا قصد دارد يكي از ماموريت‌هاي شاتل در سال آينده ميلادي را به سرويس هابل اختصاص دهد.
بدين ترتيب تلسكوپ فضايي هابل بازنشسته مي شود و جاي خود را به تلسكوپي مجهز تر توانمند تر و جوانتر مي دهد اما نقش بي‌بديل اين تلسكوپ در پيشبرد اكتشافات نجومي و جايگاه منحصر بفرد آن كه فراتر از يك تلسكوپ به عنوان موهبتي همگاني و استثنايي علمي و آموزشي براي پيشبرد دانش بشري ايفاي نقش كرده، در كنار توانايي هاي منحصر به فرد آن در اختر شناسي فرابنفش و نور مرئي بر هيچ اخترشناسي پوشيده نيست.
منبع خبر:جام جم آنلاین.


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: سه شنبه یکم خرداد 1386 | بازديدها: |

هاوکینگ به ایران می‌آید

پژوهشگاه دانش‌های بنیادی اعلام کرد پرفسور استفاون هاوکینگ به زودی به ایران سفر می‌کند.

 

 

پژوهشگاه دانش‌های بنیادی اعلام کرد: پرفسور استفاون هاوکینگ، استاد برجسته ریاضیات و کیهان شناسی دانشگاه کمبریج و صاحب کرسی لوکسیان پرفسور ریاضیات این دانشگاه، که زمانی در اختیار سر ایزاک نیوتون بوده است، به زودی به ایران سفر می‌کند.

پرفسور استفاون هاوکینگ

اگرچه هنوز جزییات سفر وی اعلام نشده و انتظار می‌رود در ابتدای هفته آینده جزییات بیشتری در این خصوص از سویIPM  منتشر شود، اما برخی از خبرها حکایت از آن دارد که در این سفر، که به احتمال در نیمه دوم خرداد ماه جاری رخ خواهد داد، هاوکینگ علاوه بر جلسات و کارگاه‌های علمی، برخی دیدارهای رسمی را بامقامات سیاسی و علمی کشورمان برگزار کند.

 

قابل ذکر است وی هفته گذشته پروازی از نوع گرانش صفر را با موفقیت تجربه کرده بود.

 

با توجه به جایگاه استثنایی این دانشمند برجسته در جهان علم، دیدار وی از  ایران می‌تواند رویدادی با ابعادی فراتر از مرزهای دانش قلمداد شود.



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: سه شنبه یکم خرداد 1386 | بازديدها: |

پذیرفته شدگان در هفتمین ماراتن مسیه ایران
پذیرفته شدگان نهایی در هفتمین ماراتن مسیه ایران

 

  استان همدان

   همدان:

    محمد احمدی عامل

    محمد سینا نباتی

                       تیم اول

     (محمدرضا جعفری /بهزاد قیاسوند)

 

                       تیم سوم

         (علی تركمان/ رامین ذوالفقاریان)

 

 

 

 

 

به دوستان خوب خودم تبریک می گم



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 | بازديدها: |



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: دوشنبه بیستم فروردین 1386 | بازديدها: |

جمعه 31 فروردین 1386 روز نجوم در ایران

جمعه 31 فروردین 1386 روز نجوم در ایران
جمعه 31 فروردین 1386 روز نجوم در ایران

روز جهانى نجوم! شاید این کلمه کمى عجیب به نظر برسد. زیرا معمولاً نجوم با کلمه شب همراه است؛ اما نجوم هم مى تواند روز داشته باشد و هم مى توان در روز نجوم کارهاى نجومى انجام داد! روز نجوم بیشتر به عموم مردم و افرادى که رشته آنها فیزیک و نجوم نیست تعلق دارد، به افرادى که شاید تا به حال یک عکس نجومى یا حتى یک وسیله نجومى مانند تلسکوپ ندیده اند.این روز در واقع بهانه اى است براى علاقه مندان به نجوم که زیبایى هاى این علم را درک کرده اند تا بتوانند دیگران را نیز در احساس زیبایشان نسبت به آسمان شریک کنند و شگفتى ها و زیبایى هاى اطرافشان به ویژه آسمان را به آنها نشان دهند.

اتحادیه نجوم(Astronomical League)  هماهنگ‌کننده برنامه‌های روز جهانی نجوم زمان برگزاری روز نجوم سال جاری را شنبه 21 آوریل 2007 اعلام کرده است.طبق دستور العمل اتحادیه نجوم باتوجه به‌تعطیلی روز جمعه در ایران و هدف جذب خانواده‌ها و عموم مردم، این روز یک روز قبل در ایران برگزار می‌شود. به‌این ترتیب جمعه 31 فروردین 1386 روز نجوم در ایران خواهد بود.



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: دوشنبه بیستم فروردین 1386 | بازديدها: | | ادامه مطلب

دیدن کی بود مانند شنیدن! (شهاب ها را بشنویم!)
دیدن کی بود مانند شنیدن! (شهاب ها را بشنویم!)    

هرشهابی با شیرجه به درون جو زمین ردی پر تلاطم از گازهای یونیده باقی می گذارد. این ردیونیده درمسیرش خطوط منظم میدان مغناطیسی زمین را آشفته می کند . با ترکیب مجدد گازهای یونیده، میدان مغناطیسی دوباره آرام می شود. حرکت شتابدار ذرات باردار در میدان مغناطیسی، امواج رادیویی تولید می کند که بسامد این امواج در محدوده باند 3 هرتز تا 30 کیلو هرتز (باند VLF) است. بنابراین با استفاده از گیرنده VLF می توان این امواج را دریافت کرد. این مقاله یک بار در مجله نجوم شماره 108 صفحه 30 منتشر شده است.

تصمیم گرفتم به هر قیمتی و زحمتی یک گیرنده VLF بسازم و این موضوع را بیازمایم. در مجله نجوم (شماره 21 صفحه 22) ،مقاله ای در این باره چاپ شده بود، اما طرح مداری که در آن مقاله است، مربوط به سالهای دهه 1340 بوده و اکثر قطعات آن در بازار نایاب می باشد، این امر باعث شد از ساخت آن گیرنده منصرف شوم تا اینکه در یکی از مجله های عمومی الکترونیک مدار دیگری برای ساخت گیرنده VLF پیدا کردم که قطعات آن در دسترس بودند.

در شکل 1 مدار گیرنده VLF را می بینید و شکل 2 پشت برد مداری است كه راهنمای سوراخکاری و الگوی سطحی مناسب برای فیبر مدار چاپی گیرنده را نشان می دهد. شکل 3 هم روی مدار و راهنمای نصب قطعات است. توصیه می شود که از یک سوکت آی سی برای U1 استفاده کنید.در شکل 3 توجه کنیدکه همه قطعات بجز SPKR1, S2, S1, R11, J1 - J3-, L1 بقیه روی یک فیبر مدار چاپی سوار شوند.فیش های J 1 -J 3 از نوع فیش صوتی اند. پس از نصب همه قطعات، چند تکه سیم به نقاط روی فیبر به استثناء J1 و J2 وصل کنید. این سیمها برای قطعات خارج فیبر استفاده می شوند.

برای ارتباط بین فیش ها و مدار چاپی باید از کابلهای هم محور ( کواکسیال) صوتی استفاده کنید. همچنین در هنگام سیم کشی J1 و J2 مطمئن شوید که اتصالها دقیقاً مانند شکل 3 باشند. اگر اتصالهای فیش را برعکس انجام دهید مدار کار نخواهد کرد.

هنگامی که اتصالهای پتانسیومتر تنظیم صدا (R11) یا بلند گو (SPKR1) را به مدار چاپی وصل می کنید، از سیم های کوتاه استفاده کنید. بلندگو باید از نوع کوچک با اَمپدانسی در محدوده 8 تا 16 اهم باشد. هنگام اتصال B1, S2 ,S1, R11 و بلند گو به مدار شکل 1و 3 نگاه کنید. منبع تغذیه مدار، یک باتری 9 ولت کتابی است که به آسانی در بازار قابل تهیه است.

مدار گیرنده

شکل 1 مدار گیرنده VLF

الگوی مناسب برای فیبر مدار چاپی و راهنمای سوراخکاری

شکل 2 الگوی مناسب برای فیبر مدار چاپی و راهنمای سوراخکاری

راهنمای نصب قطعات روی فیبر مدار چاپی

شکل 3 راهنمای نصب قطعات روی فیبر مدار چاپی

نمونه مدار ساخته شده

 

* ساخت آنتن حلقوی

سه نوع آنتن حلقوی ساخته و امتحان شده اند که اجزاء هر آنتن را درشکل مقابل می بینید. قاب هر یک را می توانید از دو تکه تخته به طول یک تا دو متر بسازید. جدول زیر و شکل زیر، جزییات ساخت آنتن را نشان می دهند.

 مراحل ساخت آنتن 

راهنمای ساخت آنتن

آنتن ( L1 )

اندازه چوب به متر

نوع سیم استفاده شده (سیم لاکی)

A

یک متر

80 دور سیم نمره 28

B

یک متر و 20 سانتی متر

28 دور سیم نمره 22

C

2متر

5 شیار و در هر شیار دو دور سیم نمره 22

اگر چه آنتن C احتمالاً بهترین و مطمئن ترین دریافت را دارد اما آنتن B را پیشنهاد می کنم.بجز اندازه حلقه و تعداد دورهای سیم پیچ، ساخت آنتن های A و B تقریباً مانند هم است. برای ساخت آنتن های A و B دو تکه تخته را برابر اندازه های جدول 1 ببرید. شکافهایی هم در چوب مثل شکل - الف درست کنید. دو تکه را با چسب چوب،مانند شکل- ب به هم بچسبانید.آنتن C نیز با همین روش ساخته می شود ، امابجای یک شکاف درانتهای هرتکه چوب پنج شکاف مثل شکل -ج ایجادمی شود. اکنون با راهنمایی جدول 1 درباره اندازه سیم و تعداد پیچش ها، آنتن های حلقوی را روی قابهای مربوطه بپیچید. سیم های حلقه به فیش مربوط خود (J3) که روی بدنه آنتن قرار می گیرند، وصل شود. اتصالات بین مدار چاپی و آنتن ها باید با استفاده از سیم های هم محور صوتی انجام شود.

 

*هیجان آغاز می شود!

متاسفانه باند VLF بسیار شلوغ است. افزایش ناگهانی بار الکتریکی جو زمین که مربوط به فعالیت خورشید است تولید پارازیت می کند. هر قدر لکه های خورشیدی بیشتر باشند، پارازیت بیشتری در محدودة امواج VLF ایجاد می شود. بنابراین از این ابزار جای آشکار ساز فعالیتهای خورشیدی نیز می توان استفاده کرد. پارازیت های خطوط انتقال نیرو،آتش کوره های داغ و جرقه شمع های اتومبیل را هم باید به صداهای ناخواسته جهان امواج VLF افزود.

به همین دلیل تنها راه برای اطمینان از اینکه گیرنده واقعاً صدای یک شهاب را دریافت می کند یا نه، این است که آن را در شبهای صاف روشن کنید. البته دور از محیط شهرهای بزرگ! زمان بارشهای شهابی برای این کار مناسب اند. در جدول زیر مشخصات مهمترین بارشهای شهابی را می توانید ببینید.

نام بارش

زمان تقریبی

سرعت ساعتی

مختصات کانون بارش

شاخص جمعیتی

اوج بارش

ZHR

بعد

میل

r

شلیاقی

2 اردیبهشت

15

16:18

34+

9/2

اتا- دلوی

15 اردیبهشت

30

22:27

00

8/2

دلتا – دلوی جنوبی

7 مرداد

20

22:38

16-

2/3

دلتا – دلوی شمالی

21 مرداد

20

21:44

5-

4/3

برساوشی

22 مرداد

95

03:06

58+

2/2

جباری

30 مهر

20

06:22

16+

8/2

ثوری جنوبی

12 آبان

15

03:24

14+

3/2

ثوری شمالی

22 آبان

15

03:55

23+

3/2

اسدی

26 آبان

12

10:11

22+

5/2

جوزایی

23 آذر

95

07:30

33+

6/2

دب اصغری

2 دی

20

14:28

75+

0/3

ربعی

13 دی

85

15:30

50+

1/2

در شبی صاف همزمان با بارش شهابی با استفاده از یک کابل صوتی آنتن را به گیرنده وصل کنید. آنتن را در حداقل 2 متری گیرنده چنان قرار دهید که صفحه آن رو به کانون بارش باشد. برای شنیدن صدای شهابها هم می توانید از یک تقویت کننده صوتی استفاده کنید و هم از تقویت کننده و بلندگوی دستگاهی که ساخته اید. این بستگی به امکانات شما دارد.اگر از بلندگوی دستگاه خود استفاده می كنید، S 2 را روی وضعیت INT بگذارید. اما اگر از یک تقویت کننده خارجی استفاده می کنید، یک سر کابل صوتی را به J2 و سر دیگر را به تقویت کننده وصل کنید و S 2 را در موقعیت EXT بگذارید. پیچ تنظیم صدا (R11) را در موقعیت نزدیک به حالت حداکثر قرار دهید. صدای «هیس» متوسطی شنیده می شود. اگر صدای «وِز وِز» بلند شنیده شد، آنتن رادرموقعیت دیگری قراردهید.اطمینان پیدا کنیدکه دستگاه رادرنزدیکی سیم های برق نگذاشته اید.

هنگامی که شهابی از آسمان می گذرد ، صدایی شبیه « سکسکه » در گیرنده می شنوید. با ضبط این صداها حتی می توانید شهابها را شمارش کنید. برای ضبط کردن، خروجی J2 را با کمک یک کابل صوتی، به ورودی یک ضبط صوت متصل کنید (AUX) . و S2 را در موقعیت EXT بگذارید.

در بین علاقه مندان به رصد رادیویی شهابها، اگر کسی مایل به توسعه این کار است،می تواندمدارهای مبدل VLF که برای کار با رادیوهای AM و SW طراحی شده اند را به این مدار اضافه کند. چنین مدارهایی را می توان در کتابهای الکترونیکی یافت. مزیت این مدلها دراین است که می توانیم آنها را برای آشکار سازی بسامد خاصی تنظیم کنیم تا پارازیت های ناخواسته حذف شوند. با این روش دیگر نیاز نیست درمیان پارازیت ها به دنبال صدای شهابها بگردیم. با حذف پارازیت ها می توان به آسانی صدای شهابها را تشخیص داد.

*فهرست قطعات:

نوع

مشخصات

تعداد

علامت شناسایی در نقشه

مدار مجتمع تقویت کننده عملیاتی قدرت پایین چهارتایی

LM324

1

U1

ترانزیستور سیلیکونی

2N3053

1

Q1

مقاومت ( تمامی مقاومت ها 2/0 وات و 5% خطا می باشند )

10 کیلو اهم

2

R1, R5

مقاومت

100 کیلو اهم

5

R 2 -R4 , R9 , R10

مقاومت

8/6 کیلو اهم

1

R5

مقاومت

1 کیلو اهم

1

R6

مقاومت

120 کیلو اهم

1

R7

مقاومت

1 مگا اهم

1

R8

پتا نسیومتر (مقاومت متغییر)

5 کیلو اهمی

1

R11

مقاومت

22 کیلو اهم

1

R12

مقاومت

7/4 کیلو اهم

1

R13

مقاومت

27 اهم، نیم وات

1

R14

خازن الکترولیت

10 میکرو فاراد و 25 ولت

6

C1 -C6

خازن الکترولیت غیر پلاریزه

یک میکروفاراد و 25 ولت

1

C7

خازن الکترولیت

100 میکروفاراد و 25 ولت

2

C9 و C 8

باتری

9 ولت کتابی یا 6 عدد باتری قلمی به صورت سری

1

B1

ترانسفورمر خروجی صوتی

1000 اهم به 8 اهم (چوک قرمز)

1

T1

آنتن حلقوی VLF دست ساز

متن را ببینید

1

L1

فیش گوشی

 

3

J1 -J3

کلید

فشاری یا کشویی تک پل

2

S2 و S1

بلندگو

8 اهم مینیاتوری

1

SPKR1

مدار چاپی، گیره، فیش صوتی RCA ، کابل صوتی، سوکت آی سی، جای باتری 9 ولتی و رابط، چوب، سیم مغناطیسی شماره 28 یا 22، لحیم ، هویه .

 

 

 

نمونه آنتن ساخته شده:

نمونه آنتن ساخته شده 

 


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: شنبه یازدهم فروردین 1386 | بازديدها: |

نوروز در علم ستاره شناسی
نوروز در علم ستاره شناسی    

از منظر علم نجوم، نوروز را می‌توان این‌گونه به تصویر کشید: زمین در حرکت خویش در فضا به دور خورشید، دارای پنج حرکت است که عبارتند از وضعی، انتقالی، موجی، فرفره‌ای و مقصدی.
در کتب درسی فقط به دو گونه حرکت وضعی و انتقالی اشاره کرده‌اند. حرکت مقصدی به معنای این است که خورشید و سیارات ضمن سایر حرکات خویش، به طرف ستاره‌ی نسرواقع یا «وگا» حرکت می‌کند.
حرکت فرفره‌ای حرکتی است که یک فرفره‌ی مخروطی هنگام چرخیدن، محور آن یک دایره‌ی فرضی ایجاد می‌کند و زمین نیز هر ۲۵۸۰۰ سال یک بار نوک میله‌ی فرضی و محور شمالی‌ی آن به طرف ستارگانی که مکان آن‌ها روی دایره‌ی فرضی‌ی قطب شمال است طی مسیرکرده ودوباره به جای اول خویش می‌رسد. این ستارگان عبارتند از جدی و به دنبال آن سفوس «بال‌الطیر» و «وگا» و «هرکول» و سپس مجددا ۲۵۸۰۰ سال بعد دوباره ستاره‌ی جدی قطب زمین می‌شود.
حرکت موجی به معنای بالا و پایین رفتن کره‌ی زمین در حین گردش خویش است که ضمن چرخیدن به دور خود مانند موجی بالا و پایین می‌رود. فاصله‌ی تناوب این حرکت موجی ۱۹ سال است.
حرکت وضعی‌ زمین پدید آمدن شبانه‌روز را موجب می‌شود که حرکتی انتقالی است و سالی یک بار به دور خورشید می‌چرخد. زمان این چرخش ۳۶۵ روز و پنج ساعت و چهل‌و هشت دقیقه و چهل و شش ثانیه است که دقیقا خط نصف‌النهار یک نقطه از زمین دوباره وارد همان فضای یک‌سال پیش خود می‌شود. نوروز  در علم ستاره شناسی
پس از هر چهار سال می‌باید یک روز را به مدت گردش زمین اضافه کرد، و آن را سال کبیسه خواند. این امر از زمان‌های بسیار دور هم محاسبه می‌شده است، و از حدود سه‌هزار سال پیش طبق مدارک غیر قابل انکار وجود داشته است.
روز اول حمل( فروردین) که زمین به حالت اولیه‌ی خویش باز می‌گردد، روز اعتدال بهاری است که دقیقا آفتاب به خط استوا می‌تابد و مدت شبانه‌روز با هم برابرند، سپس زمین در عرض سه‌ماه حدود ۱۱ درجه و ۴۳ دقیقه و ۳۰ ثانیه رو به جنوب متمایل می‌شود، به بیانی دیگر خورشید هر روز بالا و بالاتر می‌آید و بار دیگر از اوایل جوزا (خرداد)که به مدار راس‌الجدی(کمربند دوم فرضی‌ی شمالی‌ی زمین و موازی با خط استوا) متمایل می‌شود و زمین دگر بار به سوی قطب شمالین خویش منحرف می‌گردد، و از اول میزان( مهر) تا جدی (دی ماه)، حداکثر افول خود را دارد و درجدی( دی ماه) تابش خورشید روی مدار راس‌السرطان است. در نتیجه‌ی این حرکات فصول چهارگانه پدید می‌آیند.
در سال‌های ۴۶۵ و ۴۸۵ هجری‌ی قمری و در زمان جلال الدین ملکشاه سلجوقی، تنظیم تاریخ و تقویم جلالی، تحت نظر حکیم‌ عمر خیام به سامان رسید. محاسبات این تقویم از چنان دقت و ظرافتی برخوردار است که در زمان ما با سنجش آلات و ادوات بسیار دقیق علمی امروزین، صحت سنجش آن تایید شده است. امروزه در تمامی محافل معتبر علمی جهان، زمان تحویل سال نو دقیقا همانی است که خیام اعلام کرده بود.
زمانی که خط نصف‌النهار هریک از شهر ها پس از ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۸ ثانیه از زمان تحویل قبلی‌ی سال گذشته سپری گردید، دوباره تحویل سالی نو فرا می‌رسد، و همه‌ی مردم ما به پاکیزگی و طراوت تن و روان همت می‌گمارند و می‌روند تا این سنت نیکوی نیکان ما آریایی ها را ارج بنهند، و آرزوهای انسانی و نیک‌خواهانه‌ی خویش را طلب کنند.



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: شنبه یازدهم فروردین 1386 | بازديدها: |

خاطرات تصویری انوشه انصاری


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 | بازديدها: |

رویت هلال
ماه گرفتگی کامل بامداد یکشنبه ‪ ۱۳‬اسفند 1385    

ماه گرفتگی یا خسوف کلی وقتی روی میدهد که کره ماه وارد سایه کامل کره زمین می شود. اگرچه این ناحیه تیره ترین قسمت سایه کره زمین است اما با این حال به علت اینکه مقداری از اشعه های نور خورشید در لبه کره زمین و به وسیله جو ان تفرق پیدا می کند مقداری نور به کره ماه می رسد . جو کره زمین بیشتر امواج نورانی با طول موج نزدیک به نور آبی را پراکنده می کند. در نتیجه نوری که به کره ماه میرسد دارای مقادیر بیشتری از اشعه های نورانی با طول موج نزدیک به نور قرمز نسبت به نور عادی خورشید است و به همین دلیل است که در طی خسوف رنگ ماه تقریبا مسی یا قرمز کدر به نظر می آید.


اگر در لحظه ماه گرفتگی به ماه سفر کنید مشاهده می‌کنید که بر روی ماه خورشید گرفتگی صورت گرفته است یعنی زمین نور خورشید را مسدود کرده است.
این ماه گرفتگی در سراسر ایران، آسیا (به جز بخش کوچکی از آن)، اروپا، آفریقا، آمریکای جنوبی، آمریکای شمالی (به جزء بخشی از غرب آن)، غرب اقیانوسیه و بخشی از قطب جنوب قابل رویت است.
ماه گرفتگی جزئی ساعت یک بامداد شروع می‌شود و ساعت ‪۲:۱۴‬ دقیقه و ‪ ۱۳‬ثانیه بامداد کامل می‌شود.  پایان گرفت کامل را ساعت ‪ ۳:۲۷‬دقیقه و ‪ ۲۷‬ثانیه و گرفت جزئی را ‪ ۴:۴۱‬دقیقه و ‪ ۲۸‬ثانیه می باشد.
رویت ماه گرفتگی برای چشم انسان هیچ ضرری ندارد و ابزار خاصی نمی‌خواهد.

Image 


اما قدیمی‌ترین خسوف ثبت‌شده در تاریخ مربوط به‌سال ۷۲۱ پیش از میلاد است که بطلمیوس آن را در کتاب مَجِسطی خود به‌طور کامل شرح داده است. رصدگران بابل و یونانیان باستان از روی رصد دقیق ماه‌گرفتگی‌ها متوجه شدند که لبه سایه همواره شکلی شبیه به‌دایره دارد و سپس استدلال کردند که زمین شکلی شبیه به‌کُره دارد و گِرد است. در سال ۴۹۹ پس از میلاد، یک ریاضیدان هندی برای نخستین‌بار به‌طور دقیق و درست، محاسبات مربوط به‌دو پدیده خسوف و کسوف را ارائه داد و... این داستان همچنان ادامه دارد و هنوز هم منجمان به‌هنگام خسوف و کسوف در پیِ سنجش فاصله‌ها و یافتن مواردِ تازه در دنیای نجوم و آزمون دوباره یافته‌های قدیمی‌تر هستند. علاوه‌بر همه این موارد امروزه میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا به‌هنگام رُخدادِاین دو پدیده بسیار زیبا چشم به‌آسمان می‌دوزند تا تجربه پیشینیان را بارِ دیگر تکرار کنند. می‌دانید هرگاه زمین، ماه و خورشیدِ درخشان در یک راستا قرار بگیرند بسته به‌این که ماه در میان زمین و خورشید (کسوف) یا زمین میان ماه و خورشید (خسوف) باشد ما شاهد پدیده‌های متفاوتی خواهیم بود.
هر ماه گرفتگی دارای دوره تکرار منظم است بطوریکه خسوف هر ‪ ۱۸‬سال و یازده روز و ‪ ۷‬ساعت و ‪ ۴۹‬دقیقه تکرار می‌شود.
این ماه گرفتگی اولین پدیده ماه گرفتگی کامل در سال ‪ ۲۰۰۷‬میلادی و آخرین ماه گرفتگی در سال ‪ ۱۳۸۵‬خواهد بود.
در ماه‌گرفتگی امسال که در واپَسین روزهای سال ۸۵ اتفاق می‌افتد، ماه در زیرِ پای شیرِ نشسته آسمان، صورت فلکی اسد قرار دارد و قلب‌الاسد، نیز با درخشش زیبای خود به‌نظاره این خسوف نشسته است. نخستین گام ماه به‌درون مخروط نیم‌سایه زمین دقایقی پیش از بامداد سیزدهم اسفند آغاز می‌شود و نخستین نشانه‌های تیره‌شدن ماه، حدود نیم ساعت پس از ورود به‌نیم‌سایه بر چهره ماه نمایان خواهد شد.
چرا ماه در هنگام گرفت در تمام­‌سایه زمین ناپدید نمی‌شود بلکه به‌رنگ سرخ تیره‌ای کماکان، با کمی دقت، پیداست؟ علت، وجودِ جوّ زمین است. گرچه زمین نور خورشید را سد می‌کند و سایه آن در فضا و در مسیر گردش ماه سبب خسوف می‌شود اما نور خورشید در این هنگام در جوّ زمین پخش می‌شود و بخشی از نور در سایه زمین منتشر می‌شود. طول‌موج‌های بلند نورمرئی، یعنی سرخ، بهتر از جوّ عبور می‌کنند و طول‌موج‌های کوتاه بیشتر در جوّ پخش می‌شوند. در نتیجه نور سرخ ضعیف رسیده از جوّ زمین تمام­‌سایه را کمی روشن می‌کند و ماه در اوج خسوف با بازتاب این نور با تَه‌رنگ سرخ ضعیفی پیداست. اما میزان روشنایی و سرخی ماه در هر خسوف کلی تغییر می‌کند که سنجش آن موضوعی جذاب برای منجمان آماتور و دانشمندان است. تاریکیِ ماه گرفته در نگاه اول به‌مسیر ماه در تمام­‌سایه زمین و این که چقدر از وسط سایه عبور کند یا لبه‌ها نزدیک باشد و این که ماه نزدیک به اوج یا حضیض (دورترین و نزدیک‌ترین فاصله از زمین) باشد وابسته است. اما جوّ زمین نیز نقش‌‌بزرگی‌دارد. میزان پوشش ابر در لبه‌های قرص زمین (نسبت به‌ماه) در میزان پراکندگی و جذب نور خورشید تعیین‌کننده است. از سوی دیگر پراکندگی ذرات غبار در جوّ زمین نیز بسیار اثرگذار است. هرچه بیشتر باشند نور بیشتری جذب می‌شود و تمام­‌سایه تاریک‌تر می‌شود و خسوف هم همین‌طور. مثال بارز چنین خسوف تیره‌ای در آذر ۱۳۷۱ رخ داد و از سراسر ایران نیز دیده شد. فوران آتشفشان پیناتوبو در آسیای شرقی چنان جوّ زمین را غبارآلود کرده بود که یکی از تیره‌ترین خسوف‌ها رخ داد.

 


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 | بازديدها: |

سلام بر دوستام عزیز

من یک لینک باکس نجومی درست کردم(بااجازه)
 که فقط مخصوص وبلاگ های نجومی هست
هرکی که دوست داره آمار وبش چند برابر بشمه
اول کد لینک باکس رو بزار تو قالب وبلاگش
بعد در قسمت نظرات وبلاگم  بگه تا لینکش کن
به قول معروف:
ما برای وصل کردن آمده ایم نی برای فصل کردن....
منتظر نظرای زیباتون هستم



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: چهارشنبه دوم اسفند 1385 | بازديدها: |

کمک............... کمک.....................

به پاسارگاد و تاریخ ایران یاری رسانید! [کوروش شاه هخامنشی]



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 | بازديدها: | | ادامه مطلب

Accurate Times 5.1.11
 نرم افزاری با قابلیت محاسبه  برای رؤیت هلال ماه(هلال های جوان و بحرانی) ، فاز های مختلف آن، تقویم قمری و به همراه تعیین اوقات شرعی برای شهر های مختلف. 

اطلاعات بیشتر: http://www.icoproject.org/accut.html

Size: 3.53 MB



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 | بازديدها: |

هرکی دعوت نامه جی میل می خواد تو قسمت نظرات بگه تا براش بفرستم


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: جمعه سیزدهم بهمن 1385 | بازديدها: |

طفلک پلوتون
از دوم شهریور پلوتون دیگر جزء سیارات منظومه شمسی به حساب نمی‌آید. چرا ۷۶ سال به پلوتون سیاره می‌گفتند و از این پس به چه چیزی سیاره گفته می‌شود. آیا تعریف جدید یک سیاره همه مشکلات را حل می‌کند؟


طفلک پلوتون، چه کسی توپی با قطر 2306 کیلومتر که یک پنجم قطر زمین هم نمی‌شود و جرم فقط دو هزارم جرم زمین را یک سیاره می‌داند؟ پلوتون حتی از هفت ماه منظومه‌ی شمسی و بدتر از همه از ماه زمین هم ریز تر است. منظومه‌ی شمسی این‌قدر گستاخانه با اعضای ریزش برخورد نکرده‌است که با پلوتون. مدار پلوتون با مدار همه‌ی سیارات فرق می‌کند. اگر بتوانیم همه‌ی سیاره‌ها را روی یک میز مرتب بچینیم، پلوتون انگار به فنری وصل شده است که باعث می‌شود بالاتر یا پایین‌تر از سطح میز جا بگیرد. مدار پلوتون در صفحه‌ی منظومه‌ی شمسی نیست. یوهان کپلر در قرن شانزدهم گفت که مدار سیارات بیضی است، اما حقیقت این است که مدار هیچ سیاره‌ای به اندازه‌ی پلوتون بیضی نیست. کپلر در خواب هم نمی‌دید که روزی سیاره‌ای کشف شود که مدارش به قدری بیضی باشد که عنوان دورترین سیاره‌ی منظومه‌ی شمسی را هر از چندگاهی با نپتون عوض کند. پلوتون وقتی به نزدیک‌ترین فاصله اش از خورشید می‌رسد از سیاره‌ی نپتون هم به خورشید نزدیک‌تر می‌شود. بخشی از مدار پلوتون درون مدار نپتون است. مدار پلوتون بیشتر شبیه مدار دنباله‌دارهاست تا سیاره‌ها. یعنی از 18 بهمن 1357 (7 فوریه 1979) تا 22 بهمن 1377 (11 فوریه 1999) پلوتون درون مدار نپتون بود و نپتون دورترین سیاره از خورشید تلقی می‌شد. عنوانی که به نظر می‌رسد دیگر هرگز از دست ندهد.


 


پلوتون سه قمر دارد. قمر کارون بزرگ ترین و نزدیک ترین آنهاست. پلوتون و کارون به هم قفل شده اند طوری که مثل یک دمبل دور هم می گردند و نمی توان گفت که کارون دور پلوتون می گردد یا پلوتون دور کارون!



سیاره X


داستان کشف پلوتون اسطوره‌ی اخترشناسی نوین است. وقتی یوهان گاله نپتون را در 1846 دید مکانیک نیوتونی حاکم مطلق جهان بود. چه کسی می‌توانست محاسبات فیزیکی که محل نپتون را در آسمان پیش‌بینی کرده‌بودند انکار کند. داستان از این قرار بود که مدار اورانوس نامنظم بود و مطابق نظریه‌های فیزیکی رفتار نمی‌کرد. دو ریاضی‌دان از روی داده‌های رصدی اورانوس حدس زدند که سیاره‌ای در ورای آن عامل اصلی این اختلال‌هاست. آن‌دو به درستی محل سیاره‌ی جدید را تخمین زدند و گاله فقط آن را دید. اما به نظر می‌رسید مدار نپتون هم نامنظمی‌هایی دارد. اخترشناسان که مزه‌ی کشف نپتون را چشیده بودند باز هم گمان بردند که سیاره‌ای آن‌سوی نپتون همه‌ی این نامنظمی‌ها را پدید آورده است. ویلیام پیکرینگ و پرسیوال لاول چندین محل را در آسمان تخمین زدند که اگر سیاره‌ی X در آن محل‌ها بود می‌توانست چنین نامنظمی‌هایی در مدار نپتون پدید آورد. جستجو برای این سیاره از سال 1905 در رصدخانه‌ی لاول آغاز شد. کار جستجو حتی سال‌ها پس از مرگ لاول در 1916 نیز ادامه یافت.


دستگاه مقایسه گر چشمک زنی که تامباو با از پشت آن پلوتون را کشف کرد.

کلاید تامباو (Clyde Tombaugh) منجم جوانی بود که تلسکوپی دست‌ساز ساخته بود. او طرح‌هایی را که از پشت چشمی این تلسکوپ از مشتری و زحل کشیده بود برای رصدخانه‌ی لاول فرستاد. این باعث شد که تامباو در 1929 در رصدخانه استخدام شود. در رصدخانه‌ی لاول از هر بخش آسمان به فواصل زمانی معین (مثلا یک هفته) دوبار عکاسی می‌شد. با مقایسه‌ی این دو عکس اگر چیزی در زمینه‌ی ستاره‌های ثابت حرکت می‌کرد پیدا می‌شد. برای مقایسه هر دو عکس را داخل دستگاهی به نام مقایسه گر چشمک‌زن (Blink Comparator) می‌گذاشتند. تامباو شب‌ها را به عکاسی می‌گذراند و روزها را به مقایسه‌ی عکس‌های تهیه شده. و سرانجام پس از 25 سال تلاش در رصدخانه‌ی لاول، تامباو جوان پلوتون را در 29 بهمن 1308 (18 فوریه‌ی 1930) در عکس‌هایی که ماه پیش گرفته شده بود یافت.


سیاره‌ای که تامباو کشف کرده بود مدتی بی‌نام بود. نام پلوتون را دختری 11 ساله به نام ونتیا فیر (Venetia Phair) که آن زمان دانش‌آموز یک مدرسه‌ی ابتدایی در انگلستان بود پیشنهاد کرد. پلوتون (Pluto) خدای دنیای زیرین است. صبح یکی از روزهای اواخر زمستان 1930 پدر ونتیا در صفحه‌ی 14 روزنامه‌ی Times خبر کشف سیاره‌ی تازه را خواند و برای دخترش تعریف کرد که هنوز نامی برای این سیاره انتخاب نشده است. ونتیا هم که به اسطوره شناسی و نجوم علاقه‌مند بود نام پلوتون را پیشنهاد کرد. پلوتون به قدری نام موفقی بود که همان سال شخصیت پلوتو (سگ معروف والت دیزنی) از روی سیاره جدید نام‌گذاری شد. مقاله BBC را در همین رابطه ببینید.


عجیب نیست که نشان پلوتون برای پاسداشت لاول ترکیبی از حروف P و L است. اما...، اما این پلوتون نمی‌توانست سیاره‌ی X لاول باشد، با این‌که پلوتون تقریبا در یکی از محل‌هایی کشف شد که لاول پیش‌بینی کرده بود. از همان ابتدا بعد از این‌که معلوم شد قرص پلوتون از پشت چشمی دیده نمی‌شود همه می‌دانستند که پلوتون کوچک‌تر و کم‌جرم‌تر از آن است که چنین تغییراتی بر مدار نپتون وارد کند. تازه به نظر می‌رسد این نپتون است که مدار پلوتون را بسیار آشفته کرده است، پلوتون هرگز نمی‌تواند تأثیر چشمگیری بر نپتون بگذارد.


پس سیاره‌ی X کجاست؟ پس از کشف پلوتون تامباو جستجویش را ادامه داد. او چندین سیارک، ستاره‌ی متغیر و حتی یک دنباله‌دار یافت. اما خبری از سیاره‌ی دیگری نشد. پایونیر 10 و 11 و ویجرهای 1 و 2 که به ملاقات اورانوس و نپتون رفتند مشکل مدار آنها را برای همیشه حل کردند. وقتی فضاپیماها از کنار سیاره‌ها می‌گذشتند مقداری شتاب می‌گرفتند. این شتاب مستقیما به جرم سیاره مربوط می‌شود. با اندازه‌گیری این شتاب دانشمندان دریافتند که جرم اورانوس و نپتون را 1 درصد کمتر از جرم واقعی آنها محاسبه کرده بودند. با جایگذاری اعداد جدید مشکل نامنظمی‌های مدار هر دو سیاره برای همیشه حل شد. پس هیچ سیاره‌ای X ای وجود ندارد.


اجرام کوئی‌پر


مقایسه اندازه اجرام بزرگ کمربند کویی پر با زمین

با این همه پلوتون بیش از هفتاد سال بدون مشکل بزرگی یک سیاره بود. ولی همه چیز در پاییز 1380 (2002) تغییر کرد؛ زمانی که اخترشناسان کوآوار را یافتند. از 1992 که اولین جرم در کمربند کوئی‌پر کشف شد تا کنون بیش از 800 جرم در این ناحیه از منظومه‌ی شمسی شناخته شده است. کمربند کوئی‌پر منطقه‌ای است دورتر از مدار نپتون که پیش‌بینی می‌شود شامل هزاران جرم کوچکی باشد که از ابتدای پیدایش منظومه‌ی شمسی به همراه خود سیاره‌ی نپتون به آن محل رانده شده‌اند. هیچکدام از این 800 جسم در حد و اندازه‌های پلوتون و حتی قمرش، کارن، نبودند. ولی کوآوار جسمی با قطر 1260 کیلومتر بود. بی‌شک کوآوار به گروهی از اجرام منظومه‌ی شمسی تعلق داشت که پیش از این نام‌گذاری شده بود: اجرام کمربند کویی‌پر (KBO). مشکل این‌جا بود که پلوتون هم می‌بایست جزء این گروه قرار می‌گرفت. اگر تنها تفاوت پلوتون با دیگر اجرامی کویی‌پر اندازه‌اش بود، کوآوار فقط چند کیلومتر از پلوتون کوچک‌تر بود. سال پیش مسئله برای پلوتون وقتی حیاتی‌تر شد که جرم کوئی‌پر 2003 VB12 (معروف به سدنا، Sedna) پا به خانواده‌ی منظومه‌ی شمسی گذاشت. سدنا از پلوتون بزرگ‌تر بود. مدار سدنا بی‌اندازه کشیده‌تر از مدار پلوتون است طوری که در نزدیک‌ترین فاصله از خورشید به 76 واحد نجومی (AU، هر واحد نجومی فاصله‌ی متوسط زمین از خورشید و تقریبا معادل 150 میلیون کیلومتر است) و در دورترین نقطه‌ی مدارش به فاصله‌ی 526 واحد نجومی از خورشید می‌رسد. به هرحال همین کشف باعث شد تا اخترشناسان به فکر تعیین ماهیت یک سیاره بیافتند.



ماهیت یک سیاره


این اولین باری نبود که اخترشناسان به دنبال تعریفی برای یک سیاره بودند. وقتی ویلیام هرشل در 1781 به دنبال ستاره‌های دوتایی می‌گشت جرمی را در صورت فلکی ثور دید که ابتدا تصور می‌کرد یک دنباله‌دار است. اما مدار این جرم تازه کشف شده بیشتر شبیه مدار سیاره‌ها، دایره‌ای، بود. به زودی همه قبول کردند که جرم تازه سیاره‌ی هفتم منظومه‌ی شمسی است و نامش را اورانوس نهادند. اورانوس یک قانون کهنه را زنده کرد: قانون بده (Bode) که اندازه و فاصله‌ی سیارات از خورشید را بر حسب یک رابطه‌ی ریاضی بیان می‌کند. اخترشناسان تا پیش از کشف اورانوس قانون بده را بی‌معنی می‌پنداشتند(این قانون امروزه ‌هم بی معنی تلقی می‌شود و صرفا از نظر تاریخی اهمیت دارد) ولی اورانوس درست در محلی کشف شد که قانون بده پیش‌بینی می‌کرد سیاره‌ای آنجا باشد. اما در قانون بده یک مشکل وجود داشت، این قانون پیش‌بینی می‌کرد که می‌بایست سیاره‌ای بین مریخ و مشتری وجود داشته باشد، ولی تا آن زمان چنین جرمی کشف نشده بود. پس کاوش‌های بعدی برای کشف این سیاره ادامه یافت، تا این‌که در 1801 درست در همان فاصله‌ی بین مریخ و مشتری سرس (Ceres) کشف شد. بلافاصله این جرم را یک سیاره دانستند. اما یک سال بعد در همان منطقه پالاس کشف شد. چند سال بعد جونو پیدا شد که مداری مشابه مدار دو جرم قبلی داشت. با ادامه‌ی این کشف‌ها ویلیام هرشل پیشنهاد کرد که این اجرام جدید در دسته‌ای جدا از سیارات طبقه بندی شوند. به هرحال حتی سال‌ها پس از مرگ هرشل این طبقه بندی را همه قبول نداشتند. امروزه هزاران سیارک کشف شده است که سرس از همه‌یشان بزرگ‌تر است. دیگر سیارک‌ها صخره‌های سرگردانی هستند که بین مدار مریخ و مشتری دور خورشید در گردشند.


اگر قرار بود همه اجرامی که در منظومه شمسی به دلیل نیروی گرانش خودشان شکلی گرد پیدا کرده اند را سیاره بدانیم ترسیم مدار سیارات منظومه شمسی شبیه این می بود

بار بعد که موضوع تعریف علمی سیاره مطرح شد به طرح وجود کوتوله‌های قهوه‌ای باز می‌گردد. کوتوله‌های قهوه‌ای ستاره‌های نارسی هستند که نه آن‌قدر پرجرم‌اند که یک ستاره باشند، نه آن‌قدر کم جرم که یک سیاره تلقی شوند. موضوع دیگر سیارات فراخورشیدی بودند. ده‌ها جرم سیاره مانند کشف شده‌اند که به دور ستاره‌های دیگر می‌گردند. از نظر اتحادیه‌ی بین‌المللی نجوم یک سیاره‌ی فراخورشیدی جسمی است که:






اجرامی با جرمی کمتر از کمینه‌ی جرم لازم برای آغاز واکنش‌های گرما-هسته‌ای (13 برابر جرم مشتری برای جرمی با ترکیب شیمیایی مشابه) که دور یک ستاره یا بازمانده‌ی یک ستاره می‌گردد. اهمیتی ندارد که این جرم چگونه شکل گرفته است. کمینه‌ی جرم یا اندازه‌ی لازم برای یک سیاره‌ی فراخورشیدی تا یک سیاره تلقی شود همان‌هایی است که برای منظومه‌ی شمسی تعریف می‌شود.


این تعریف مشکلی از ما نمی‌کاهد، باید کمینه‌ها را در منظومه‌ی شمسی خودمان تعریف کنیم. با کشف پلوتون، کوآوار، سدنا و دیگر اجرام کمربند کویی‌پر بار دیگر بحث تعریف ماهیت یک سیاره به زبان‌ها افتاد.اتحادیه‌ی بین‌المللی نجوم مجبور بود که پس از سال‌ها سکوت تعریف جامعی از یک سیاره ارائه دهد. تا همین هفته‌ی پیش (اواخر مرداد 85) تعریف رسمی‌ای از یک سیاره وجود نداشت.


پیش از این مایک براون از MIT یک سیاره را چنین تعریف کرده بود: «سیاره به هر جسمی در منظومه‌ی شمسی می‌گویند که جرمش از مجموع جرم‌های دیگر اجرامی که در مدار مشابه به مدار آن دور خورشید می‌گردند بیشتر است». طبق این تعریف پلوتون سیاره نبود. در پاییز 1385 گروه 19 نفره‌ی اتحادیه‌ی بین‌المللی نجوم (IAU) که به مطالعه درباره‌ی تعریف یک سیاره می‌پرداخت سه گزینه مقابل خود داشت:




  •  سیاره هر جسمی است که به دور خورشید می‌گردد و قطرش بیش از 2000 کیلومتر است


  •  سیاره هر جسمی است که به دور خورشید می‌گردد و شکلش به دلیل گرانشش ثابت است


  •  سیاره هر جسمی است که به دور خورشید می‌گردد و جرم اصلی در منطقه‌اش محسوب می‌شود.

سرانجام مسئله‌ی تعریف سیاره به همایش تابستان 1385 (2006) IAU در پراگ جمهوری چک رسید.



هر جسم گردی یک سیاره نیست


پیش‌نویسی که به جلسه‌ی IAU رسید بیان می‌کرد که یک سیاره جسمی است که به دور خورشید می‌گردد و آن قدر جرم دارد که بر اثر نیروی گرانش خودش شکلی کروی داشته باشد. بر اساس این تعریف کمیته‌ی تعیین ماهیت سیارات پیشنهاد کرده‌بود که سرس، پلوتون و قمرش کارن و سدنا در فهرست سیارات منظومه‌ی شمسی قرار بگیرند. به این ترتیب تعداد سیارات به 12 عدد می‌رسید. (ببینید: منظومه شمسي با ۱۲ سياره) مشکل همین‌جا تمام می‌شد اگر منظومه‌ی شمسی هیچ جسم دیگری نداشت. ولی پیش‌بینی می‌شود که بیش از 200 جرم در کمربند کویی‌پر وجود دارد که همگی گرد اند. فکرش را بکنید چه کسی می‌توانست نام تمامی سیارات منظومه‌ی شمسی را از حفظ باشد.


در نهایت این نظر مورد موافقت همه‌ی اعضا قرار نگرفت و در جلسه‌ی IAU 474 نفر از اخترشناسان درباره‌ی ماهیت یک سیاره و آن‌چه که یک سیاره را از صخره یا اجرام ریز منظومه‌ی شمسی متمایز می‌کند رأی دادند و تصمیم گرفتند به جای این‌که ده‌ها جرم دیگر را به فهرست سیارات منظومه‌ی شمسی وارد کنند، فقط پلوتون بیچاره را از مقامش عزل کنند. نتیجه‌ی رأی گیری این شد که تمام اجرام منظومه‌ی شمسی به سه دسته تقسیم شدند:




  • سیارات: یک سیاره جسمی آسمانی است که 1. در مداری به دور خورشید بگردد 2. به قدر کافی جرم داشته باشد تا به تعادل هیدرواستاتیکی برسد (یعنی شکلی گرد داشته باشد) 3. منطقه‌ی اطراف مدارش را پاک کرده باشد.


  • سیارات کوتوله: یک سیاره‌ی کوتوله جسمی آسمانی است که 1. در مداری به دور خورشید بگردد 2. به قدر کافی جرم داشته باشد تا به تعادل هیدرواستاتیکی برسد (یعنی شکلی گرد داشته باشد) 3. منطقه‌ی اطراف مدارش را پاک نکرده باشد 4. یک قمر نباشد.


  • اجرام کوچک منظومه‌ی شمسی: هر جسم دیگری که در دسته‌بندی‌های گفته شده جای نگیرد یک جرم کوچک منظومه‌ی شمسی محسوب می‌گردد.

بنابراین هشت سیاره‌ی منظومه‌ی شمسی: عطارد، زهره، زمین، مریخ، مشتری، زحل، اورانوس و نپتون هستند.
پلوتون یک سیاره‌ی کوتوله است. و از این پس به اجرام فرانپتونی (اجرامی که در مدارهایی اطراف یا دورتر از نپتون به دور خورشید می‌گردند، چه سیاره‌ی کوتوله باشند مثل سدنا یا چه جرم کوچک منظومه‌ی شمسی) اجرامی پلوتونی گفته می‌شود. ببینید: منظومه هشت سیاره ای ما



تردیدها



این تعریف جدید برای برخی اخترشناسان چندان خوش‌آیند نیست. مدیر پروژه‌ی افق‌های نوی ناسا در میان این افراد است. آنها عقیده دارند که معنی «پاک کردن منطقه‌ی اطراف مدار» که ویژگی سوم یک سیاره است چندان واضح نیست. فرضیه‌ی شکل‌گیری سیارات بیان می‌کند، نیروی گرانش یک سیاره یا یک پیش‌سیاره (سیاره‌ای در حالت شکل‌گیری) با گذشت منطقه‌ی اطراف مدارش را جاروب می‌کند. با صدها بار گردش سیاره به دور ستاره‌ی اصلی سیاره دیگر تمامی اجرام منطقه‌ی اطراف مدارش را یا جذب می‌کند یا به آنها آن‌قدر شتاب می‌دهد که از آن ناحیه می‌گریزند.


طبق تعریف سیاره وقتی منطقه‌ی اطراف مدارش را جاروب کرده است که هر جرم دیگری در آن منطقه یا قمر سیاره باشد یا تحت کنترل نیروی گرانش آن سیاره قرار داشته باشد. برای مثال سیارک‌های گروه تروجان همگی در مدار مشتری به گرد خورشید می‌گردند ولی همه‌ی آنها تحت کنترل جاذبه‌ی مشتری اند. اجرام پلوتونی (طبق تعریف جدید IAU همان اجرام فرانپتونی) تحت تأثیر گرانش نپتون هستند، بنابراین نپتون یک سیاره است و ماه زمین (که هم گرد است و هم دور خورشید می‌گردد) قمر یک سیاره دیگر (زمین) است، پس یک سیاره نیست.


درباره‌ی گردی یک سیاره هم تردیدهایی وجود دارد. تصمیم‌گیری درباره‌ی این‌که چه اجسامی گرد اند یا چه اجسامی بر اثر نیروی گرانش خودشان شکل گرد پیدا کرده‌اند کار ساده‌ای نیست. به نظر نمی‌رسد ویژگی‌های فیزیکی ساده‌ای مثل جرم، اندازه یا چگالی کمکی به دسته‌بندی اجرام گرد بکنند. چون برای مثال سیارک پالاس با چگالی 2.9 گرم بر سانتیمتر مکعب شکلی نامنظم دارد ولی قمر انسلادوس با چگالی 1.61 گرم بر سانتیمتر مکعب نه تنها گرد است، بلکه کروی است.


با این همه مصوبه‌های اتحادیه‌ی بین‌المللی نجوم منبع اصلی کتاب‌ها و مقالات علمی است. اگر احساس می‌کنید چیزی در دنیا تغییر کرده و سر جایش نیست، بله درست فکر می‌کنید. از دوم شهریور 1385 پلوتون پس از 76 سال دیگر عضو منظومه‌ی شمسی نیست. از این پس منظومه‌ی شمسی هشت سیاره دارد.


 


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 | بازديدها: |

Stellarium 8.1
  این برنامه نشان دهنده ی طلوع و غروب سیارات و صور فلکی با گرافیکی بسیار زیبا واقعا ارزش دانلود داره

size: 18.85 mb

دانلود



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 | بازديدها: |

Cartes du Ciel Sky Charts
نرم افزاری با توانایی بسیار بالا در شبیه سازی آسمانی زیبا که امکانات بسیار زیادی دارد و قابل مقایسه با نرم افزارهایی همچون Starry Night است.

اطلاعات بیشتر: http://www.stargazing.net/astropc/index.html

      Size (Small Version): 3.9 MB

      Size (Full Version): 14.9 MB

با تشکر فراوان از آقای علی رضااسکندری

منبع:http://astronomy-software.blogfa.com



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: شنبه هفتم بهمن 1385 | بازديدها: |

دنباله‌دارها مولکول‌های پیش‌حیاتی دارند
سلام بچه ها فرارسیدن عاشورای حسینی را به تمام دوستان خوب خودم تسلیت می گم

 

 

 



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: سه شنبه سوم بهمن 1385 | بازديدها: |

ماه، گذشته و آينده ما
سلام بچه ها امید وارم که در امتحاناتون موفق  شده باشید

و شب های رصدی خوبی رو پشت سر گذاشته باشید (ما که تو همدان یخ کردیم فعلا)

ماه، گذشته و آينده ما

 

يك ديد كلي از آنچه درباره ماه مي دانيم و  سيري را كه براي آموختن درباره آن طي كرديم و اينكه چگونه ممكن است تا بيشتز در مورد آن بدانيم :

رومي ها آن را Luna و يوناني ها آنرا Selene  و Artemis مي ناميدند.

ماه از دوران قبل تاريخ براي مردم شناخته شده بود زيرا ماه دومين شي  پر نور بعد از خورشيد در آسمان شب است.

ماه پيوسته در حال حركت و چرخش است براي  همين فضاي بين ماه و زمين و خورشيد در حال تغيير است  و در طول يك ماه فازهاي مختلفي از ماه را در آسمان مي بينيم زمان پي در پي ماه جديد 29.5 روز (709 ساعت) است كه كمتر از زمان چرخش ماه به دور زمين است يا به عبارتي زمان حركت وضعي و انتقالي ماه تقريبأ يكسان است، به خاطر همين ما هميشه يك طرف ماه را مي بينيم البته به خاطر اختلاف زماني بين حركت وضعي و انتقالي گاهي اوقات ماه كمي از گوشه شرقي خود را به ما نشان مي دهد.

به دليل اندازه و تركيبات سازنده ماه بعضي اوقات ماه جزء  سيارات خاكي طبقه بندي مي شود مانند عطارد ، ونوس ، زمين و مريخ. ماه اولين بار توسط كاوشگر Luna 2 شوروي در سال 1959 مورد بررسي و كاوش قرار گرفت.

ماه تنها شي فرا زميني است كه پاي بشر به آن رسيده ، اولين فرود آن در  20جولاي 1969 توسط سفينه Apollo 11 بوده و اولين افرادي كه پا بر روي خاك ماه گذاشته اند         Neil Armstrong   و Edwin Aldrin  بوده اند ، و آخرين آن در December  1972  بوده است!

ماه تنها جسمي است كه شباهت بسياري به زمين دارد زيرا اصليت آن به زمين بر مي گردد. ماه در سال 1999 به وسيله يك اكتشافگر ماه (Clementine) به صورت گسترده و پهناور نقشه برداري شد.

ماه داراي نيروي جاذبه اي برابر 6/1 زمين دارد (يعني فردي كه 60  كيلوگرم بر روي زمين وزن دارد در ماه فقط 10 كيلوگرم ميباشد!) و همچنين يك نيروي جاذبه ميان ماه و زمين هم وجود دارد كه باعث بوجود آمدن برخي اثرات مفيد در زمين شده است كه از آشكارترين آنها جزر و مد دريا هاست كشش جاذبه ماه بر روي زمين به طرفي كه نزديك تر است قويتر اعمال مي شود و درياها و اقيانوس ها هنگام مد به طرف ماه كشيده مي شوند بدين ترتيب از نظر ساكنان زمين در سطح زمين دو برامدگي وجود دارد يكي آن قسمت كه رو به ماه است( برآمدگي محدب) و ديگري طرف ديگر زمين (برامدگي مقعر)! اثر كشش ماه بر روي آب بيشتر از خاك و اجسام جامد است به همين دليل برامدگي روي اقيانوس ها مشهود تر است.

به دليل سرعت بيشتر زمين نسبت به ماه اين قوس بوجود آمده در طول زمين حركت مي كند و اين پديده باعث به وجود آمدن دو جزر و مد در هر شبانه روز مي شود (اين ساده ترين و طبيعي ترين مدلي است كه مي شود در مورد جزر و مد دريا ها پيشنهاد كرد).

اما زمين كاملأ از آب ساخته نشده است. چرخش زمين هم باعث بوجود آمدن فشار و نيرو بر سطح زيرين ماه مي شود و ماه را به سمت خود مي كشد. نيروي بين ماه و زمين مطلقأ در راستاي يك خط نيست و اين نيرو باعث بوجود آمدن يك گشتاور بين ماه و زمين مي شود كه اين گشتاور به حركت ماه شتاب مي دهد و همچنين اين اثر باعث كاهش سرعت چرخش زمين در حدود (1.5 ميلي ثانيه در هر 100 سال )و همچنين باعث بالابردن مدار ماه در حدود 3.8 سانتي متر در هر سال مي شود (مخالف اين اثر براي قمرهايي با مدار غير عادي همچون Phobos و Triton اتفاق مي افتد).

يكي از اثرات طبيعي جاذبه ماه و زمين كاهش سرعت چرخش زمين است ، در زمان هاي خيلي دور اين اثر متقابل بوده است يعني سرعت چرخش ماه توسط زمين و سرعت چرخش زمين توسط ماه كاهش پيدا مي كرده و اين پديده در آن زمان بسيار قويتر و مؤثرتر از الأن بوده است.ولي هم اكنون ديگر سرعت چرخش ماه تغيير نمي كند و گشتاور خارج از مركز بر روي ماه وجود ندارد و موقعيت ماه ثابت است.(پس ما براي هميشه يك روي ماه را خواهيم ديد ) ولي اين گشتاور هنوز بر روي زمين اعمال مي شود و همواره سرعت آن را كاهش مي دهد اين پديده بر روي بيشتر قمرهاي منظومه شمسي وجود دارد . سرانجام چرخش زمين آنقدر كاهش مي يابد كه با دوره ماه مطابق شود همانند موردي كه براي Charon و Pluto  وجود دارد.

مدار ماه  كاملأ دايره اي نيست و گريز از مركزي برابر 0.0549= e دارد (ولي خيلي شبيه دايره است) براي همين ماه اندكي از قسمت مخفي خود را به ما نشان مي دهد ولي قسمت اعظم پشت ماه تا سال 1959 ناشناخته بود كه در همان سال با كاوشگر Luna 3  شوروي مورد بررسي قرار گرفت و عكسهاي زيادي از آن طرف ماه به زمين ارسال شد        ( توجه شود كه هيچ مكاني از ماه تاريك نمي ماند و تمام ماه نور خورشيد را دريافت مي كند (به استثناي دهانه هاي عميق نزديك قطب) . در گذشته به بخشهاي  غير قابل رويت ماه "سرزمين سياه" مي گفتند. واژه سياه به مكانهاي ناشناخته نسبت داده مي شد ( مانند آفريقاي سياه در گذشته)  كه البته ديگر اين كلمه معني خود را از دست داده است).

 ماه هيچ جو يا اتمسفري ندارد اما مدركي از Clementine نشان داد كه ممكن است مقداري آب يخ زده در دهانه هاي عميق نزديك قطب جنوب ماه وجود داشته باشد ، و بعدأ كاوشگرهاي ديگر ماه وجود آب را در قطب شمال را هم تأييد كرد (يكي از مشكلات بشر براي سفرهاي فضايي نبودن جاذبه ميان سيارات است ، بخاطر همين دانشمندان در صدد بوجود آوردن جاذبه در سفينه هاي فضايي شدند و تنها راه بوجود آوردن جاذبه چرخاندن سفينه است . براي چرخاندن سفينه به يك بالن عظيم به دورآن و مقدار زيادي گاز احتياج داريم دانشمندان اعتقاد دارند كه مي توانند از آب موجود در ماه بري اين موضوع و باد كردن بالن و چرخاندن آن استفاده كرد).NASA قصد دارد براي تحقيقات بيشتر در سال 2008 يك ماه نورد به ماه بفرستد.

ماه از سه قسمت جبّه ((Mantle ، پوسته (Crust) و هسته (Coreتشكيل يافته است .

متوسط ضخامت قسمت پوسته ماه 68Km است كه از 0Km در زير Mare Crisium تا 107Km در شمال ( دهانه Korolev ) تغيير مي كند.

پايين تر از Crust ،Mantle و شايد يك هسته كوچك وجود دارد (تقريبأ 340Km شعاع و 2% جرم ماه ). بر خلاف زمين داخل ماه زياد فعال نيست و جالب اينكه هسته ماه در مركز هندسي آن قرار ندارد و انحراف آن در حدود 2Km در جهت رو به زمين است . و همچنين قسمت Crust آن هم در طرف رو به زمين نازك تر است.

سطح ماه از 2 قسمت تشكيل يافته يكي كوهستان ها و دهانه هاي آتشفشان هاي قديمي و ديگري سطح صاف و جوان Maria ( كه در حدود 16% سطح ماه را تشكيل مي دهد كه بيشتر از مواد مذاب مايع خارج شده از دهانه هاي آتشفشان ها ساخته شده است ). بيشتر سطح ماه پوشيده از Regolith (سنگ پوش) است كه مخلوطي از خاك نرم و خرده سنگلاخ ها است كه از برخورد شهاب ها بر سطح آن به وجود آمده است. به خاطر برخي دلايل ناشناخته Maria در قسمت رو به زمين ماه بيشتر است.

بيشتر دهانه هاي رو به زمين ماه را به نام دانشمندان معروف از قبيل كپرنيك ( ، ،(Copernicus تيكو براهه (Tycho) كه در شكل زير آن را مي بينيد و بطلميوس Ptolemaeus ناميده شده است. ولي طرف ديگر ماه به دليل ناشناخته بودن نام هاي جديدتري را به خود اختصاص داده است كه از آن جمله Apollo ,Gagarin , Korolev را مي توان نام برد. بعلاوه ماه داراي بزرگترين اثر برخورد در منظومه شمسي است كه در قطب جنوب آن قرار دارد نام آن Aitken است و قطري معادل 2250Km (يعني مي توان به راحتي ايران را در آن جا داد !) و عمقي معادل 12km دارد. و همچنين دهانه باشكوه حلقه اي Orientale در قسمت غرب ماه جزء دهانه هاي بزرگ به شمار مي رود .

حدود 382Kg سنگ و خاك نمونه از ماه توسط Apollo & Luna به زمين آورده شده است اين عمل باعث روشن شدن جزئيات بيشتري از ماه براي ما مي شود و به دانش ما از ماه مي افزايد. حتي امروز بعد از 30 سال از آخرين فرود بر سطح ماه دانشمندان بر روي نمونه هاي آورده شده از سطح ماه مطالعه مي كنند . بيشتر صخره هاي روي سطح ماه به نظر مي آيد كه بين 3 تا 4.5 بيليون سال سن داشته باشند كه سن اين صخره ها با سن بعضي از صخره هاي كمياب زمين كه بيش از 3 بيليون سال سن دارند يكي است بنابراين ماه مي تواند مدركي براي تاريخ ابتدايي منظومه شمسي باشد چيزي كه بر روي زمين قابل بررسي ودر دسترس نيست . مطاله نمونه هاي اولي Apollo هيچ نشانه اي را درباره اصل و بنياد و پيدايش ماه نداد .

سه نظريه براي پيدايش ماه وجود دارد :

1.                     به وجود آمدن ماه و زمين در كنار هم و شكل گيري اين دو از سهابي خورشيدي.

2.                     شكافت زمين و قسمت شدن آن و سرانجام به وجود آمدن قسمت كوچك ماه و قسمت بزرگ زمين.

3.                     افتادن ماه در جاذبه زمين و انتقال آن از جايي ديگر به اطراف زمين.

هيچ يك از اين نظريه ها خيلي خوب نيستند.

اما اطلاعات جديد و به تفصيل از صخره هاي ماه يك ضربه و برخورد را نشان مي دهد.در اثر برخورد جسم عظيمي (به بزرگي مريخ يا بيشتر) به زمين قطعه اي به اندازه ماه از زمين جدا شده و ماه شكل گرفته است.البته بايد جزئيات بيشتري مورد بررسي قرار گيرد ولي هم اكنون اين بهترين و مورد قبول ترين نظريه در عموم مردم است.

ماه هيچ ميدان مغناطيسي در اطراف خود ندارد ولي برخي از صخره هاي آن خاصيت مغناطيسي دارند كه نشان مي دهد زماني ماه داراي ميدان مغناطيسي در اطراف خود بوده است ، با هيچ اتمسفر و هيچ ميدان مغناطيسي سطح ماه در معرض مستقيم بادهاي خورشيدي قرار مي گيرد بيشتر از 4 بيليون سال از سن ماه سطح آن در معرض برخورد بادهاي خورشيدي بوده است و يون هاي ساطع شده از خورشيد در Regolith جاي گرفته اند بنابراين خاك ماه مي تواند منبع با ارزشي براي مطاله بادهاي خورشيدي باشد.

 

يا حق

تهيه و تنظيم : آقای مشهدي

ترجمه شده از سايت The Moon



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: شنبه سی ام دی 1385 | بازديدها: |

هفت انگیزه برای فتح مریخ
سلام بچه ها من دوباره اومدمامیدوارم که از نبود من کمال استفادرو برده باشید

 

در این نوشتار به بازبینی هفت انگیزه برای فتح سیاره ی سرخ می پردازیم. 
 

هفت انگیزه برای فتح مریخ

انگیزه نخست: همانندی مریخ و زمین

در آغاز مطلب جالب است بدانید که سیاره ی سرخ دارای آب یخ زده در دو کلاهک قطبی است.همچنین مدارک علمی در دست دانشمندان گواه آن است که در روزگاران دور و شاید در دوران اخیر، آب به شکل مایع بر سطح آن جاری بوده است.نشانه های فرسایش در شیب کوه ها و دهانه های آتشفشانی در مریخ کاملا یادآور پدیده های جغرافیایی در زمین است و این ها همه نشانه هایی است از این که این سیاره ی خاموش، روزی زنده و باطراوت و شاید پذیرای حیات فرا زمینی بوده باشد.

 

 

در این تصویر که توسط مدارگرد نقشه بردار سراسری مریخ گرفته شده،رسوباتی را مشاهده می کنید که کاملا مانند پدیده های سطح زمین است.

و حال داده هایی کلی درباره ی کره ی مریخ یا بهرام.یک روز در این سیاره برابر 24.5 ساعت و اندازه ی آن یک سوم زمین است.البته نگران کوچک بودن آن نباشید چون سطح مریخ برابر سطح 7 قاره ی خشک بر روی زمین می باشد! جاذبه ی آن نیز حدودا 3 مرتبه کمتر از سیاره ی خودمان است.البته این کشش برای راه رفتن بر روی سطح مریخ بس است.توجه داشته باشید که این جاذبه ی کم، برتری بزرگی برای موشک های فضایی است بدین گونه که با کم بودن سرعت گریز، پرواز موشک از سطح مریخ با صرف انرژی کمتر و در پی آن با هزینه ی کمتری انجام خواهد شد.یقینا مانند این پدیده را در ماه نیز مشاهده کرده اید، وقتی که آپولو ماه را به مقصد زمین ترک کرد، انرژی کمتری به کار برد تا پرتاب از سکوی پرواز در زمین.

جاذبه ی کمتر در مریخ مزایای دیگری هم دارد. برای نمونه، ترابری مصالح برای شهر سازی در مریخ آسان تر خواهد بود.فواید زندگی در این شرایط هنوز ناشناخته است ولی پیش بینی می شود که این مساله برای بهبود ورم مفاصل و درد کمر سودمند واقع شود.شاید در آینده به جای چشمه های آب گرم سرعین، به بکارگیری پیرامون مریخ برای درد مفاصل متوسل شویم! همچنین پیش بینی می شود که نوزادان زاده شده در مریخ بلندقد تر از ما خواهند بود. پس بهتر است هیچ گاه با پسر عموی مریخی خود بسکتبال بازی نکنید!

همانندی دیگر مریخ با زمین در حرکت دورانی این دو سیاره است. مقدار انرژی گرمایی که به مریخ می رسد تا اندازه ای با زمین یکسان است و اگر این سیاره دارای جوی فشرده تر می بود؛ بی گمان آب و هوایی همانند زمین داشت. دمای بهرام هم اکنون بین 140- تا 20 درجه ی سانتیگراد می باشد.با وجود این سرما، هنوز هم مریخ بهترین مکان برای آدمی به شمار می آید، البته پس از زمین!

انگیزه دوم: راز های پنهان در سیاره ی سرخ

با همانندی هایی که اشاره شد بعید به نظر نمی رسد که حیات باکتریایی یا چیزی همانند آن در بهرام موجود باشد.برخی بر این باورند که وایکینگ آثاری از حیات را در سال 1976 به زمین مخابره کرده است.برخی نیز مدعی اند که ما شواهدی از حیات را در شهاب سنگ هایی که از مریخ آمده اند یافته ایم.مریخ پیماها نیز به نوبه ی خود در این راستا پژوهش کرده اند ولی بی گمان تنها راه برای اطمینان کامل، فرود آدمی بر سطح مریخ خواهد بود.تمام دانشمندان در این موضوع هم فکر هستند که توانایی آدمی در مشاهده ی کلی سطح مریخ و گزینش محل آزمایش و موشکافی داده ها با ربات ها قابل سنجش نیست.با کشف حیات در مریخ ما می توانیم پاسخ بزرگترین سوالات آدمی را بیابیم. پرسش هایی از قبیل: آیا ما در جهان تنها هستیم؟ به راستی بنیاد و ریشه ی حیات چیست؟ شرایط مناسب برای نجات حیات در کیهان چه می باشد؟

مطالعه ی بهرام از دیدگاه زمین شناختی هم بسیار جالب خواهد بود. بی گمان سطح مریخ بسیار کهن تر از سیاره ی ماست؛که این مطلب به شناخت چگونگی رشد و تغییر سیارات کمک شایانی خواهد نمود.افزون بر آنکه عوارض موجود بر سطح مریخ بسیار شگفت انگیز تر از زمین ماست زیرا که بزرگترین دره ها و آتشفشان های موجود در دستگاه خورشیدی، در سیاره ی سرخ جای گرفته اند.

انگیزه سوم: کمک به همبستگی زمین

نمایی از آیدا 243 ،در سمت چپ و ماه کوچک آن داکتیل، در سمت راست که توسط کاوشگر گالیله ی ناسا کشف شد.

همچنین این سیاره دارای مقدار قابل توجهی دوتریوم می باشد.دوتریوم یک ایزوتوپ پایدار هیدروژن است که یک میلی لیتر از آن انرژی برابر 20 تن زغال سنگ ایجاد می کند.در مریخ مقدار قابل توجهی هم فلزات کمیاب همانند پلاتینیوم، زر و نقره موجود است.ترابری این مواد از مریخ به زمین آسان خواهد بود.البته خرده سیارات اطراف بهرام نیز بسیار باارزش هستند. برای نمونه داکتیل، ماه خرده سیاره ی آیدا، با قطر 1.4 کیلومتر ،از تمامی آهنی که آدمی تاکنون در کره ی زمین بهره گیری کرده، بیشتر آهن دارد

جالب است بدانید که داکتیل نخستین ماه یک خرده سیاره بود که کشف گردید و کاوشگر گالیله آن را برای نخستین بار در سال 1993 یافت.منابع طبیعی این خرده سیارات می تواند در نزدیکی مریخ استخراج گردد و با هزینه ای اندک از این سیاره به زمین فرستاده شود

انگیزه پنجم: مکان سیاره

می دانیم که از دید مسافت، بهرام نخستین سیاره پس از زمین در دستگاه خورشیدی است و به طور تخمینی، نزدیک به زمین به شمار می آید.همچنین آن قدر به خورشید نزدیک هست تا از نور و گرمای آن بهره مند گردد.البته به اندازه ی کافی هم از خورشید دور هست تا از دگرگونی های گرمایی خورشید در امان بماند زیرا که ما هنوز کاملا از چرخه ی دراز مدت گرمایی خورشید آگاه نیستیم و در صورت بروز خطر برای زمین، مریخ می تواند پناهگاه خوبی برای آدمیان باشد.

انگیزه ششم: خانه ی دومی برای آدمی

مریخ می تواند یک نقشه ی پشتیبان برای نگهداری نسل آدمی در مواقع خطر باشد.با مطالعه ی تاریخ حیات بر سطح کره ی زمین مشاهده می کنیم که هر چند میلیون سال، گونه های حیات بدست شهاب سنگ ها و عوامل طبیعی دیگر تهدید شده اند.یک سیارک با قطر داکتیل که در مورد چهارم اشاره کردم توانایی آن را داراست تا ما را برای همیشه از سطح زمین بزداید.با نگرش بر آنکه زمان وقوع چنین فاجعه ای پیش بینی کردنی نیست؛ بهتر است خانه ی دوم خود، یعنی سیاره ی سرخ را برای روز مبادا آماده سازیم.

فرود آدمی بر سطح مریخ در آینده ی نزدیک، چندان دور از ذهن نیست.ولی پرسش اینجاست که آیا این مهاجرنشین قادر به برآوردگی همگی نیاز های خود خواهد بود و یا اینکه وابسته به سیاره ی مادر، یعنی زمین، باقی خواهد ماند؟ البته زمانی فرا خواهد رسید که مردمان مریخ برای نیازمندی های نخستین برای ادامه ی زندگی دیگر متکی بر زمین نخواهند بود.ولی آیا این بدان معناست که حیات با همه ی شگفتی ها و گوناگونی های بی مانندی که در زمین می شناسیم در مریخ وجود خواهد داشت؟ ممکن است بتوانیم خوراک مورد نیاز خود را در گلخانه های مصنوعی کشت کنیم ولی به راستی پرندگان، آبزیان، حیوانات وحشی،رود های خروشان و اقیانوس های مواج چه می شوند؟! آیا ما محکوم به ترک این شگفتی های زمین هستیم؟ شاید خیر! اینجاست که طرح زمینی سازی مریخ می تواند فروغ امیدی باشد برای نگهداری زیستگاه ها و شاید گسترش آن در گیتی.

فتح جهانی مریخ خواهد توانست دروازه ای نو به سیاست کشورها بگشاید.البته این درست است که هم اکنون زمین ما آرمان شهر شاعران نیست و شوربختانه، سیاست جنگ هنوز هم جریان دارد. ولی اگر خوب بیاندیشید، آدمی هیچ گاه به اندازه ی حال مستعد چنین رخدادی نبوده است.کشور های جهان قابلیت آن را دارا هستند که با همکاری مشترک، دروازه های فضا را بر روی آدمی بگشایند.برای نمونه، ایستگاه فضایی جهانی می تواند نمونه ای از این توان بنهفته باشد. تصور کنید کشمکش های جهانی پایان یابد و دستیابی به مریخ یک هدف جهانی گردد. نه تنها هدفی برای آمریکا،روسیه یا کشورهای دیگر، بلکه هدفی والاتر برای تمامی نوع بشر. حتی اگر فتح نخستین به دست یک کشور انجام گیرد باز هم مریخ برای همه ی انسان هاست.به دلیل شرایط خاص مریخ، محدودیت های دیرینه ی زمین در آنجا دستورفرما نخواهد بود. کیست که بتواند مانع کوچ زمینیان به مریخ گردد؟ چه بسا حتی مفهوم کشور ، تنها ویژه ی سیاره ی خودمان باشد و مفهوم نگهداری قلعه و سلطنت به تاریخ بیپوندد. پس چه زیباست که همگی انسان های جهان، دست در دست هم دهیم به مهر، مریخ خویش را کنیم آباد!

انگیزه چهارم: ارزش اقتصادی

سیاره ی مریخ از دید اقتصادی هم بسیار گرانبهاست.اگر سطح آن را در نظر بگیریم؛ مریخ با مساحت 144 تریلیون متر مربع به همان اندازه دارای فضاست که زمین خشکی دارد.مزایای چنین زمین گسترده ای از جوانب گوناگون کاملا روشن است.می توانید از پدربزرگتان بپرسید که در گذشته زمین متری چند بوده و آن را با قیمت روز بسنجید!ولی جدای از شوخی، به راستی این زمین بکر در مریخ، از دید سکونتی، صنعتی، اقتصادی و مانند آن، بسیار پربهاست.

 

زمینی سازی مریخ، فرآیندی تدریجی خواهد بود .در این تصویر تکامل این فرآیند را در چهار مرحله مشاهده می فرمایید.در انتهای فرآیند زمینی سازی، مریخ دیگر سیاره ای سرخ نخواهد بود و مانند زمین آبی رنگ خواهد شد.

همانگونه که از نام آن برمیاید ((زمینی سازی)) طرحی بلند پروازانه برای همانند ساختن پیرامون بهرام یا هر سیاره ی دیگر به زمین است.این ایده نخست بدست اخترشناس و مروج علوم نامی، کارل ساگان مطرح گردید.طرز کار آن بدین گونه است که آینه هایی در مدار مریخ قرار خواهند گرفت و نور خورشید را بر سطح سیاره متمرکز خواهند نمود.با گرم تر شدن سیاره، یخ های موجود در آن ذوب می گردد و با پایه ریزی شدن جوی فشرده تر، محیطی دلخواه تر برای آدمی به ارمغان می آورد.البته اجرای چنین کاری از دید مهندسی بسیار پیچیده و با پیشرفت آهسته و تدریجی خواهد بود.

انگیزه هفتم: چالشی برای آدمیان

 

بی گمان فتح و اسکان در سیاره ی سرخ، دشوارترین کاری خواهد بود که آدمی تاکنون با آن دست و پنجه نرم کرده است؛ درست همانند ساخت پل های سترگ یا آسمان خراش های بلند بالا، تسخیر مریخ نیز چالشی بزرگ برای آدمی و نمود رشد و پیشرفتی شگرف برای این گونه به شمار می آید.رویای زندگی در مریخ دیگر یک داستان علمی تخیلی نیست و ما می توانیم با فناوری امروز کار را آغاز کنیم.به نظر من، حتی اگر شش انگیزه ی پیشین وجود نداشت، تنها همین یک انگیزه کافی بود برای تسخیر این سیاره! ما مریخ را فتح خواهیم کرد نه تنها برای سود جستن از منابع و فواید آن، بلکه برای دشوار بودن و رویایی بودن آن، تا نشان دهیم که آدمی تواناست تا مرزهای گیتی را درنوردد و فهم و بینش خود را در سراپرده ی هستی گسترده سازد.به امید آن روز...

 

 

نقل از پارس اسکای



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: سه شنبه بیست و ششم دی 1385 | بازديدها: |

 

  p11.jpg

آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد. پروفسور محمد حسابي



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: شنبه نهم دی 1385 | بازديدها: |

سری جدید راکت سایوز فرگات،
 سری جدید راکت سایوز فرگات، نخستین ماموریت خود را با پرتاب تلسکوپ فضایی کوروت

(COROT) به فضا آغاز کرد. کوروت به دو منظور طراحی شده است؛ نخست بررسی بخش های اسرار آمیز دورنی ستارگان، دوم جستجو برای سیارات فرا خورشیدی. 

 
 

روز چهار شنبه 27 دسامبر سال جاری میلادی، راکت سایوز 2- 1بی ساعت 14:23 دقیقه (به وقت گرینویچ) از پایگاه فضایی بایکانور قزاقستان به فضا پرتاب شد و پس از پنجاه دقیقه با موفقیت در مدار زمین قرار گرفت.

سایوز 2 –1بی (2-1b) نخستین نمونه از پرتاب کننده های روسیه می باشد که از ویژگی های منحصر به فردی همچون نسل سوم موتور های قدرتمند و سیستم هدایت دیجیتالی بهره می برد.از این پس مرکز فضایی گیانا در ایالات متحده نیز از پرتاب کننده های سایوز استفاده خواهد نمود.

 

کوروت ( COROT)

 

تلسکوپ فضایی کوروت یا همان چرخش همرفتی و گذر سیاره ای (Convection Rotation and Planetary Transits) متعلق آژانس فضایی ملی فرانسه (CNES) می باشد. ایده ساخت این تلسکوپ فضایی برای نخستین بار در سال 1996 میلادی توسط همین آژانس مطرح گردید و در سال 1999 از سوی شرکای اروپایی مورد موافقت قرار گرفت.سرانجام در سال 2000 ساخت آن توسط آژانس فضایی ملی فرانسه آغاز گردید و هم اکنون ماموریت آن با همکاری آژانس فضایی اروپا (ESA) و سایر کشور های اروپایی از جمله اتریش ، بلژیک، اسپانیا و آلمان  پیش می رود.

 

 
نمایی خیالی از تلسکوپ فضایی کوروت(COROT)

 

چرخش همرفتی مربوط به قسمت نخست این ماموریت پیرامون توانایی ماهواره کوروت در بررسی بخش های دورنی ستارگان می باشد.این ماهواره با بررسی دقیق میزان درخشندگی ستارگان به اندازه گیری امواج صوتى که در اطراف سطح ستارگان ایجاد می شود، می پردازد.هنگامی که چنین امواجی در بخش های درونی ستارگان ایجاد می شوند، موج هایی را به سطح گسیل می کنند که باعث نا همواری در سطح ستارگان خواهند شد. بدین ترتیب دانشمندان قادر خواهند بود با بهره گیری از روش اختر لرزه شناسى ،جرم دقیق ستارگان را محاسبه نمایند.

 

گذر نیز به بخش دیگری از ماموریت اختصاص دارد؛ جستجوی سیارات فرا خورشیدی.هنگامی که سیاره همدم از مقابل ستاره مادر می گذرد، اندکی از درخشش ستاره کاسته خواهد شد، این امر دانشمندان را قادر می سازد  تا با بررسی میزان درخشندگی ستارگان و تغییرات آنها به وجود سیارات فرا خورشیدی پی ببرند. تلسکوپ 30 سانتی متری کوروت قادر خواهد بود بیش از 120 هزار ستاره و همچنین گذر سیارات اطرافشان را مشاهده کند. تلسکوپ فضایی کوروت در طی ماموریت دو سال و نیم خود ،دانش ما را نسبت به این سیارات افزایش خواهد داد. در حالی که بسیاری از سیاراتی که توسط کوروت آشکار خواهند شد، مشتری گون داغ می باشند، هنوز تعداد سیارات سنگی (در ابعاد زمین) مشخص نیست.اگر چنین اجرامی کشف شوند، با دسته جدیدی از سیارات روبرو خواهیم بود.

 

آژانس فضایی اروپا با ساخت و نصب اپتیک تلسکوپ در مرکز ماهواره و هم چنین انجام آزمایشات پیرامون حداکثر بازده آن، در پیشبرد این پروژه نقش اساسی داشته است.

در حالی که سپر(صفحه منعکس کننده) این تلسکوپ توسط تیمی از مرکز فنى آژانس فضایی اروپا ساخته و توسعه داده شده ، مسئولیت ساخت دستگاه پردازشگر داده ها نیز بر عهده اسا بوده است.دانشمندان و متخصصان دیگری نیز از اقصا نقاط اروپا از جمله دانمارک، سوئد، انگلستان و پرتقال با این پروژه همکاری داشته اند و متعاقب آن مجاز به استفاده از داده های تلسکوپ فضایی کوروت می باشند.

 

برای دستیابی به اطلاعات بیشتر پیرامون این ماموریت به آدرس زیر مراجعه نمایید:

 

http://www.cnes.fr/corot_en/

 



 منبع  ESA
 از مجموعه   فضا و ماهواره ها


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: شنبه نهم دی 1385 | بازديدها: |

آب در شکل مايع بر سطح مريخ جاری شده است.
ناسا اعلام کرد شواهد "قانع کننده ای" يافته است دال بر آنکه آب در شکل مايع آن اخيرا بر سطح مريخ جاری شده است.  


اين يافته بر وزن نظريه هايی که می گويد مريخ احتمالا دارای شرايط لازم برای پيدايش حيات است می افزايد.ظاهر اين آبراهه ها که در عکس های يکی از ماهواره های ناسا آشکار شده حاکی از آن است که آب احتمالا در چند سال اخير روی سطح سياره سرخ جريان داشته است.

با اين حال برخی دانشمندان فکر می کنند که اين آبراهه های تازه می تواند ناشی از جاری شدن دی اکسيد کربن مايع بوده باشد.دانشمندان با مشاهده اين شيارها در عکس های فضاپيمای "ام جی اس" (مطالعه گر سراسری مريخ) نتيجه گيری کرده اند که عمر آنها زياد نيست و در اثر جاری شدن تندآب ها از صخره ها و ديواره های گودال های سطح اين سياره به وجود آمده است.

 
آبراهه هايی مانند آنچه در عکس ديده می شود احتمالا ناشی از جاری شدن آب است
 
دانشمندان مرکز "سيستم های علوم فضايی" مستقر در شهر سن ديه گو در جنوب کاليفرنيا که دوربينی بر "ام جی اس" را کنترل می کنند در جستجوی شواهد آب تصميم گرفتند برای بار دوم از هزاران آبراهه عکس بگيرند.از جمله دو آبراهه که ابتدا در سال های 1999 و 2001 از آنها عکس گرفته شده بود بار ديگر در سال های 2004 و 2005 مورد عکسبرداری قرار گرفتند. براساس اين مطالعه تغييرات به وجود آمده در اين مدت حاکی از جاری شدن آب از اين گودال هاست.در هر دو مورد دانشمندان رسوب هايی به رنگ روشن در آبراهه ها يافتند که در عکس های اوليه وجود نداشت.آنها نتيجه گيری کردند که اين رسوبات - که احتمالا گل، نمک يا برفک است - در اثر جاری شدن آب در سال های اخير به جا مانده است.

رسوب آب يا دی اکسيد کربن؟

ساير دانشمندان فکر می کنند که ممکن است آبراهه هايی از اين نوع نه در اثر جريان آب بلکه دی اکسيد کربن مايع به وجود آمده باشند.به گفته آنها مدل های کامپيوتری از پوسته مريخ دال بر آن است که آب می تواند تنها در عمق چند کيلومتری مريخ وجود داشته باشد. در عوض دی اکسيد کربن مايع می تواند در فاصله ای بسيار نزديک تر به سطح جايی که دما گاهی تا منهای 107 درجه سانتيگراد افت می کند وجود داشته باشد.اودِد آهارونسون، استاديار علوم سياره ای در موسسه تکنولوژی کاليفرنيا (کلتک) می گويد هرچند تعبير مربوط به جاری شدن اخير آب در مريخ قوی است اما تنها يکی از توضيحات ممکن است.وی گفت لازم است مطالعات بيشتری انجام تا قطعی شود اين رسوبات مثلا ناشی از نشستن غبار نيست.

تماس راديويی با فضاپيمای "ام جی اس" ماه گذشته به طور ناگهانی قطع شد. تلاش ها برای يافتن اين ماهواره که از سال 1996 سرگرم نقشه برداری از مريخ بوده است به جايی نرسيده و بيم آن می رود که برای هميشه از دست رفته باشد.دو مريخ نورد ناسا که در سال 2004 بر آن فرود آمدند نيز شواهد بسيار قدرتمندی از جاری شدن آب در گذشته های دور بر سطح اين سياره فراهم کرده اند.



 منبع  BBC News


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: جمعه بیست و چهارم آذر 1385 | بازديدها: |

فیلم رود خانه ی سطح مریخ نگاهش کنید



new gully deposit

Podcasting
Water on Mars

+ Play Now
+ Transcript
+ XML Podcast



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: جمعه بیست و چهارم آذر 1385 | بازديدها: |

آشتی مشتری، عطارد و مریخ
آشتی مشتری، عطارد و مریخ
سه سیاره مشتری، عطارد و مریخ در پدیده ای نادر ۴۵ دقیقه قبل از طلوع آفتاب امروز آنقدر به هم نزدیک شدند که اگر شستتان را جلوی چشمتان نگاه می داشتید، دیگر این سه قابل رویت نبودند.
نشانگر
سه سیاره مشتری، عطارد و مریخ در پدیده ای نادر ۴۵ دقیقه قبل از طلوع آفتاب امروز آنقدر به هم نزدیک شدند که اگر شستتان را جلوی چشمتان نگاه می داشتید، دیگر این سه قابل رویت نبودند.
این سه سیاره دوشنبه به هم بسیار نزدیک می شوند اما امروز تنها یک درجه از هم فاصله می گیرند. چنین پدیده ای از سال ۱۹۲۵ تاکنون رخ نداده بود و به نظر می رسد تا سال ۲۰۵۳ نیز دیگر تکرار نشود.
بنا بر گزارش آسوشیتدپرس، این سیارات صدها میلیون مایل از هم دورند اما نحوه چرخش آنها به دور خورشید به گونه ای است که گویی در آسمان شرق و جنوب شرقی با هم همسایه شده اند. این سیارات در اکثر نقاط دنیا از جمله در نیمکره غربی از جنوب تا بوینس آیرس و از شمال تا جونیوی آلاسکا قابل رویت هستند.
کارشناسان درخصوص نحوه نگاه کردن به این پدیده با هم اختلاف نظر دارند. به اعتقاد آنها مشاهده با دوربین های چشمی یا تلسکوپ بهترین روش ممکن است.
به گفته "میشل نیکهولز" مربی ارشد افلاک نمای "آدلر" شیکاگو، اگر افراد قصد استفاده از تلسکوپ را دارند توجه کنند که این سیارات به جایی که خورشید به سرعت طلوع می کند، نزدیکند از این رو چنانچه رویت خود را با تاخیر انجام دهند ممکن است به خورشید خیره شوند که این امر به بینایی آنها آسیب می رساند.
در جریان بروز این پدیده مشتری سفید، عطارد مایل به صورتی و مریخ شکلاتی رنگ به نظر می رسند. در گذشته مردم معتقد بودند که نزدیک شدن گروهی سیارات به هم معنایی عمیق را در بردارد.


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: دوشنبه بیستم آذر 1385 | بازديدها: |

Ninja!


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: شنبه هجدهم آذر 1385 | بازديدها: |

نسبیت عام و سیاه چاله ها
  نسبیت عام و سیاه چاله ها

 

مقدمه:
يكى از نخستين حل هاى معادله اينشتين را فيزيك پيشه منجمى به نام كارل شوارتس شيلد به دست آورد. شوارتس شيلد متريك اطراف يك كره مثلاً اطراف يك ستاره را به دست آورد. اين متريك كه امروزه متريك شوارتس شيلد نام دارد،  خاصيت بسيار عجيبى دارد: اگر شعاع ستاره از حدى كوچك تر شود، ديگر حتى نور هم از آن نمى تواند بيرون بيايد. در اين حالت ستاره تبديل به شىء عجيبى مى شود كه سياهچاله  نام گرفته است. درك فيزيك سياهچاله ها يكى از چالش  هايى است كه فيزيك پيشه ها بيش از نيم قرن است با آن دست و پنجه نرم مى كنند. امروزه تقريباً اكثر اخترفيزيك پيشه هاى فعال اعتقاد دارند كه در دنيا از جمله در مركز كهكشان راه شيرى سياهچاله  هست.

تاریخچه سیاه چاله ها

پس از آنکه مکانیک نیوتنی تحت عنوان مکانیک آسمانی در شناخت جهان مورد استفاده قرار گرفت، یکی از موارد مورد توجه سیاه چاله ها بود. نخستین بار در سال 178 جان میشل طی مقاله ای سرعت فرار را با اطلاعات آن روز محاسبه کرد و اظهار داشت اگر گرانش چنان قوی باشد که سرعت فرار در آنجا بیش از سرعت نور باشد، نور نمی تواند از آنجا بگریزد. البته در آنزمان بطور تقریبی سرعت نور را می داننستد، ولی حد سرعت، سرعت نور نبود. زیرا در مکانیک نیوتنی سرعت نامتناهی قابل قبول بود.

در سال 1796 لاپلاس همان نظریه ی جان میچل را دو باره مطرح کرد. در اواخر قرن نوزدهم سرعت نور کاملاً معلوم و اندازه گیری شد. در سال 1915 انیشتین نظریه نسبیت عام را مطرح کرد و نشان داد که گرانش روی روی اثر دارد. چند ماه بعد کارل شوارتسشیلد با حل معادله میدان انیشتین برای یک جرم نقطه ای، اظهار داشت از نظر تئوری سیاه چاله ها وجود دارند.  شعاعی که نور نمی تواند از آنجا خارج شود به نام شعاع شوارتسشیلد شناخته می شود و از رابطه ی زیر به دست می آید. چند ماه بعد از شوارتسشیلد یکی از دانشجویان لورنتس به نام ژوهانس دروست، به همان نتایج شوارتسشیلد رسید.

در 1920 چاندرازخار که از شاگردان ادینگتون بود با استفاده از نسبیت خاص نشان داد که اگر سرعت فرار بخواهد بیش از سرعت نور باشد، جرم جسم باید حداقل 1.44 برابر جرم خ.رشید باشد. این عدد امروزه به عنوان حد چاندرازخار شناخته می شود. ادینگتون با دست آورد وی مخالف کرد و آن را نا درست خواند.  در 1939 اپنهایمر و اسنادر پیش بینی کردند که یک ستاره پر جرم در اثر گرانش فرو می ریزد و به سیاه چاله تبدیل می شود. همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم، مسئله سیاه چاله ها به فراموشی سپرده شد. در دهه ی 1960 دوباره نظریه سیاه چاله ها و راه حل شوارتسشیلد و فروپاشی گرانشی مورد توجه فیزیکدانان قرار گرفت.

در سال 1971 استفن هاوکینگ عنوان کرد که این واقعه بوجود آمدن سیاهچاله‌ها هنگامی که جهان نخستین انفجار بزرگ خود را آغاز کرد اتفاق افتاده است. هنگامی که تمامی مواد تشکیل دهنده جهان منفجر شد، مقداری از این مواد آن چنان به هم فشرده شدند که تبدیل به سیاهچاله گشتند. وزن برخی از این سیاهچاله‌ها ممکن است به اندازه وزن یک سیاره کوچک و یا از آن کمتر باشد و وی آنها را سیاهچاله کوچک نامید.

فروپاشی گرانشی

ستاره وقتی شکل می گیرد که مقدار عظیمی گاز ( که اساسا ئیدروژن است ) در اثز جاذبه گرانشی درهم فرونشیند. با آغاز این همفرونشینی و تراکم گاز ، اتمهای آن بیشتر و بیشتر و با سرعت های زیادتر و زیادتر بهم برخورد کرده و باین ترتیب گرمای گاز افزایش می یابد و سرانجام ، گاز به حدی داغ می شود که وقتی اتمهای ئیدروژن به یکدیگر بر می خورند نه تنها دیگر واپرشی انجام نمی دهند بلکه در همدیگر فرورفته و به هلیم تبدیل می شوند. گرمائی که دراین واکنش آزاد می شود همانند حرارت کنترل شده یک بمب ئید روژنی است و این همان حرارتی است که موجب فروزش آن ستاره می شود این حرارت اضافی همچون فشار گاز  تا حد هم ترازی با جاذبه گرانش افزایش داده و سبب توقف انقباض گاز می شود این تا اندازه کمی شبیه به عمل بالنی است که فشار هوای درون آن که می کوشد تا بالن را متسع ساز با تلاش کششی لاستیک بدنه بالن که سعی دارد آن را در حجم کوچک تری نگه دارد تعادل بر قرار میکند ، ستاره ها هم به همین نحو با بهره مندی از حرارت حاصله از فعل و انفعالات هسته ای با جاذه گرانشی که متعادل می شود مدتی مدید پایدار باقی می مانند. با این همه ، ستاره سرانجام از ئیدروژن و دیگر مواد سوختی خود خالی می شود. نکته ای که ظاهرا متناقض جلوه می کند این است که هر چه مقدار سوختی که ستاره با آن آغاز به تشکل می کند بیشتر  باشد ستاره زود تر به خاموشی می گراید. این برای آن است که هر چه ستاره پرجرم تر باشد، برای تعادل با جاذبه گرانشی به گرمای خیلی بیشتری نیازمند است و هر چه حرارت زیادتری داشته باشد زود تر سوخت خود را به مصرف می رساند شاید سوخت خورشید ما برای یک پنچ هزار میلیون سال دیگر یا چیری در این حدود کافی باشد ولی بیشتر ستارگان تنومند ممکن است سوخت خود را در کمتر از یکصد میلیون سال به مصرف برسانند یعنی در مدت زمان خیلی کمتر از عمر مجموعه کیهان. هنگامی که سوخت ستاره ای ته می کشد آن ستاره آغاز به سرد شدن کرده و منقبض می شود حال آنچه که بر سر این چنین ستاره ای در می آید چیزی است که فقط برای نخستین بار دردهه 1920 استنباط گردید و داستان آن از این قرار است:

 در سال 1928 یک دانشجوی فارق التحصیل هندی به نام سوبر همنیان چندرا سخار برای تلمذ در محضر منجمی انگلیسی موسوم به سر ارتورادینگتون که از خبرگان نظریه نسبیت عام بود با کشتی عازم انگلستان و روانه کمبریج شد. چندراسخار در طول مدت سفرش از هند به انگلستان در این فکر بود که اندازه ستاره ای که با وجود به پایان رسیدن سوختش هنوز هم قادر به تحمل نیروی جاذبه خویش است چه مقدار باید باشد. مبسوط این نظر چنین بود: وقتی که ستاره کوچک می شود ،ذرات ماده آن خیلی به هم دیگر نزدیک ترمی شود و آن گاه به موجب اصل طرد پاولی چنین ذراتی باید دارای سرعت های خیلی متفاوتی بشوند. این اختلافات سرعت موجب دور شدن آن ذرات از یکدیگر و در نتیجه سبب انبساط آن ستاره می شود. در این انبساط شعاع کره ستاره تا آن حد افزایش می یابد که بین نیروی جاذبه و نیرو دافعه ناشی از اصل طرد پاولی تعادلی بر قرار شده و شعاع کره ستاره در این حد تثبیت شود یعنی به عینه شبیه همان وقایع دوران زندگی ستاره که نیرو جاذبه اش  با حرارت حاصله در آن متعادل می شد.

بهر حال چاندراسخار به این نتیجه رسید که در نیرو های دافعه ای که اصل طرد مبین آنست حد و حصری برقرار است. نظریه نسبیت عام بیشترین اختلاف بین سرعتهای ذرات ماده موجود در ستاره را به سرعت نور محدود کرده است، این به معنای آن است که وقتی ستاره به اندازه کافی چگال شد ، نیروی دافعه ناشی از اصل طرد ، کمتر از نیروی جاذبه خواهد شد . چاندراسخار حساب کرده بود که ستاره سردی که جرمش تقریبا از یک و نیم برابر خورشید بیشتر باشد نمی تواند متحمل جرم خود باشد ( این جرم اکنون به حد چاندراسخار معروف است ) تقریبا در همین اوقات نظیر چنین اکتشافی توسط دانشمند روسی بنام لف داویدوویچ لانداو بعمل آمد ، این اکتشاف اشارات ضمنی جدی در رابطه با سرنوشت نهایی ستارگان تنومند در برداشت. اگر جرم ستاره ای کمتر از حد چاندراسخار باشد ، آن ستاره سرانجام می تواند به انقباض خود پایان داده و نهایتا در حالت ممکنه ای همانند ستاره – کوتوله سفید – باشد که با شعاعی در حدود چند هزار کیلومتر و چگالی ویژه ای برابر چند صد تن در سانتیمتر مکعب در خود فرو نشیند. ستاره کوتوله های سفید با نیروی دافعه ای که از اصل طرد بین الکترون های موجود در ماده خودش ناشی می شود پایدار و برقرار می ماند. ما شاهد بسیاری از این کوتوله های سفید هستیم و نخستین ستاره ای که از این نوع کشف شد ستاره ای است که در حول شعرای یمانی که درخشان ترین ستاره در آسمان شبانه است گردش می کند.

 لانداو  خاطر نشان ساخت که امکان وجود حالت نهایی دیگری هم برای ستاره هست که در آن جرم ستاره تقریبا در حدود یک با دو برابر خورشید است ولی حجم آن خیلی کوچکتر از حجم یک ستاره کوتوله سفید است این ستاره ها از طریق نیروی دافعه ناشی از اصل طرد که بین فوتون ها و پروتون ها بیشتر به وجود مِی آید تا بین الکترون ها ، خود را حفظ و نگهداری می کنند و به همین دلیل هم آنها را ستاره های نوترونی می نامند. شعاع کره این نوع ستاره ها فقط در حدود هفده کیلومتر و چگالی ویژه ای قریب به صد ها میلیون تن در هر سانتیمتر مکعب دارند، در نخستین بار که وجود چنین ستارگانی پیش بینی شد راهی برای مشاهده ستارگان نوترونی وجود نداشت و عملا تا این اواخر به شناسایی در نیامده بودند.

 

سیاه چاله ای با جرمی حدود ده برابر جرم خورشید

 

شعاع شوارتسشیلد

شعاع شوارتسشیلد را می توان با استفاده از رابطه سرعت فرار به دست آورد. برای آنکه ذره ای یک میدان گرانشی را ترک کند و دوباره در آن سقوط نکند، باید حد اقل سرعتی داشته باشد که از رابطه ی زیر به دست می آید:
 

Vesc = (2GM/r)1/2
 

Vesc سرعت فرار، M جرم جسم، c سرعت نور G ثابت جهانی گرانش و R شعاع شوارتسشیلد است. بنابراین برای آنکه نور نتواند بگریزد، باید در رابطه ی بالا بجای سرعت فرار، c سرعت نور را قرار داد.

rs = 2GM/c2

با در نظر گرفتن مقادیر ثابت  2G / c2 در رابطه بالا می توان نوشت:

و از اینجا رابطه شعاع شوارتسشیلد و جرم کاملاً مشخص می شود.

مسیر پرتوهای نوری در اطراف سیاه چاله ها

 

انواع سیاهچاله

شوارتس شیلد: ساده ترین نوع سیاهچاله‌هاست، بار و چرخش ندارد، تنها یک افق رویداد و یک فوتون کره دارد، از آن نمی توان انرژی استخراج کرد. شامل تکینگی ، نقطه‌ای است که در آن ماده تا چگالی نامحدود در هم فرو رفته است.

 

رایزنر- نورد شتروم: هم بار دارد وهم چرخش ، می تواند دو افق رویداد داشته باشد ، اما تنها یک فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی نقطه ای است که وجود آن در طبیعت نامحتمل است، زیرا بارهای آن همدیگر را خنثی می کنند.
کر: چرخش دارد، اما بار ندارد. بیضی و از بیرونی حد استاتیک است. منطقه تیره میان افق رویداد و حد استاتیک ارگوسفر است، که می توان از آن انرژی استخراج کرد. می تواند دو افق رویداد و دو حد استاتیک داشته باشد. دو فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی حلقه‌ای است.

سیاه چاله چرخان

کر- نیومان: هم بار دارد و هم چرخش ، همان سیاهچاله کر است، جز اینکه بار دارد، ساختارش شبیه ساختار سیاهچاله کر است. می‌توان از آن انرژی استخراج کرد. یک تکنیگی حلقه‌ای دارد.

به نظر پژوهشگران چهارنوع سیاهچاله همچنانکه ذکر شد می تواند وجود داشته باشند. مهمترین موضوع در باب سیاه چاله آنست که ، بدانیم ماده در داخل سیاهچاله‌ای که حاصل آمده است در نهایت به چه سرنوشتی دچار می شود؟ اختر فیزیکدانان می‌گویند:

اگر مقداری ماده به داخل حفره سیاه از قبیل آنچه که از یک ستاره وزین مرده بجای مانده بیندازید، نتیجه نهایی همواره الزاما یک چیز خواهد بود و تنها جرم، بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه ای که جسم با خود حمل می کند باقی خواهند ماند. اما اگر کل جهان به داخل حفره سیاه خود بیفتد، یعنی به شکل سیاهچاله در آید، دیگر حتی کمیاب بنیادی (جرم)، بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه ای نیز ناپدید می گردند.

 

سیاه چاله های هاوکینگ

سياهچاله‌هاي آغازين كه هاوكينگ آنها را 

Primordial Black Holes

 مي‌نامد، از رُمبش ستارگان پديد نمي‌آيند. آنها بقاياي جهان نخستين‌اند. ما اگر مي‌توانستيم، ماده را به اندازه كافي بفشريم ممكن بود يكي از آنها را درست كنيم ولي توانايي آن را نداريم. اما در جهان بسيار نسختين، فشار آنقدر زياد بوده كه امكان آن وجود داشته است. بعضي از مواقع تنها مقدار كمي ماده فشرده شده است. در هر حال، اكنون يك سياهچاله بدوي، نسبت به زمان آغاز پيدايش آن بسيار كوچكتر است، زيرا در طول زمان طولاني مقداري از جرم خود را از دست داده است.

تابش هاوكينگ، براي سياهچاله‌هاي بدوي پيامدهاي حاد و بنيادي دارد. به تدريج كه جرم كمتر و سياهچاله كوچكتر مي‌شود، دما و آهنگ گسيل ذرات در افق رويداد زيادتر مي‌شود. سياهچاله خيلي سريعتر، جرم از دست مي‌دهد. هر قدر جرم كاهش مي‌يابد، دما زيادتر مي‌شود- يك دور تسلسل! هيچ‌كس نمي‌داند كه عاقبت آن چيست؟ هاوكينگ حدس مي‌زند كه سياهچاله كوچك، در يك حركت واپسين و انفجار گونه عظيم، ذرات گسيل داشته و ناپديد مي‌شود. قدرت اين شبه‌انفجار، معادل ميليونها بمب هيدروژني است. آيا يك سياهچاله بزرگ هيچ‌گاه منفجر خواهد شد؟ قبل از اينكه به اين مرحله برسيم، جهان مدتها پيش به پايان رسيده است.

اگر در خارج سیاه چاله یک زوج تولید شود، یکی به درون سیاه چاله سقوط می کند و دیگری می گریزد



فكر اينكه يك سياهچاله مي‌تواند كوچكتر شده و در نهايت منفجر شود، چنان در جهت مخالف نظريات كساني بود كه در زمينه سياهچاله تحقيق مي‌كردند، كه هاوكينگ در باره كشف خود، سخت دچار ترديد شد. هفته‌ها او اين فكر را پنهان نگه داشت و محاسبات آن را در فكر خود مرور كرد. اگر براي او باور كردن اين واقعيت سخت بود، پيشگويي عكس‌العملي كه دنياي دانش مي‌توانست در اين زمينه داشته باشد، ترسناك به نظر مي‌آيد. هيچ دانشمندي، از چشم‌انداز مسخره شدن خوشش نمي‌آيد. از طرف ديگر، هاوكينگ مي‌دانست كه اگر انديشه او درست باشد، انقلابي در علم اختر فيزيك به راه خواهد انداخت.

هاوكينگ ابتدا اين فكر را با همكاران نزديكش مطرح كرد. پذيرش آن متفاوت بود. يك فيزيكدان كمبريج، نزد دنيس سياما كه هاوكينگ رساله دكتراي خود را زير نظر او انجام داده بود، رفت و با حالت شگفت‌زده به او گفت، « شنيديد؟ استيون همه چيز را تغيير داد». سياما، با پشتيباني از هاوكينگ نيروي تازه‌اي به او بخشيد و توصيه كرد كه هرچه زودتر، اكتشافات خود رامنتشر كند.

در اوايل 1974، هاوكينگ پذيرفت كه كشف عجيب و غريب خود را به صورت مقاله‌اي، در آزمايشگاه رترفورد- آپلتون در جنوب آكسفورد ارائه دهد. هنگامي كه به آنجا سفر مي‌كرد، هنوز واهمه داشت و براي اينكه اداعاي او زياد گستاخانه نباشد، يك علامت سؤال در جلوي عنوان مقاله «آياسياهچاله منفجر مي‌شود؟» قرار داد. اين كنفرانس كوتاه كه با نشان دادن اسلايدهايي از معادلات همراه بود با سكوت محترمانه ولي ناراحت كننده و چند پرسش روبه‌رو شد. استدلالهاي هاوكينگ، براي خيلي از شنوندگان كه در زمينه‌هاي ديگر تخصص داشتند، مشكل و نامفهوم بود. اما براي همه آشكار بود كه او چيزي را پيشنهاد مي‌كند كه با نظريه پذيرفته شده، كاملاً در تضاد است. آنهايي كه حرفهاي او را فهميدند، در برابر ديدگاههاي غير منتظره قرار گرفتند و آمادگي بحث و مجادله با او را نداشتند. چراغها به‌طور ناگهاني خاموش شد. گرداننده كنفرانس، يكي از استادان برجسته دانشگاه لندن، بلند شد و اعلام كرد: « استيون، معذرت مي‌خواهم ولي اين حرف‌ها مهمل محض است».

هاوكينگ، اين « مهملات» را ماه بعد در مجله علمي معتبر انگلستان نيچر منشر كرد و ظرف چند روز همه فيزيكدانان جهان در باره آن به بحث پرداختند. تعدادي از آنها، اين نظريه را مهمترين كشف فيزيك نظري در سالهاي اخير دانستند. سياما، اين مقاله را « يكي از زيباترين مقاله‌ها در تاريخ فيزيك» ناميد. ديدگاهها روشنتر شد. هاوكينگ از واكنشهاي ذرات مجازي براي تشريح چيزي كه از نظريه نسبيت برمي‌خواست، يعني سياهچاله‌ها، استفاده كرده بود. او، گامي در راستاي پيوند نظريه‌هاي نسبيت و مكانيك كوانتومي برمي‌داشت

انتروپی سیاه چاله هاوکینگ

S انتروپی، k ثابت بولتزمن، A سطح سیاه چاله

دمای سیاه چاله 

مجهولات سیاهچاله‌ها

اگر ستاره شناسان بتوانند نوع پرتوهایی که هاوکینگ پیش بینی کرده است، شناسایی کنند، مدرک خوبی برای تأیید تشکیل و وجود سیاهچاله بدست خواهد آمد. اما تاکنون پرتوهای پیش بینی شده کشف نشده‌اند. با اینحال هر لحظه ممکن است این پرتوها شناسایی شوند. دلیل تابش اشعه ایکس از حفره سیاه این است که جرمی که توسط طوفانهای ستاره‌ای خود ستاره ، از سطح آن می‌گریزند، در فاصله مناسبی که به حفره سیاه رسیدند، توسط حفره شکار می‌شوند و در مداری به دور حفره شروع به چرخش کرده و به این ترتیب شکل یک دیسک عظیم را تشکیل می‌دهند.

با توجه به این نکته که لایه‌های داخلی‌تر دیسک سریعتر از لایه‌های خارجی می‌چرخند، در اثر اصطکاک لایه‌های مختلف دیسک گرم شده و شروع به تابش اشعه ایکس می‌کنند. به این دیسک ، دیسک تجمعی گفته می‌شود. این حالت برای اولین بار در ستاره دوتایی (دجاجه1-X) مشاهده شده است. احتمالا قطر خود حفره سیاه (قطر افق حادثه) 30 کیلومتر است و برای تمامی ستاره دوتایی سیاهچاله ساختمان به همین شکل است.

 

    

 

 



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 | بازديدها: |

سياهچاله چيست؟

مترجم: معصومه يوسفي

در چند جمله كوتاه ميتوان گفت، سياهچاله ناحيه اي از فضاست كه مقدار بسيار زيادي جرم در آن تمركز يافته و هيچ شيئي نمي تواند از ميدان جاذبه آن خارج شود.از آنجا كه بهترين تيوري جاذبه در حال حاضر تيوري نسبيت عام انيشتن است،در مورد سياهچاله و جزيياتش بايد طبق اين تيوري تحقيق و نتيجه گيري كنيم. ابتدا از مفهوم جاذبه و شرايط ساده تر آغاز مي كنيم.

فرض كنيد روي سطح يك سياره ايستاده ايد. يك سنگ را به سمت بالا پرتاب مي كنيد. با فرض اينكه آن را خيلي خيلي محكم پرتاب نكرده باشيد براي مدتي به سمت بالا حركت مي كند و نهايتا شتاب جاذبه باعث مي شود به پايين سقوط كند. اما اگر سنگ را به اندازه ي لازم محكم پرتاب كرده باشيد مي توانيد آن را به كل از جاذبه سياره خارج كنيد و سنگ بالا رفتن را تا ابد ادامه خواهد داد. سرعتي كه لازم است تا يك شيي را از حاذبه سياره خارج كند سرعت فرار يا سرعت گريز نام دارد. همانطور كه انتظار مي رود سرعت فرار به جرم سياره بستگي دارد. اگر سياره اي جرم زيادي داشته باشد كشش جاذبه آن زياد خواهد بود و نتيجتا سرعت فرار آن بيشتر خواهد شد. سياره سبكتر سرعت فرار كمتري خواهد داشت. همچنين سرعت فرار به فاصله از مركز سياره نيز بستگي دارد. هر چه به مركز سياره نزديك تر شويم سرعت فرار نيز بيشتر مي شود.

سرعت فرار زمين Km/s 11.2 يا m/h 25000 است. در حالي كه سرعت فرار در ماه فقط Km/s 2.4 يا m/h 5300 است.

حال يك جرم بسيار زياد را كه در يك ناحيه با شعاع بسيار كوچك تمركز يافته تصور كنيد. سرعت فرار چنين ناحيه اي از سرعت نور بيشتر خواهد بود و چون هيچ شييي نمي تواند سريعتر از نور سير كند پس هيچ شييي نمي تواند از ميدان جاذبه چنين ناحيه اي خارج شود ، حتي يك دسته پرتو نور.

ايده تفكر در مورد جرمي چنان چگال كه حتي نور نيز نتواند از آن خارج شود متعلق به لاپلاس در قرن هجدهم است. تقريبا بلافاصله پس از بيان نظريه نسبيت عام توسط انيشتين ، كارل شوارتز شيلد يك راه حل رياضي براي معادلات تيوري اين اجرام كشف كرد و سال ها بعد اشخاصي چون اپنيمر و ولكف واشنايدر در دهه 1930 به طور جدي درباره امكان وجود چنين نواحي در عالم به تحقيق پرداختند. اين پژوهشگران نشان دادند، هنگامي كه محتويات سوخت يك ستاره پرجرم به پايان مي رسد، نمي تواند در مقابل جاذبه دروني خود مقاومت كند و به صورت يك سياهچاله در خود فرو مي ريزد.

در نسبيت عام جاذبه از عوامل انحراف فضاي 4 بعدي است. اشياء بسيار پرجرم باعث انحرافات محورهاي زمان و فضا مي شوند در حدي كه قوانين هندسي اعتبار خود را از دست مي دهند و به كار نمي آيند. اين انحراف در اطراف يك سياهچاله بسيار چشمگير است و باعث مي شود كه سياهچاله ها خصوصيات عجيبي داشته باشند. هر سياهچاله چيزي به نام افق حادثه ( event horizon ) دارد، كه سطحي كروي است و مرز سياهچاله را مشخص مي كند. شما مي توانيد وارد اين افق شويد اما نمي توانيد از آن رهايي يابيد. در حقيقت وقتي وارد افق شديد محكوم به نزديك و نزديك تر شدن به مركز سياهچاله هستيد.

درباره افق مي توان اين تصور را داشت كه افق جايي است كه در آن سرعت گريز برابر با سرعت نور است. در خارج از افق سرعت گريز كمتر از سرعت نور است. بنا بر اين در صورتي كه راكت هاي شما به اندازه كافي انرژي داشته باشند مي توانيد از افق دور شويد اما وقتي وارد افق شديد راهي براي خروج نداريد. افق خصوصيات هندسي عجيبي دارد، براي يك ناظر كه فاصله زيادي از سياهچاله دارد، افق جاي خوبي به نظر مي رسد كه كروي و ساكن است. اما در صورتيكه به سياهچاله نزديك شويد متوجه خواهيد شد افق با سرعت بسيار زياد و يا در حقيقت با سرعت نور به سمت بيرون در حركت است. چون افق با سرعت نور به سمت بيرون گسترش مي يابد، پس براي خروج از افق بايد سرعتي بيش از سرعت نور داشته باشيم. و چون مي دانيم كه نمي توانيم با سرعتي بيش از سرعت نور سير كنيم پس هيچ گاه نخواهيم توانست از سياهچاله فرار كنيم.

اگر اين مطالب بسيار عجيب به نظر مي رسند، نگران نباشيد، واقعا عجيب هستند. افق از جهتي ثابت و از جهتي نا پايستار است. اين مطلب تا حدي شبيه به داستان آليس در سرزمين عجايب است. او بايد تا جايي كه مي توانست سريع حركت مي كرد تا مي توانست در يك جا بماند.

در درون افق فضا در حدي منحرف مي شود كه مختصات طول و زمان جايشان عوض مي شود به اين معني كه مختص نشان دهنده فاصله از مركز سياهچاله كه r نام دارد، يك مختص زماني و t يك مختص فضايي مي شود. نتيجه اين جابجايي اين است كه نمي شود از كوچك شدن لحظه به لحظه r جلوگيري كرد، مشابه شرايط معمولي كه از رسيدن به آينده گريزي نيست (يعني به طور معمول t در حال افزايش است) در نهايت بايد به مركز جايي كه r = 0 است برسيم. ممكن است فكر كنيد با روشن كردن راكت ها مي توان از افق خارج شد، اما اين كار نيز بيهوده است. از هر ماده اي كه استفاده كنيد، نمي توانيد از آينده خود گريزي داشته باشيد. پس از وارد شدن به افق، تلاش براي دور شدن از مركز سياهچاله درست مثل تلاش براي نرسيدن به پنجشنبه آينده است.

نام سياهچاله را براي اولين بار جان آرچيبالد ويلر پيشنهاد داد كه نام مناسبي به نظر مي رسيد، چون از نام هاي پيشنهادي قبل از خودش جذاب تر بود. پيش از ويلر از اين نواحي با عنوان ستاره هاي منجمد ياد مي شد. در ادامه توضيح خواهم داد كه چرا اين نام را به آن ها داده بودند.

سياهچاله چه اندازه اي دارد؟

اندازه هر چيز دو جنبه دارد. در اولين جنبه مي گوييم اين جسم چه ميزان جرم دارد و در جنبه ديگر آن را از نظر حجم بررسي مي كنيم. ابتدا درباره جرم سياهچاله بحث مي كنيم.

براي ميزان جرم يك سياهچاله محدوديتي وجود ندارد. هر مقدار جرمي درصورتي كه به اندازه كافي چگال باشد مي تواند سياهچاله تشكيل دهد. حدس مي زنيم كه سياهچاله هاي موجود از مرگ ستارگان پرجرم تشكيل يافته اند، بنا بر اين بايد به همان اندازه جرم داشته باشند. به عنوان نمونه جرم يك سياهچاله در حدود 10 برابر جرم خورشيد است، يعني جرمي معادل 10 به توان 31 كيلوگرم.

هر چه جرم سياهچاله بيشتر باشد فضاي بيشتر اشغال خواهد كرد. در حقيقت شعاع شوارتز شيلد (شعاع افق) و جرم نسبت مستقيم دارند. اگر سياهچاله اي 10 برابر يك سياهچاله ديگر جرم داشته باش، شعاعش نيز 10 برابر ديگري خواهد بود. شعاع سياهچاله اي هم جرم خورشيد 3 كيلومتر است. بنا بر اين، اگر سياهچاله اي 10 برابر خورشيد جرم داشته باشد شعاعش 30 كيلومتر خواهد بود و سياهچاله اي كه در مركز يك كهكشان با جرم يك مليون برابر خورشيد 3 ميلون كيلومتر شعاع خواهد داشت. ممكن است اين مقدار شعاع زياد به نظر برسد ولي با استانداردهاي نجومي خيلي هم عجيب نيست. به عنوان مثال شعاع خورشيد 700000 كيلومتر است و يك سياهچاله بسيار بسيار سنگين شعاعي فقط در حدود 4 برابر خورشيد دارد.

در صورت سقوط در سياهچاله چه بلاي به سرم مي آيد؟

فرض مي كنيم در داخل يك فضا پيما به سمت يك سياهچاله با جرم يك مليون برابر خورشيد در مركز كهكشان راه شيري در حال حركت هستيد. (بحث هاي زيادي در مورد وجود سياهچاله در مركز كهكشان راه شيري وجود دارد. اما فرض مي كنيم حداقل براي چند ثانيه اين سياهچاله موجود باشد.) از فاصله دور راكت ها را خاموش كرده ايد و به سمت سياهچاله سرازير مي شويد. چه اتفاقي خواهد افتاد؟

در ابتدا هيچ جاذبه اي را حس نخواهيد كرد چون در حال سقوط آزاد هستيد، همه قسمتهاي بدنتان به يك صورت كشيده خواهند شد و احساس بي وزني خواهيد كرد (اين دقيقا همان چيزي است كه در مدار زمين براي فضا نوردان اتفاق مي افتد. با اين حال نه فضا نورد و نه شاتل هيچ نيروي جاذبه اي را حس نمي كنند.) همين طور كه به مركز سياهچاله نزديك و نزديك تر مي شويد نيروهاي جاذبه جزر و مدي را بيشتر حس خواهيد كرد. فرض كنيد پاهايتان نسبت به سرتان در فاصله كمتري از مركز سياهچاله قرار گرفته باشد. نيروي جاذبه با نزديك شدن به مركز سياهچاله بيشتر مي شود، بنا بر اين در پاهايتان نيروي جاذبه را بيشتر حس خواهيد كرد. و حس خواهيد كرد كشيده شده ايد ( اين نيرو نيروي جزر و مدي نام دارد چون دقيقا مانند نيرويي عمل مي كند كه باعث جزر و مد در سطح زمين مي شود). اين نيروها با نزديك شدن به مركز بيشتر و بيشتر خواهد شد تا جايي كه شما را پاره پاره كند.

براي يك سياهچاله خيلي بزرگ شبيه به آن كه شما در آن سقوط مي كنيد، نيروهاي جزر و مدي تا شعاع 600000 كيلومتري مركز قابل توجه نيستند. البته اين مطلب پس از ورود به افق اعتبار مي يابد. اگر در حال سقوط به يك سياهچاله كوچكتر هم جرم خورشيد بوديد، نيروهاي جزر و مدي از فاصله 6000 كيلومتري مركز شما را تحت تاثير قرار مي داد و شما خيلي زود تر از آنكه وارد افق شويد تكه پاره مي شديد (و اين موضوع علت اين است كه شما را در حال سقوط به يك سياهچاله بزرگ تصور كرديم تا بتوانيد حداقل تا وارد شدن به سياهچاله زنده باشيد). در حين سقوط چه چيزهايي مي بينيد؟ شما در حين سقوط چيز خاص و عجيبي را مشاهده نخواهيد كرد. تصوير اشيا درو ممكن است به شكل هاي عجيب و نا مربوط در آمده باشند، چون جاذبه سياهچاله نور را نيز منحرف مي كند. به ويژه وقتي وارد افق مي شويد هيچ اتفاق خاصي نخواهد افتاد. حتي پس از وارد شدن به افق نيز خواهيد توانست چيزهايي را كه بيرون هستند ببينيد. چون نوري كه از اشيا بيروني ساطع مي شود مي تواند وارد افق شود و به شما برسد. اما در بيرون از افق كسي قادر به ديدن شما نيست چون نور نمي تواند از افق خارج شود.

كل اين اتفاقات چقدر طول مي كشد؟ البته اين مطلب بستگي به اين دارد كه از چه فاصله سقوط به داخل سياهچاله را شروع كرده باشيد. فرض مي كنيم اين عمليات از جايي شروع شود كه فاصله شما از مركز 10 برابر شعاع سياهچاله باشد. براي سياهچاله اي با جرم يك ميليون برابر خورشيد 8 دقيقه طول مي كشد تا به افق برسيد، پس از آن 7 دقيقه ديگر در پيش داريد تا به ناحيه منحصر به فردي برسيد. البته اين زمان ها تقريبي است و به عنوان مثال در يك سياهچاله كوچكتر زمان مرگ نزديك تر خواهد بود. پس از پشت سرگذاشتن افق در 7 دقيقه باقيمانده از عمر ممكن است وحشت زده بشويد و شروع كنيد به روشن كردن راكت ها اما اين تلاش بيهوده است.

از يك فاصله مطمئن از سقوط در سياهچاله چه چيز مشاهده مي شود؟

چيزي كه از دور ديده مي ود با واقعيت كمي تفاوت دارد. همچنان كه شما به افق نزديك تر مي شويد ناظر حركت شما را آهسته و آهسته تر مي بيند. او هيچ گاه رسيدن شما را به افق نخواهد ديد.

سياهچاله اي را در نظر بگيريد كه از فرو ريختن يك ستاره شكل گرفته است. در حالي كه ماده تشكيل دهنده سياهچاله فرو مي ريزد، ناظر آن را كوچك و كوچك تر مي بيند، همچنين او نزديك شدن شما را مي بيند اما نمي تواند رسيدن به افق را ببيند و اين علت نام گذاري اوليه آنها يعني ستاره هاي منجمد است. چون به نظر مي رسد آن ها در فاصله اي به اندازه كمي بيشتر از شعاع شوارتز شيلد يخ زده اند.

چرا اينگونه به نظر مي رسد؟ مهمترين مطلبي كه در اين مورد عنوان شده يك خطاي نوري است. در حقيقت شكل گرفتن يك سياهچاله يا رسيدن شما به افق زمان نامحدودي نمي برد. وقتي شما به افق نزديك و نزديك تر مي شويد، نوري كه از شما ساطع مي شود به زمان بيشتري نياز دارد تا به ناظر برسد در واقع نوري كه بدن شما در هنگام گذر از افق ناظر ديگر تصويري از شما نمي بيند و حس مي كند رسيدن به افق چه زمان نامحدودي وقت مي برد.

از زاويه ديگري نيز مي شود به اين مسئله نگاه كرد. زمان در نزديكي افق بسيار آرامتر از فضاهاي دورتر سپري مي شود. فرض كنيد فضاپيماي شما براي خروج از افق در حركت است و براي چندين ثانيه آنجا توقف مي كند (با مصرف مقداري زيادي سوخت براي جلوگيري از سقوط به داخل). سپس شما به سمت ناظري مي رويد و به او ملحق مي شويد. متوجه مي شويد در طي اين ايام او سني بيش از شما دارد، در حقيقت زمان براي شما بسيار آهسته تر (كند تر) سپري شده است تا براي او.

به نظر شما كدام يك از اين دو نظريه فريب نور يا كندي زمان درست است؟ جواب بستگي به مختصاتي داردكه طبق آن به بررسي سياهچاله ها بپردازيد. طبق مختصات معمول كه مختصات شوارتز شيلد نام دارد، زماني افق را پشت سر مي گذاريد كه مختصات t (زمان) بي نهايت است. طبق اين مختصات گذر از افق زمان بي نهايت لازم دارد. اما علت اين مطلب اين است كه مختصات شوارتز شيلد تصوير تحريف شده اي از آنچه در اطراف افق مي گذرد به ما مي دهد. در حقيقت درست در افق مختصات كاملا تحريف شده و تغيير يافته اند. در صورتي كه مختصات واحدي را در نزديكي افق انتخاب نكرده ايد متوجه مي شويد كه در هنگام گذر از افق زمان واقعا محدود است. ولي زماني كه ناظر شما را مشاهده مي كند نامحدود است. تشعشات نياز به زمان بي نهايت و نامحدودي دارند تا به چشم ناظر برسند. پس شما مي توانيد از هر دو نوع مختصات استفاده كنيد، در عمل هر دوي آنها درست هستند. فقط دو بيان متفاوت از يك مطلب ارئه مي دهند. درعمل شما از چشم ناظر پنهان خواهيد ماند قبل از اينكه زمان بي نهايت سپري شود. براي يك جسم نوري كه از طرف سياهچاله تابش مي شود به طرف سرخي و طول موجهاي بيشتر مي رود.

بنا براين در صورتي كه شما نور مرئي با طول موجهاي ثابتي ساطع كنيد، ناظر آن را با طول موج بيشتري دريافت خواهد كرد. با نزديك تر شدن شما به افق اين طول موجها افزايش مي يابند. كه درنهايت به تابش هاي نامرئي، مادون فرمز و امواج راديويي خواهند رسيد. در بعضي نقاط طول موجها به قدري زياد خواهند بود كه ناظر نخواهد توانست آن ها را مشاهده كند. از گذشته به خاطر داريد كه نور در دسته هايي به نام فوتون ساطع مي شود. تصور كنيد در حين گذر از افق فوتون هايي ساطع كنيد. قبل از گذشتن از افق آخرين فوتون ها را ساطع خواهيد كرد، اين فوتون ها در زمان محدودي به چشم ناظر خواهند رسيد - به عنوان مثال براي چنان سياهچاله پر جرمي چيزي در حدود 1 ساعت.. و پس از آن ناظر ديگر قادر به ديدن شما نخواهد بود (فوتون هايي كه پس از گذر از افق ساطع مي شوند هيچ گاه به ناظر نمي رسند)...

منبع :www.alacheegh.com



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: جمعه دهم آذر 1385 | بازديدها: |

 

رشد سياهچاله هاي مرکزي کهکشان ها

 

تجزيه و تحليل ژرف ترين تصوير تلسكوپ فضايي هابل از كيهان نشان داده است كه سياهچاله هاي غول پيكر كه در مركز كهكشان ها يافت مي شوند ، از ابتدا با اين اندازه متولد نشده و به دنبال تركيب كهكشان ها با يكديگر ، رشد كرده و به اين اندازه رسيده اند.

سهند پيرباديان

 

 

 

?راجير ويندهورست? از دانشگاه ايالتي آريزونا و عضو يكي از دو تيم انجام دهنده ي اين تحقيق مي گويد:?با مطالعه ي كهكشان هاي دوردست در ?زمينه ي ژرف هابل?

(HUDF)

 ، اولين مدارك در مورد ارتباط بين رشد سياهچاله هاي بسيار پرجرم و تركيب كهكشان ها بدست آمده است.سياهچاله ها از طريق جذب و بلعيدن ستارگان ، غبار و گاز رشد مي كنند.هنگامي كه دو كهكشان با يكديگر تركيب مي شوند اين نوع اجرام بيشتر در دسترس سياهچاله هاي مركزي قرار مي گيرند.دو تيم تحقيق كننده بر روي اين موضوع نتايج كار خود را در كنفرانس خبري در دهم ژانويه كه در 207 امين جلسه ي انجمن نجوم آمريكا در شهر واشنگتن برگزار شد ، اعلام كردند.

 

 

 اين تصاوير كه هر يك به ابعاد يك تمبر هستند ،36  كهكشان جوان را در حال تركيب با كهكشان هاي ديگر نشان مي دهند.عرض هر تصوير در واقعيت در حدود 84000 سال نوري (در ابعاد كهكشان راه شيري) است

 

   سياهچاله جسمي بسيار پرجرم است كه به دليل جرم بالاي خود تمايل به بلعيدن تمام اجرام موجود در اطراف خود را دارد. بر اساس يك نظريه ، در مركز كهكشان ها سياهچاله هايي بسيار عظيم وجود دارند كه باعث مي شوند تا كهكشان به شكل منسجم در آمده و به دور سياهچاله بچرخد.بررسي هاي جديد نشان مي دهند كه اين سياهچاله ها بر اثر تركيب دو كهكشان و بلعيدن مقدار بيشتري ماده ، بزرگ تر شده و رشد مي كنند.به اين عمل ?تغذيه ي سياهچاله? مي گويند.

   مطالعات انجام شده در ?زمينه ي ژرف هابل? ،پيش بيني هاي مدل سازي هاي كامپيوتري را تاييد مي كند. در اين مدل ها، كهكشان هاي تازه تركيب شده آنقدر از غبار پوشيده شده اند كه منجمين جذب و بلعيده شدن جرم هاي بسيار بزرگ توسط سياهچاله ي مركزي را نمي بينند.پس از وقوع اين تركيب هاي كهكشاني ،صدها ميليون تا يك ميليارد سال طول مي كشد تا غبار ايجاد شده در اطراف كهكشان تركيبي پاك شود و منجمين تغذيه ي سياهچاله مركزي توسط ستارگان و گازها را مشاهده كنند.يكي از علائم وقوع اين تغذيه ، تغيير روشنايي اين كهكشان ها در طول زمان است.

   دو تيم ?زمينه ي ژرف هابل? معتقدند كه در تحول كهكشان ها دو بخش كاملا جدا وجود دارد: بخش اول يا مرحله ي نوزادي كه نمايانگر كهكشان هايي است كه تازه به هم پيوسته اند و غبار موجود در اطراف آنها مانع از ديده شدن سياهچاله ي مركزي مي گردد و بخش دوم مرحله ي تغييرات نوري است كه در آن كهكشان تركيبي آنقدر از غبار پاك شده است كه مواد در حال بلعيده شدن در اطراف سياهچاله ي اصلي قابل رويت هستند.

   ?ويندهورست? توضيح مي دهد:?تفاوت واضح بين اين دو بخش بسيار تعجب آور است چون معمولا عقيده بر اين است كه تركيب كهكشان ها و فعاليت سياهچاله هاي مركزي ارتباط نزديكي با يكديگر دارند.در اطراف كهكشان ما اكثرا كهكشان هاي بالغ موجودند كه براي درك چگونگي شكل گيري آنها ، بايد جواني و نوزادي آنها را بررسي كرد.ما به وسيله ي ?زمينه ي ژرف هابل? تصاويري از كهكشان هاي اوليه به دست مي آوريم كه به ما كمك مي كند تا بر روي كهكشان هاي جوان مطالعه كنيم.?

   ارتباط بين رشد كهكشانها در جريان تركيب آنها و تغذيه ي سياهچاله هاي مركزي مدت ها مورد بررسي بوده است.اما نتايج ، سال ها بي فايده بوده اند.?ست كوهن? از دانشگاه آريزونا و سرپرست يكي از دو تيم مي گويد:? زمينه ي ژرف هابل اطلاعاتي با كيفيت بالا فراهم كرده و اين اولين اطلاعاتي است كه بوسيله ي آن ،  اين نظريه آزمايش شده است.ما در اين پژوهش بر روي 5000 كهكشان دوردست در مدت 4 ماه مطالعه كرده ايم.?

   رصدهاي زمينه ي ژرف هابل توجه منجمين را به ارتباط بين رشد سياهچاله هاي غول آسا و رشد كهكشان ها جلب كرده است.تيمي به سرپرستي ?آمبرا استرا? از دانشگاه ايالتي آريزونا ، زمينه ي ژرف هابل را براي يافتن كهكشان هاي نوزاد جستجو كردند.اين دسته از كهكشان ها به خاطر وجود گره ها و دم هايي كه بر اثر تركيب كهكشان ها ايجاد شده است به اين نام معروفند.اين قسمت ها (گره و دم) هنگامي پديدار مي شوند كه كهكشان ها اثر گرانشي خود بر ستارگان را از دست داده و تعدادي از آنها را در فضا رها مي كنند.اين تيم در حدود 165 كهكشان نوزاد يافت كه 6 درصد كل تعداد اين كهكشان ها را تشكيل مي دهد.?استران? مي گويد: ?اين كهكشان هاي نوزاد هيچ گونه تغيير در روشنايي از خود نشان نمي دادند.هنگامي كه تغييرات روشنايي پديدار شود ، نور از موادي كه در اطراف سياهچاله موجودند تابش مي شود.اين مواد قبل از بلعيده شدن گرم شده و شروع به تابش مي كنند هرچه اين مواد به سياهچاله نزديك تر مي شوند ، روشنايي آنها به سرعت تغيير مي كند.اين مطالعه بر روي كهكشان هاي نوزاد بيان مي كند كه سياهچاله ها در كهكشان هاي تركيبي از غبار پوشيده شده اند و در نتيجه مشاهده ي ماده ي بلعيده شده براي ما غير ممكن است.?

   تيم ?كوهن? در مورد روشنايي 4600 جرم در زمينه ي ژرف هابل مطالعه كرده اند.اين تيم در مورد 45 جرم كه يك درصد كهكشان هاي كم نور مطالعه شده را تشكيل مي دهند ، تغييرات قابل ملاحظه اي در روشنايي را ثبت كردند.اين واقعيت نشان مي دهد كه كهكشان ها احتمالا شامل سياهچاله هاي بسيار پرجرمي هستند كه از ستارگان و گازها تغذيه مي كنند.

   ?ويندهورست? مي گويد:?مدت تغذيه ي يك سياهچاله معمولي در حدود چند ميليون سال است.اين همانند آن است كه اين سياهچاله 15 دقيقه در روز را به تغذيه و بلعيدن اجرام نزديك خود اختصاص دهد. ?

   تجزيه و تحليل زمينه ي ژرف هابل نيز مطالعات قبلي تلسكوپ فضايي هابل بر روي سياهچاله هاي غول پيكر در مركز كهكشان هاي نزديك را تقويت مي كند.اين مطالعات نشان داده بودند كه ارتباط نزديكي بين جرم حباب مركزي و جرم سياهچاله ي مركزي در كهكشان ها برقرار است.كهكشان ها ار سياهچاله هاي مركزي با جرمي در حدود چند ميليون تا چند ميليارد جرم خورشيد تشكيل شده اند

 

گروه علمی نابغه های ایران



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: جمعه دهم آذر 1385 | بازديدها: |

 

آمار گيري از سياهچاله ها

 

 

آيا تا به حال از خودتان سئوال كرديد كه چند سياه چاله در نزديكي كره زمين قرار دارند؟ ناسا قبلا دست بكار شده و آنها را براي شما شمارش كرده است. بر اساس اطلاعات جمع آوري شده توسط ماهواره سويفت (Swift) كه با سازمان ناسا تعلق دارد تقريبا 200 ابر سياهچاله در محدوده 400 ميليون سال نوري كره زمين قرار دارند. وظيفه اصلي سويفت جستجوي آسمان براي يافتن فورانهاي پرتو گاما مي باشد كه در خلال آن اين فضا پيما به شكار اجرامي مي پردازد كه پرتوهاي ايكس گسيل مي كنند و ابر سياهچاله ها يكي از قدرتمندترين منابع پرتوهاي ايكس در آسمان مي باشند.

 

دانشمندان ناسا با استفاده از اين ماهواره نخستين آمارگيري جامع از كهكشانهائي كه سياهچاله هاي مركزي فعالي را در خود دارند انجام دادند. اين پروژه تمامي آسمان را به دفعات مكرر و طي يك دوره نه ماهه جستجو كرده است.

 

نقشه برداري و جستجوي كل آسمان نشان داده كه بيش از 200 ابر سياهچاله فعال (AGN) وجود دارند و يك آمار مشخص از فعاليت سياهچاله هاي كيهان پيرامون تهيه كرده است. اين گروه از دانشمندان تعداد زيادي سياهچاله جديد را كشف كرده كه قبلا مفقود بوده اند.

جك تولر از مركز پرواز فضائي گودارد در ناسا مي گويد" ما مطمئن هستيم كه ابرسياهچاله هاي بسيار فعالي را در محدوده 400 ميليون سال نوري زمين مشاهده كرديم. با گذشت هر ماه ، ما قادر هستيم نگاه عميق تري به درون كيهان داشته باشيم و در نتيجه اين آمار دقيق تر و غني تر مي شود."

 

ابر سياهچاله هاي فعال (AGN) جرمي به اندازه ميليونها و حتي بيليونها خورشيد را دارند كه در ناحيه هاي به اندازه منظومه خورشيدي ما جاي گرفته اند. واژه "فعال" به اين معني است كه اين نوع سياهچاله بطور فعال گاز و تمامي ستاره ها را به درون خود مي كشاند و مقادير بسيار زيادي انرژي توليد مي كند.

 

بنظر مي رسد تقريبا هر كهكشان بسيار بزرگي يك ابر سياهچاله درخود دارد. اما فقط درصد كمي از آنها فعال مي باشند. سياهچاله مركزي كهكشان ما خاموش در حالت كمون مي باشد و اين سياهچاله و سياهچاله هاي مشابه در آمارگيري سويفت قرار داده نشدند. زماني تمامي سياهچاله ها فعال بوده اند ، اما دليل اينكه چرا برخي فعال باقي مانده و بقيه در كيهان پيرامون فعلي در حالت كمون هستند به صورت يك راز باقي مانده است.

 

ريچارد موشتسكي كه يكي از آمارگيران همين گروه مي باشد مي گويد" بدون درك سياهچاله هاي نمي توان به شناختي از كيهان نائل شد. شايد حدود 20 درصد از تمامي انرژي تابشي گسيل شده در كيهان به گونه اي از فعاليت ابرسياهچاله هاي فعال منشا گرفته است.

فرشید کریمی



نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 | بازديدها: |

رویت هلال

بچه ها با نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان را به همه تبریک میگم

یه سری مطلب در مورد رویت هلال براتون گذاشتم امید وارم هلال ماه رو به راحتی رویت کنید

Ninja!


نويسنده: مهرداد ملک محمدی | تاریخ: چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 | بازديدها: |

بررسی رؤيت پذيری هلال
 

بررسی رؤيت پذيری هلال رمضان 1426 بر اساس معيار پروفسور برنارد يالوپ

 

بنام خدا

با سلام خدمت  اساتید ، همکاران وکارشناسان رصدگر هلال وسایر علاقه مندان به موضوع رؤیت هلال ماه

بعد از گذشت هشت ماه انتظار( از هلال محرم 1426 ) دوباره فرصت آن رسید تا بتوانیم بار دیگر معیارهای رؤیت هلال را بیازماییم (در اینجا فقط به بررسی معیار یالوپ می پردازیم)، اینبار قرعه به نام هلال ماه مبارک رمضان افتاده است و چه هدیه ای از این بهتر که بتوانیم با یک تیر چند نشان را بزنیم ؛ از یک طرف ارزش فراوان مذهبی  و از طرف دیگر ارزش علمی  رؤیت این هلال باعث صد چندان شدن جذابیت آن شده است . موقع آن رسیده که رصدگران هلال بار دیگر سر از پا نشناخته و با برنامه ریزی بسیار دقیق و مسلح کردن خود به انواع و اقسام ابزارهای رصدی مناسب بر حسب موقعیت جغرافیایی به شکار این موهبت الهی (هلال دل فریب) بپردازند. ارتفاع کم این هلال وبه دنبال آن مکث بسیار کم آن باعث تبدیل شدن این هلال به یک هلال بحرانی شده است وبرای رصد آن احتیاج به یک افق عاری از گرد وغبار ویا ابر هستیم .

 

- مقارنه ماه و خورشيد برای هلال رمضان 1426

مقارنه ماه و خورشيد ، هنگامی است که مراکز زمين ، ماه و خورشيد در يک صفحه قرار گيرند. اگر در اين زمان ، مراکز اين سه جرم بر روی يک خط قرار داشته باشند پديده ی خورشيد گرفتگی مشاهده خواهد شد. مقارنه ماه و خورشيد برای هلال رمضان 1426  در ساعت 10:28 روز دوشنبه 3 اکتبر 2005 به وقت بین المللی ( ساعت 13:58 روز دوشنبه 11 مهر 1384 مصادف با 28 شعبان 1426 به وقت رسمی ایران ) روی خواهد داد. بر اساس قواعد علم نجوم ، ماه قمری از زمان وقوع مقارنه ماه و خورشيد آغاز می شود ولی بر اساس احکام فقهی ، ملاک آغاز ماه قمری ، رويت هلال ماه ، پس از غروب خورشيد است.

 

- وضعيت رويت پذيری هلال رمضان 1426 در غروب روزدوشنبه 11 مهر1384 ، 28 شعبان 1426 و 3 اکتبر 2005

نقشه زیر وضعيت رويت پذيری هلال رمضان 1426 را برای روز دوشنبه 11 مهر 1384 نشان می دهد. بدليل فاصله زمانی بسيار کم بين مقارنه ماه و خورشيد با غروب خورشيد روز دوشنبه 11 مهر ماه ، نه تنها در ايران ، بلکه در هيچ نقطه از خشکی های کره زمين ، هلال رمضان ، در غروب روز دوشنبه قابل رويت نخواهد بود

 

در سه نقطه شاخص واقع در شمال غرب ، غرب و جنوب غربی ايران ، مختصات هلال رمضان در زمان غروب خورشيد روز دوشنبه 11مهر ماه به شرح ذيل است:

 

آبادان

نفت شهر

روستای پير احمد کندی

 

30:20N  48:18E

33:59N  45:24E

39:22N  44:02E

مختصات شهر

18:00

18:10

18:13

زمان غروب خورشيد

-0.020°

-0.029°

-0.152°

ارتفاع ماه

-1.468°

-1.616°

-1.744°

اختلاف سمت ماه و خورشيد

1.500°

1.635°

1.746°

جدائی زاويه ای ماه و خورشيد

0.03%

0.03%